رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 7 خبر


  • پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
  • الخميس ۱۳ صفر ۱۴۴۲
  • 2020 Thursday 1 October

معصومه بیات این روزها فیلمنامه فیلم “رگ خواب” را به عنوان نویسنده در حال اکران دارد، فیلمنامه‌ای که براساس شخصیت یک زن نوشته شده است و البته بازتاب‌های متفاوتی را بین مخاطبان خود داشته است. از بیات پیش از این سریال «بیا از گذشته حرف بزنیم» را دیده‌ایم. نقطه مشترک کارها و حضور حمید نعمت […]

معصومه بیات این روزها فیلمنامه فیلم “رگ خواب” را به عنوان نویسنده در حال اکران دارد، فیلمنامه‌ای که براساس شخصیت یک زن نوشته شده است و البته بازتاب‌های متفاوتی را بین مخاطبان خود داشته است. از بیات پیش از این سریال «بیا از گذشته حرف بزنیم» را دیده‌ایم. نقطه مشترک کارها و حضور حمید نعمت الله در مقام کارگردان است که البته همسر او هم هست.

فیلم سینمایی «رگ خواب» قصه بخشی از زندگی کاراکتری به نام مینا است که بعد از جدایی از همسرش به دنبال شغل و محل اسکانی می‌گردد. در این مسیر با کامران مدیر رستورانی که در آن کار می‌کند آشنا می‌شود. کامران سرپناهی به او می‌دهد و مینا تحت تاثیر حمایت‌ها و محبت‌های کامران به او دل می‌بازد، کامران نیز به مینا اشتیاق نشان می‌دهد. هر چه می‌گذرد و عشق مینا به کامران کاسته نمی‌شود و اوج می‌گیرد. اما کامران دیگر قصد ادامه ندارد…

به بهانه اکران این فیلم سینمایی با معصومه بیات؛ نویسنده آن به گفت‌و‌گو نشستیم.

* روایت کردن داستان‌هایی که عشق زنان به مردها را به تصویر می‌کشند در سینمای ما سخت است آن هم به دلیل یک سری از خط قرمزهایی که در سینما وجود دارد. چطور این خط قرمزها را رعایت کردید و با ظرافت آن را درآوردید؟

این امر امکانپذیر هست که با وجود همه خط قرمزها به طریقی به موضوعی که می‌خواهیم بیان کنیم، نزدیک شویم. بخشی از آن را بگوییم و بخش دیگرش را تصویر کنیم. اما معمولا خیلی موارد قبل از اینکه به گفتن و تصویر شدن درآیند در ذهن خود ما معدوم می‌شوند. البته گمان می‌کنم احساس عشق آنقدر هیجان‌انگیز و تکان‌دهنده است که اگر واقعا در فیلم وجود داشته باشد خود به خود از جایی سر می‌زند و خود را نشان می‌دهد، به رخ می‌کشد و تاثیر می‌گذارد.

اصولا ممکن است موضوع خیلی از فیلم‌ها داستان عشقی باشد اما با خود، هیچ حس عاشقانه‌ای ندارد. انگار که سازنده فیلم به تماشاگر بگوید «قبول کن که فلانی عاشق فلانی است و حالا برویم دنبال باقی ماجرا!» اما ما سعی کردیم که «رگ خواب» با خود احساس عاشقانه داشته باشد و به گمانم همینطور هم شد.

* در شخصیت‌پردازی شخصیت مینا و کامران، از گذشته آن‌ها صحبتی نمی‌شود و این موضوع سوالات زیادی را در ذهن بیننده در مورد خانواده و یا گذشته آنها ایجاد می‌کند چرا این موضوع در فیلمنامه نادیده گرفته شده؟

به نظر من سوال بی‌پاسخی باقی نمانده است. البته نه به این معنا که فیلمنامه بی‌عیب و نقص است بلکه منظورم این است که در مورد این سوال بخصوص، گمان می‌کنم هرقدر اطلاعات در مورد شخصیت‌ها لازم بوده در فیلم آورده شده است. موضوع این است که گاه در مورد شخصیت‌های فیلم خیلی اطلاعی نداریم که بخواهیم به تماشاگر بدهیم اما اینجا واقعا اطلاعات خیلی زیادی وجود داشت که خیلی از آن‌ها در مراحل مختلف حذف شد، چرا که لزومی نداشت بیشتر از آن وقت فیلم گرفته شود. گمان می‌کنم ما به عنوان تماشاگر عادت کرده‌ایم که فیلم‌ها روی اطلاعات کمی که می‌دهند حسابی تاکید کنند. ممکن است موضوع از این عادت دیرینه سرچشمه بگیرد؟ اگر اینطور نیست من می توانم سوال‌های شما را بشنوم که بابت کمبود اطلاعات پیش آمده است.

* سوال من به این دلیل است که چرا در فیلم نشان داده نمی‌شود و یا حرفی از گذشته این دو شخصیت زده نمی‌شود مثلا اینکه کامران چه کسی است؟ از چه خانواده‌ای است؟ از کجا آمده؟ و یا در مورد مینا هم به جز یک اشاره کوچک به پدرش، گذشته اش باز نمی‌شود.

به نظرم اینها تا حدی سلیقه‌ای است. از نظر من همان مقدار اطلاعات راجع به شخصیت‌ها کفایت می‌کند. مثلا در فیلم گفته شده که مادر مینا خیلی زود فوت کرده، بعد چند سال پدرش زن گرفته و مینا که احساس می‌کرده وجودش دیگر در خانه اهمیتی برای پدرش ندارد، راه حل اشتباهی پیدا می‌کند و برای رفتن از خانه با مرد نامناسبی که دوستش هم ندارد ازدواج می‌کند و از خانه می‌رود. بعد هم نمی‌تواند هیچ جوری زندگی را ادامه دهد چون با مردی که آنقدر معتاد است نمی‌توان ادامه داد. همه اینها که گفتم قرینه لفظی در فیلم دارد و این اطلاعات از نظر من کافی است.

* و اما گذشته کامران چه می‌شود؟

کامران هم که برای موفق شدن راه‌های مختلفی را رفته و حالا هم تصمیم گرفته با نزدیک شدن به زن صاحب فست فودی و جلب اعتمادش از راه گسترش این شغل در کنار خانم منصور به توفیق برسد. دیگر لزومی نداشت بدانیم چند تا خواهر و برادر هستند و چه و چه …

* تقریبا با تصویری که از مینا در قصه نشان داده می‌شود به نظر می‌رسد تحت هیچ شرایطی او حاضر به پذیرفتن این نیست که در زندگی کامران جایگاهی ندارد، پس چرا باید تا این حد خود را عاشق نشان ‌دهد؟

آنچه در فیلمنامه در نظر داشتم اهمیت ندادن به ماجرا بود. به این معنی که برایم اهمیتی نداشت که مینا چگونه و به چه طریقی می‌خواهد از ماجرا و علت سردی‌های کامران باخبر شود. یا اینکه بخواهم به صورت کلیشه دست کامران را رو کنم. اهمیت ماجرا برای من آنجا بود که مینا خودش بخواهد و واقعیت را ببیند و بپذیرد. در زندگی معمولی همه آدم‌های این جامعه هم همینطور است، تا زمانی که شخصی نخواهد چیزی را قبول کند آن را نادیده می‌گیرد.

* گذشته از بازی لیلا حاتمی که در جشنواره دیده شد و جایزه گرفت، کوروش تهامی هم بازی فوق العاده‌ای داشت و یکی از بهترین نقش‌هایی بود که تاکنون بازی کرده است، چرا بازی او در جشنواره دیده نشد و آیا از ابتدا این نقش ها برای همین بازیگران نوشته شده بود؟

اینکه چرا بازی کوروش تهامی دیده نشد البته سوال من هم هست. او بازی فوق‌العاده‌ای داشت. برایم جالب توجه بود که یک بار پیش از اکران فیلم می‌گفت امیدوارم بعد از تماشای فیلم از من متنفر نشوید، چون بازی‌اش کاملا باور پذیر بود. به نظرم داورها هم مثل خیلی‌ها جسارت این را ندارند که نظر شخصی داشته باشند و یک قضاوت کاملا شفاف و درست داشته باشند. چند بازیگری هستند که همه از بازی آنها مطمئن هستند و هر سال هم همان‌ها جایزه می‌گیرند. جایزه دادن به آنها، داوران را در معرض «تایید نشدن» قرار نمی‌دهد و باعث نمی‌شود کسی به آن‌ها بابت انتخابی که داشته اند اعتراض کند؛ چون همه می‌دانند به عنوان مثال نوید محمدزاده بازیگر بسیار خوبی است اما آیا هر سال بازیگری که پیشینه پر از موفقیتی دارد با بازیگری که این پیشینه را ندارد به طور مساوی مورد قضاوت قرار می گیرند؟ گمان نمی‌کنم.

درباره موضوع نقش‌ها و بازیگران هم زیاد صحبت شد اما مثلا درباره خانم آزیتا لاچینی عزیز و نقش کوتاهی که بسیار درخشید چیزی گفته نشد. خانم لاچینی آنطور که تصور می‌کردم و دلم می‌خواست نقش‌شان را اجرا کردند، هر بار که فیلم را می‌بینم با دیدنش هیجان‌زده می‌شوم. همین طور بازیگران دیگر فیلم از جمله غزاله جزایری، لیلا موسوی و اصغر پیران و… اینها بازی‌های درخشان و به یاد ماندنی داشتند که باید دیده شوند و تحسین و قدردانی شوند. می‌توان درباره نقش آن‌ها و بازی‌هایشان مفصل صحبت کرد. کاش منتقدان و روزنامه‌نگاران خط مشی‌شان جدا از داوران جشنواره‌ها باشد تا بتوانند خودشان زیبایی‌ها را کشف کنند و درباره‌اش صحبت کنند. به کار اعتبار بدهند.

* شما برای جنبه روانشناختی فیلم هم که خیلی مورد تاکید هست، مشاور داشته‌اید؟

خوشبختانه بله. همان‌طور که در تیتراژ فیلم آمده، از راهنمایی‌های ‌دکتر ویدا مبشر استفاده کردم که روانپزشک متبحری هم هستند. دلم می‌خواست منطق روانشناختانه فیلم دچار مشکل وکم و کاستی یا تناقضی نباشد که خوشبختانه از این کمک بهره‌مند شدم.

* اگر می‌توانستیم زمان را به عقب بازگردانیم و شما می‌توانستید از اول دوباره فیلمنامه را بنویسید آیا با توجه به نقدها و حساسیت‌هایی که در مورد موضوع زن یا مرد یا ضدزن و ضدمرد بودن پیش آمد، تغییری در فیلمنامه می‌دادید و اگر همین طور است چه تغییراتی؟

خیر. نقدها و اعتراض ها باعث نمی‌شود تغییری در فیلمنامه به وجود بیاورم اما حتم دارم که برای بهتر شدنش تلاش بیشتری می‌کردم. با توجه به اینکه هر وقت متنی دارم بارها و بارها آن را می خوانم و دوباره بازنویسی می‌کنم و ممکن است با توجه به سلیقه و عقیده خودم روی آن تغییراتی به وجود بیاورم. مثل اینکه وقتی در خانه می‌نشینی و فرصت داری و شروع می‌کنی دکوراسیون را تغییر می‌دهی. گاهی برای من پیش آمده که آنقدر چیدمان خانه را تغییر داده‌ام که سرآخر به جایی رسیده‌ام که احساس رضایت داشته‌ام اما آنقدر همه چیز تغییر کرده که تقریبا به وضعیت اول خودش پیش از شروع تغییر رسیده است.

* از استقبال تماشاچیان از فیلم راضی هستید؟ یعنی فروش فیلم همان گونه بود که حدس می‌زدید؟

بله. البته اگر تبلیغات فیلم بهتر بود طبیعی است که روی فروش فیلم تاثیر به سزایی می‌گذاشت، مثلا فیلم‌هایی که تیزر تلویزیونی آن‌ها روزی چندین بار پخش می‌شود، دست کم مردم را از وجود فیلم آگاه می‌کند بعد از با خبر شدن مردم، باید راجع به استقبالشان قضاوت کرد اما با این وضعیت متفاوت و تبعیض‌آلود تبلیغات که انگار قرار نیست هیچ وقت هم درست شود، روی عنصر تبلیغ خیلی نمی‌توان حساب باز کرد.

منبع: آنا

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار