رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 10 خبر


  • سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹
  • الثلاثاء ۱۰ ربيع أول ۱۴۴۲
  • 2020 Tuesday 27 October
  • جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷ - ۱۸:۴۵
  • کد خبر : 31986
  • تئاتر
  • چاپ خبر : لبخند وودی در همای سعادت

نمایش “با من بخند وودی” در تماشاخانه ای کمتر شناخته شده در غرب شهر و به دور از ازدحام سالن های شناخته شده و بنامِ مرکز، هنرآموختگان امروز و دیروز خود را در فضایی صمیمی، گرد آورده تا ساعتی ما را مهمان شادی کند. کارگردان جوان اثر که پیشتر بازیگری را در حیطه تئاتر انتخاب […]

نمایش “با من بخند وودی” در تماشاخانه ای کمتر شناخته شده در غرب شهر و به دور از ازدحام سالن های شناخته شده و بنامِ مرکز، هنرآموختگان امروز و دیروز خود را در فضایی صمیمی، گرد آورده تا ساعتی ما را مهمان شادی کند. کارگردان جوان اثر که پیشتر بازیگری را در حیطه تئاتر انتخاب کرده بود، کارگردانی این اثر را کنار بازی در آن، به عهده گرفته است و از اولین تجربه جدی کارگردانی خود می گوید.

_ نمایشی بیشتر از انتظار خوب را شاهد بودیم و بیش از یک ساعت خندیدیم. نمایشنامه هایی از وودی آلن با برداشت زیبا و پرداخت خوب. ایده آن از جای خاصی آمده است؟

ایده اولیه چند سالی بود که در ذهنم وجود داشت. ایده اجرای چهارنمایشنامه کوتاه از وودی آلن: “مرگ دستش را رو می کند” که به غلط مرگ در می زند نیز ترجمه شده است،”پرسش”،” شوکران نوشی من”، و “دراکولا”. هر بار در مسیر اجرای این ایده به مشکلی برخورده بودم تا اینکه آقای دولتی مدیر تماشاخانه و آموزشگاه “همای سعادت” پیشنهاد دادند نمایشی به عنوان پایانامه هنرآموختگان این مرکز انجام شود؛ و این ایده قدیمی باز به ذهنم خطور کرد. به دلیل کمبود تعداد بازیگران  و اصراری که بر بازی هر بازیگر تنها در یک نقش داشتم، تصمیم گرفتم که داستان کوتاهی به نام “داستان های حسیدیک به روایت آقای دانشمند” را جایگزین “دراکولا” کنم. و آنرا تبدیل به یک منولوگ کردم. همچنین کنار بازیگرانی که اولین تجربه کاری خود را داشتند از دوستان قدیمی تر تئاتر هم دعوت به بازی کردم تا هم بار کار بیشتر شود و هم کمک رسان باشند.

_ اتفاقا این اختلاف میان بازیگران تازه کار به نسبت سایرین کاملا مشهود بود و این عدم یکدستی در نحوه بازی بازیگران به اعتقاد من عامل ضربه زننده ای بود. شاید می شد با تمهیدی در کارگردانی آنرا پوشش داد.

من از بازی تمامی بازیگران رضایت کافی دارم و این یکسان نبودن بازی آنها جزئی از کار محسوب می شود که تعمد داشتم در نشان دادن آن و توقع من را از بازی برآورده کرده است.

_ متون منتخب شما، حاوی بار طنزی هستند که برای مخاطب ایرانی با توجه به تفاوت های فرهنگی نامأنوس است؛ با این وجود، شوخی های این اجرا به فرهنگ ایرانی بسیار نزدیک شده و از مخاطب خنده می گرفت. آیا دستکاری های شخصیتان در این متون و ایجاد قرابت با سلیقه مخاطب ایرانی را دراماتورژی می دانید و در این صورت چرا نامی از دراماتورژ در بروشورکار دیده نمی شود؟

موافقم. حتی در مقایسه بین دو طنزنویس معاصر و هم وطن: “وودی آلن” و “نیل سایمون” گفته می شود که آثار نیل سایمون از جهان شمولی ای برخوردار است که در آثار آلن دیده نمی شود و طنز او طنزی آمریکایی است. باید با فرهنگ و اصطلاحات آمریکایی آشنا بود برای درک درست طنز نهفته در کارهای وودی آلن. شخصاً بدلیل علاقه فراوانی که به سینمای هالیوود و سینمای وودی آلن دارم، کارهای او را مورد مطالعه قرار داده ام و تلاش کردم با اصطلاحات و طنز نهفته آثارش آشنا شوم. لذا در این چهار اثر منتخب آنچه برای مخاطب ناآشنا بود را با اصطلاحات امروز و آشنای فارسی جایگزین و آنها را با فرهنگ ایرانی نزدیک کردم. به گونه ای که هم نزدیک به اصل آن باشد و هم قابل درک برای مخاطب. با این وجود این تغییرات را دراماتورژی نمی دانم و معتقدم دراماتورژی بحث گسترده ایست که از دانش من خارج است.

در فرم  و ساختار اجرا شاهد پیوستگی هستیم ولی در محتوا این پیوستگی وجود ندارد. می شد این پیوستگی در محتوا هم اتفاق بی افتد.

اتفاقاً در ارتباط با ایده اولیه با هرکس که صحبت کردم پیشنهاد پیوستگی و مرتبط کردن اپیزودها به هم را می داد، ولی من موافق آن نبودم چرا که شکل فعلی با اجرای برشتی و فضای داداایسمی ای که دراجرا وجود دارد و برای من اهمیت اصلی را داشت، همخوانی بیشتری دارد. تمام تلاش من برای بولد کردن این فضا است. در واقع این اپیزودها فقط اجرا می شوند اصل ماجرا در فضای کار و فرم اجرا اتفاق می افتد.

اپیزود آخر_ باز اجرای یک قطعه راک_  چه کارکردی در این نمایش داشت؟

در زمان انتخاب موسیقی برای نمایش  به این اثر از “سرج تانکیان” رسیدم که شعری بسیار غم انگیز دارد: روایت کسی که معشوق ش را از خود رانده  و نهایتاً آن معشوق مرده است. این شعر غم انگیز همچنان که خود سرج تانکیان در مصاحبه ای می گوید، بصورت بسیار شاد و ریتمیک اجرا شده و برخورد بسیار شادی با این روایت تلخ داشته است؛ به نظرم این به مفهوم طنز به صورت عام و آثار وودی آلن به صورت خاص خیلی نزدیک است. موضوعاتی غمناک که با کاوری شاد و خنده آور ارایه می شود. همچنین ترجیع بند شاد و روان آن که به کار ما نزدیک است علل  انتخاب این موزیک بود.

نکته چشمگیر و مثبت در این اجرا بی تکلفی، راحتی و روانی بازی بازیگران و دوری از تصنع است؛ این آزادی عمل و راحتی در صحنه از کجا آمده است؟

این اولین کار جدی کارگردانی من است و تلاش من تجربه کردن و به اجرا درآوردن تمام ذهنیتم بدون هیچ سانسوری بوده است. در حقیقت یک کار کاملاً شخصی محسوب می شود که در آن آزادی عمل کامل به خرج داده ام. در واقع هرآنچه که دوست می داشته ام به عنوان یک تجربه روی صحنه آورده ام. همین آزادی عمل و نداشتن خودسانسوری در بازیگران هم دیده می شود. این اجرا تماماً علاقه شخصی من بوده و خوشحالم که ظاهرا بر مذاق مخاطب هم خوش آمده است و بازخوردهای دور از انتظار گرفته ایم؛ قطعا آگاهی از نظرات و گرفتن بازخورد از مخاطب برای کارهای آتی بسیار مفید خواهد بود.

سینماخانه / خبرنگار: نازنین حبیبی

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار