رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


  • شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹
  • السبت ۱۰ شعبان ۱۴۴۱
  • 2020 Saturday 4 April
  • دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۸:۵۲
  • کد خبر : 43643
  • تئاتر
  • چاپ خبر : ماندات نمایشی روسی است که از نمایشنامه حکم نیکلای اردمان اقتباس شده است

پوریا جلال وندی نویسنده و کارگردان نمایش «ماندات» در مصاحبه اختصاصی با سینماخانه به شرح این نمایش پرداخت و عنوان کرد: ماندات نمایشی روسی است که از نمایشنامه حکم نیکلای اردمان اقتباس شده است، معنای کلمه ماندات حکم حکومتی بوده و اشاره به حکم تایید عضویت در حزب کمونیست می باشد. این نمایش در سال […]

پوریا جلال وندی نویسنده و کارگردان نمایش «ماندات» در مصاحبه اختصاصی با سینماخانه به شرح این نمایش پرداخت و عنوان کرد: ماندات نمایشی روسی است که از نمایشنامه حکم نیکلای اردمان اقتباس شده است، معنای کلمه ماندات حکم حکومتی بوده و اشاره به حکم تایید عضویت در حزب کمونیست می باشد. این نمایش در سال ۱۹۲۰ در مسکو اتفاق می افتد و نشان دهنده اوضاع جامعه شوروی پس از انقلاب کمونیست ها و سرنگونی تزارها می باشد.

وی در ادامه به شرح خلاصه ای از این نمایش پرداخت و گفت: پدر خانواده ای کمونیست جهت اهداف شخصی خویش، از خانواده ای ارتودوکس (ضد کمونیست) اقدام به برگزیدن دختری جهت ازدواج با پسر خویش می نماید و شرط این وصلت را کمونیست شدن برادر عروس می گذارد. خانواده ی دختر که در شرایط سختی قرار دارند قبول می کنند ولی پسر خانواده حکم صادره از سوی حزب را خودش جعل می کند و در این بین اتفاق های جالب بسیاری رخ می دهد.

جلال وندی در این نمایش به اتفاق های تاریخی در آن دوران اشاره کرد و افزود: از جمله این اتفاق ها شایعه زنده بودن ملکه آناستاسیا دختر نیکلای دوم آخرین تزار روسیه است که مردم بر این باور بوده اند که پس از تیرباران شدن خانواده نیکلای دوم به دلیل شناسایی نشدن جنازه آناستیا، دختر تزار زنده است و بر پایه این باور تا ٧٠ سال بعد، بیش از ٣٠ نفر مدعی شدند که آناستاسیا هستند و نهایتاً سرنوشت ملکه برای همیشه مبهم ماند. در این نمایش شرایط ضعیف اقتصادی و اجتماعی مردم آن دوران، دورویی و ریاکاری فزاینده ای که جامعه شوروی را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود را به وضوح نشان می دهد.

شاید در اینجا لازم باشد در خصوص نیکلای اردومان نویسنده نکاتی را بدانیم، نیکلای رابرتوویچ اِردمان نمایشنامه‌نویس روس. دو نمایشنامه طنز انتقادی وی به نام‌های حکم و خودکشی‌کننده در دهه ۱۹۲۰ میلادی از پیش ‌درآمدهای کمدی‌ های انتقادی نویسندگانی بودند که سعی در نمایش کاستی‌های سیاسی و اجتماعی حکومت آن زمان شوروی داشتند.

وی در ۱۶ نوامبر ۱۹۰۰ در خانواده حسابداری از آلمانی‌تبارهای حاشیه دریای بالتیک به دنیا آمد. از نُه‌سالگی شعر می‌گفت. در دوره نوجوانی، فوتوریسم و شعر مایاکوفسکی بر او تأثیر فراوانی گذاشت. در ۱۹۱۸ با ایماژینیست‌ها، از جمله شرشنوویچ، مارینهوف و یسنین آشنا شد و با آنان همکاری کرد. نخستین شعرش در ۱۹۱۹ به چاپ رسید و در همان سال به خدمت ارتش سرخ فراخوانده شد. در طول خدمت در ارتش و پس از آن نیز شعرهایش در نشریه‌های مختلف چاپ می‌شد. در همان سال‌ها با نوشتن لیبرتو برای اپرا و باله در محافل نمایشی مسکو اسم و رسمی به هم زد، ولی شهرت و جایگاه اصلی او در تاریخ ادبیات و تئاتر روسیه مدیون دو نمایشنامه کمدی او به نام‌های حکم و خودکشی‌کننده است.

در نمایشنامه حکم، گروهی از دل‌سپردگان به رژیم تزاری پیش از انقلاب به تصویر کشیده شده‌اند که میان کشش درونی به نظام پیشین و تلاش برای همساز‌شدن با نظام جدید سرگردانند. نخستین اجرای این نمایشنامه در ۲۰ آوریل ۱۹۲۵ به کارگردانی میرهولد روی صحنه رفت و پس از آن در پترزبورگ، کازان، باکو، اُدِسا، یاروسلاول، اوفا، خارکوف، سامارا، سوِردلوفسک و… و همچنین در برلین (۱۹۲۷) و ژاپن (۱۹۳۴) به نمایش در آمد. اجرای آن با موفقیت فراوانی همراه بود و در جامعه هنری و نمایشی روسیه همانند رویدادی بزرگ و مهم پذیرفته شد و در همان فصل نخست، بیش از صد بار در تئاتر میرهولد روی صحنه رفت. گارین، بازیگر نامدار روس، با بازی در نقش پاول گولیاچکین، قهرمان اصلی اثر، بود که به شهرت رسید. موسیقی نمایش نیز ساخته دمیتری شوستاکوویچ نوزده‌ساله بود که در آن زمان هنوز دانشجوی کنسرواتوار بود. آوازه نمایشنامه به ماکسیم گورکی که در آن زمان در سورنتو (ایتالیا) زندگی می‌کرد نیز رسید و اِردمان با مأموریتی که لوناچارسکی برایش ترتیب داد، دو هفته در ایتالیا مهمان گورکی بود.

اِردمان بلافاصله پس از نخستین اجرای حکم، کار روی دومین نمایشنامه بزرگ خویش را آغاز کرد: خودکشی‌کننده. وی در سال ۱۹۲۸ برای اجرای این نمایشنامه با میرهولد قرارداد بست، ولی انتقادهای گزنده موجود در اثر، موجب شد تا نمایش آن ممنوع اعلام شود. تئاتر واختانگوف نیز موفق نشد اجازه اجرای آن را به دست آورد. استانیسلافسکی که شیفته نمایشنامه شده بود (معروف است که پس از شنیدن متن آن فریاد می‌زد: “گوگول! گوگول!”)، نامه‌ای به استالین نوشت و با اشاره به نظر مساعد گورکی و لوناچارسکی به این اثر، خواستار صدور اجازه نمایش آن شد. یک جلسه بازبینی با حضور مقاماتی مانند کاگانوویچ، پاستیشف (منشی استالین)، پاسکریوبیشف، استتسکی و… برگزار شد که در آن، فقط پرده سوم نمایشنامه اجرا شد، ولی همان کافی بود که این کمیسیون اجرای عمومی نمایش را ممنوع کند.

متن روسی خودکشی‌کننده نخستین بار در ۱۹۶۹ در آلمان غربی به چاپ رسید و در همان سال در سوئیس روی صحنه رفت؛ ولی در شوروی حتی در دورهٔ ذوب شدن یخ‌ها نیز تئاترهای واختانگوف و کاتانگا نتوانستند اجازه نمایش آن را به دست آورند و حتی در سال ۱۹۸۲، یعنی دوازده سال پس از مرگ اِردمان، اجرای پلوچک از نمایشنامه او، پس از نخستین اجرا از برنامه تئاتر برداشته شد.

 

اِردمان در سال ۱۹۳۳ سر صحنه فیلمبرداری فیلم بچه‌های خوشحال دستگیر و به سیبری تبعید شد. علت دستگیری، سرودن حکایتی منظوم بود که شخصی با بی‌احتیاطی آن را در مراسمی در کرملین خوانده بود. در تیتراژ فیلم مشهور بچه‌های خوشحال که در ۱۹۳۴ به نمایش درآمد، نام نویسندگان سناریو، ن. اِردمان و و. ماس برداشته شد.

در ۱۹۳۴ تبعیدگاه اِردمان به تومسک تغییر یافت. در تئاتر تومسک متن رمان مادر گورکی را برای اجرا بر روی صحنه آماده کرد. در ۱۹۳۶ اجازه یافت در شهر تور سکونت کند و آنجا کار روی سناریوی فیلم ولگا، ولگا (برنده جایزه دولتی در ۱۹۴۱) را آغاز کرد. تا جنگ جهانی دوم در شهرهای کوچک مختلفی که زندگی کردن در آن‌ها برای تبعیدیان مجاز بود به سر می‌برد. در ۱۹۳۸ در یکی از سفرهای مخفیانه‌اش به مسکو، در آپارتمان میخاییل بولگاکوف پرده نخست نمایشنامه هیپنوتیزم‌کننده را برای او خواند (اِردمان هیچ‌گاه این نمایشنامه را به پایان نرساند). در همان سال بولگاکوف در نامه‌ای از استالین خواست که به اِردمان اجازه سکونت در مسکو داده شود. نامه بی‌جواب ماند.

در زمان جنگ جهانی دوم، پس از درخواست‌های مکرر از جانب اِردمان و امتناع حکومت، به ارتش فرا خوانده شد: در واحدی متشکل از افراد فاقد حقوق اجتماعی و کشیشان سابق. به نفرات این واحد حتی سلاح و لباس نظامی هم داده نمی‌شد. در عقب‌نشینی‌های طولانی، اِردمان که به سختی بیمار شده بود به ساراتوف رسید و از آنجا با دستور بریا به مسکو و گروه رقص و آواز ان.کا.و.د. (کمیساریای مردمی امور داخلی) فرا خوانده شد و تا ۱۹۴۸ در آنجا به آماده‌کردن آثار مختلف برای اجرا بر روی صحنه مشغول بود.

اِردمان در سال‌های بعد نیز عمدتاً به نوشتن متن آثار نمایشی، از قبیل نمایشنامه، فیلمنامه، میان‌پرده، لیبرتو، متن نمایش‌های سیرک و… اشتغال داشت. همکارانش در این کارها و. ماس و م. والپین بودند. در ۱۹۶۴ مشاور یوری لوبیموف و عضو غیررسمی شورای هنری تئاتر تاگانکا شد و برای این تئاتر نسخه نمایشی قهرمان عصر مای لرمانتوف (با همکاری لوبیموف) و میان‌پرده‌ای بر اساس نمایشنامه منظوم پوگاچوف از سرگئی یسنین را آماده کرد. لوبیموف سرانجام در ۱۹۹۰ موفق شد نمایشنامه خودکشی‌کنندهی اِردمان را روی صحنه ببرد.اِردمان در ۱۰ اوت ۱۹۷۰ در مسکو درگذشت.

این نمایش با یازده پرسوناژ در حدود دو ماه بسته شد و وی سابقه ی کارگردانی نمایش کمدی سیاه در تماشاخانه دیوارچهارم،کارگردانی و بازی در نمایش خنکای ختم خاطره در جشنواره ثمر، کارگردانی و بازی در نمایش اتاق ورونیکا در دانشگاه تهران، بازی در نمایش کاریزماه در خانه هنرمندان  را در کارنامه خود دارد.

نمایش ماندات به کارگردانی پوریا جلال وندی به مدت سه شب در بخش پلاس سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر در مجموعه دیوار چهارم اجرا می رود. اجرای عموم این نمایش در سال ٩٩ خواهد بود.

سینماخانه / خبرنگار: پیام احمدی کاشانی

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار