رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 6 خبر


  • سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
  • الثلاثاء ۲۱ ذو الحجة ۱۴۴۱
  • 2020 Tuesday 11 August

این مشاهده گر شفیق زندگی معاصر را بعضی از سختگیرترین و کمال گراترین سینما دوستان تاریخ این هنر، بزرگترین کارگردان می شناسند. از آن طرف تقریبا تمام آثار رنوار به عنوان فیلم هایی در متن سینمای عامه پسند فرانسه و آمریکا ساخته شده اند؛ بی هیچ ادعایی برای انقلاب در فرم. انتخاب چند فیلم پیاپی […]

این مشاهده گر شفیق زندگی معاصر را بعضی از سختگیرترین و کمال گراترین سینما دوستان تاریخ این هنر، بزرگترین کارگردان می شناسند. از آن طرف تقریبا تمام آثار رنوار به عنوان فیلم هایی در متن سینمای عامه پسند فرانسه و آمریکا ساخته شده اند؛ بی هیچ ادعایی برای انقلاب در فرم. انتخاب چند فیلم پیاپی از کارنامه رنوار در دوره ای مشخص می تواند انسجامی مثال زدنی را ثابت کند. حال آنکه مقایسه چند دوره باهم ممکن است بیشتر مایه ی سردرگمی شود و کیفیت متفاوت فیلم های این دوره ها و مضامین آن ها را در تضاد با یکدیگر نشان دهد. او را پرچم دار سینمای اومانیستی می دانند؛ اما کارنامه اش به عنوان یک “کل” به سختی در اشکال متعارف اومانیسم جا می گیرد. شاید مقصود استفاده کنندگان این صفت آن بخشندگی، گذشت و عدالتی باشد که رنوار در مواجهه با آدم ها نشان می دهد. اگر چنین است، ساده تر این که بگوییم نیکی، حتی در سیاه ترین داستان ها و سیاسی ترین فیلم ها، آثار او را ترک نمی کند. فریبندگی سینمای رنوار، برخلاف سینمای ولزیا لانگ، از ترکیب دقیق فلسفه ای شخصی با فرمی که تمام و کمال اختراع خود فیلمساز باشد ناشی نمی شود. با وجود این، هر بیننده ای  می تواند با تماشای “بودوی نجات یافته از آب”، “گردشی در ییلاق” ، “توهم بزرگ” و “قاعده بازی” نبوغی را باز شناسد که به شکلی طبیعی در حال فوران کردن است و با موقع شناسی، تغییرات جامعه ی فرانسه ی بین دوجنگ را ترسیم می کند.

معمولاً تمرکز رنوار به روی یک شخصیت، تکلیف دوربین را مشخص می کند: دوربین باید سیر حرکت او را در فضاهای داخلی دنبال کند. وقتی این شخصیت ها و کانون های تمرکز بیشتر از یکی می شوند ، مثل” قاعده بازی” ، به نظر می رسد فضاهای مختلف یکدیگر را قطع می کنند یا درهم ادغام می شوند؛ گویی چند فیلم را همزمان تماشا می کنیم.  برداشت های بلند، حرکات پیچیده دوربین با چرخش در جهت های متضاد و تاکید روی فضای خارج از قاب و استفاده از عمق میدان که توهمی از سه بعدی بودن ایجاد می کند باعث می شود که فیلم در حال نفس کشیدن به نظر برسد. دوربین رنوارجست و جو گر و از تفسیر بیزار است؛ برای همین به ندرت مسائل را به اتاق تدوین موکول می کند.  رنوار به سنت نقاشانی که به عنوان دوستان و هم سنگران امپرسیونیست پدرش در کنار آنها بزرگ شد ، در فضاهای خارجی، شخصیت ها را در چشم اندازهای به دقت تعیین شده ای از طبیعت قرار می دهد؛ اما هدف فقط نشان دادن زیبایی رودخانه یا درختان نیست؛ بلکه عناصر طبیعی، زشتی و زیبایی آدم های قرار گرفته در آن چشم انداز را تصویر می کنند. با وجود دلنشینی و تواضع سحر کننده فیلم هایش او هنر را از طریق هنر باز آفرید؛ بدون اینکه مردم را از سالن های سینما فراری دهد. سینما در نگاه رنوار شاهدی است بر این مسئله که همه چیز اتفاق می افتد؛ اما بالاخره “می گذرد” و این که فیلم های او به شکلی زیبا و دردناک، هنر نمایش گذر زمان است و هر چه زمان می گذرد فیلم های رنوار زیباتر  ودردناک تراز “گذشته”به نظر می رسند.

سینمخانه / حمید عبدالحسینی

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار