رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 4 خبر


  • جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵
  • الجمعة ۴ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Friday 16 October

اکتای براهنی | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

بابک حمیدیان بازیگرِ «پیرپسر» شد

بابک حمیدیان جلوی دوربینِ اکتای براهنی رفت. در روزهای گذشته بابک حمیدیان جلوی دوربین فیلم سینمایی «پیرپسر» قرار گرفت. او که پیشتر به عنوان تهیه‌کننده‌ این فیلم معرفی شده بود، با گذشت نیمی از مسیرِ فیلمبرداری به جمع بازیگران اضافه شده است. فیلم سینمایی «پیرپسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی شهریور ماه سال جاری کلید خورد و اکنون […]


حامد بهداد نخستین بازیگر فیلم سینمایی «پیر پسر» شد

حامد بهداد که این روزها با سریال «می خواهم زنده بمانم» بار دیگر مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته، نقش اصلی «پیر پسر» را بازی می کند. پیش تولید فیلم سینمایی پیر پسر به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی و تهیه کنندگی بابک حمیدیان آغاز شد. «پیر پسر» دومین ساخته سینمایی براهنی پس از فیلم «پل خواب» و […]


گزارش تصویری اکران خصوصی فیلم سینمایی “پل خواب”

مراسم اکران خصوصی فیلم سینمایی «پل خواب» به کارگردانی و نویسندگی اکتای براهنی و تهیه کنندگی جهانگیر کوثری ، شنبه ۳۰ دی ماه در پردیس سینمایی چارسو با حضور با حضور باران کوثری، اکتای براهنی، هومن سیدی، مهرداد صدیقیان، هستی مهدوی فر، هدی زین العابدین، ساعد سهیلی، گلوریا هاردی، محمود دولت آبادی و آیدا پناهنده برگزار شد. سینماخانه […]


دو فیلم جدید به سینماها می‌آیند

سخنگوی شورای صنفی نمایش از آغاز اکران دو فیلم جدید در سینماها خبر داد. درباره مصوبات جلسه دوشنبه ۱۸ دی‌ماه بیان کرد: فیلم «عشقولانس» از چهارشنبه ۲۰ دی‌ماه در گروه سینمایی قدس اکران می‌شود و فیلم «پلِ خواب» هم از همین تاریخ در گروه آزاد به نمایش درمی‌آید. او افزود: قرارداد فیلم «من یک ایرانی‌ام» […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...