رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹
  • الأربعاء ۱۷ ذو القعدة ۱۴۴۱
  • 2020 Wednesday 8 July

» بازرس هاند واقعی

تهیه کننده نمایش"بازرس هاند واقعی":

پگاه احمدی زاده: جذب مخاطب به نمایش بیشتر از برگشت سرمایه برایم مهم است

تحصیل کرده  حقوق خصوصی در مقطع ارشد است و بر خلاف خانواده اش که همیشه از تحصیل وی در رشته تئاتر استقبال نمی کردند اما بالاخره به این مسیر کشیده شد و به آرزوی دوران کودکی خود که تهیه کنندگی مستقل نمایش بود با نمایش “بازرس هاند واقعی” جامه عمل پوشاند. پگاه احمدی زاده این […]


شهاب بهرامی گفت:

“بازرس هاند واقعی”؛ سرشار از نشانه و مفاهیم است

شهاب بهرامی کارگردان نمایش”بازرس هاند واقعی” گفت: تام استوپارد نمایشنامه را رئال نوشته شده است اما در فضای اجرایی متن را به سمت فضای گروتسک هدایت کردیم. نمایش “بازرس هاند واقعی” اثر تام استوپارد با ترجمه امیر امجد و به کارگردانی شهاب بهرامی از ۱۹ خردادماه ساعت ۲۱ در سالن شماره یک خانه نمایش مهرگان […]


اجرای متفاوت نمایش”بازرس هاند واقعی” در تماشاخانه مهرگان

تماشاخانه مهرگان از ۱۹ خرداد پذیرای “بازرس هاند واقعی” نمایشی برگرفته از کتابی به همین نام و به کارگردانی شهاب بهرامی است. به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ این نمایش بر گرفته از متن نمایشنامه “بازرس هاند واقعی” و به نویسندگی تام استوپارد است و داستان دو منتقد را روایت می کند […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

غریزه تصویر یاب

نگاهی به فیلمنامه های غلامحسین ساعدی

اگر بخواهیم فیلمنامه های غلام حسین ساعدی را برمبنای کتاب های تئوریک آموزش فیلمنامه نویسی و منطق کلاسیک و شسته رفته ای که از فیلمنامه مدنظر است بررسی کنیم، طبیعتاً راه به جایی نمی بریم. منظور به ویژه فیلمنامه هایی است که به نام ساعدی منتشر شده و به جز گاو که به گفته مهرجویی حاصل همکاری هر دو آن ها است و خود مهرجویی کار سکانس بندی آن را به عهده داشته، هیچ کدام به فیلم تبدیل نشده است. با نگاه به فیلم نامه های فیلم نشده ساعدی در می یابیم که فیلم نامه برای او به نوعی تداوم پتانسیل های قصه نویسی و شاید حتی در مواردی جبران پروژه شکست خورده رمان است. از ساعدی هیچ رمان چشم گیری منتشر نشده و رمان هایی نظیر توپ، تاتار خندان و غریبه در شهر جزو آثار جدی ساعدی نیست. به ویژه که از این میان به جز توپ هیچ کدام در زمان حیات نویسنده شان منتشر نشده اند و معلوم نیست اگر ساعدی زنده می ماند چه تصمیمی برای آن ها می گرفت. اما فیلمنامه ها حکایتی دیگرند و گواه دل بستگی ساعدی به سینما که شاید آن را با غریزه تصویریابی خود و تصویری دیدن برخی جزییات دیریاب واقعیت، منطبق تر می دید و ناخواسته به سمت آن کشیده می شد. آشکارترین وجه مشترک قصه های ساعدی با عالم تصویر و سینما را شاید بتوان در اصرارش بر تقطیع قصه ها و ناپیوستگی روایت هایش جست و جو کرد. کم تر قصه موفقی از ساعدی را می توان به یاد آورد که یک تکه و بدون وقفه و شماره خوردن و جدا و تکه تکه شدن صحنه های قصه، روایت شده باشد. در برخی فیلمنامه های او گاه تنها تفاوت متن با قصه این است که به جای شماره گذاری از ادبیات فیلمنامه ای "داخلی/خارجی" و "روز/شب" برای مشخص کردن زمان و مکان استفاده شده و فعل ها نیز از ماضی به مضارع تغییر کرده اند که این هم اگر نبود متن را می شد به عنوان قصه ای بلند خواند. به قول جواد مجابی : "قصه ها با اندک دست کاری بدل به فیلمنامه می شدند، چون خاستگاه مشترک قصه ها و نمایش نامه ها در ذهنیتی بود که دنیا را در حرکت ها و گفت و گوها خلاصه می دید و واقعیت، پشت این حرکت ها و گفت و گوها جریان داشت و به تدریج آشکار می شد." اما این را هم باید اضافه کرد که دراین فرآیند تبدیل شدن، گاه قسمت هایی از روایت که مختص بیان قصه ای بود، در فیلمنامه هم دست نخورده و تغییر نیافته باقی می ماند و این به ویژه در عافیتگاه مشهود است. دلیلش هم شاید این باشد که عافیتگاه یک متن نهایی و بازنویسی شده نیست. با این همه با نگاه به کل کارنامه ی سینمایی و قصه ای ساعدی و قیاس این دو کارنامه، می توان نتیجه گرفت که نگاه تصویریاب و سینمایی ساعدی، بیش ...