رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۶ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 18 October

حمید عبدالحسینی | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 2

❖ گل و خون

(۳۱) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۴۱؛ «اتاقک گلی»

اتاقک گلی نیز یک موضوع مرتبط با دفاع مقدس را دستمایه قرارمی دهد اما با یک‌ تفاوت که مدخل قصه اش را یک بستر عاشقانه لحاظ می کند و می کوشد تا پیوندی میان سلحشوری و دفاع نظامیان در کنار سایر اقوام ایجاد کند که فی نفسه دغدغه محترمی است. فیلم در پروداکشن پرحجم و […]


❖ تمام های ناتمام

(۲۶) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۴۱؛ «روایت ناتمام سیما»

برای کارگردانی که صحنه زنی را در کارنامه کاری اش دارد؛ «روایت ناتمام سیما» یک گام به عقب است. فیلمنامه مدام بر یک محور دور می زند و قصه و یا به عبارت بهتر ایده را فقط در طول اضافه می کند و نتیجه اش جز یک فیلم فربه، سنگین و ملال آور چیز دیگری […]


❖ تکثر 

(۲۱) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۴۱؛ «کت چرمی»

«کت چرمی» در کارگردانی جلوتر از فیلمنامه است. فیلمنامه نویس با وجود تمام دغدغه هایی که در فیلم نمود دارد از یک نکته غافل شده و آن نوع و چگونگی پرداخت این دغدغه ها و نحوه تقسیم اطلاعات است به نحوی که تماشاگر دچار گنگی و ابهام نشود تا ارتباط اش با سیر روایت و […]


❖ خوشبو

(۱۴) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۴۱؛ «عطرآلود»

هادی مقدم دوست یکی از معدود فیلمسازانی است که با همین تعداد اندک آثار ساخته و به نمایش در آمده اش به یک سبک و لحنی خاص در جریان فیلمسازی اش دست یافته است. آثاری که می کوشند با فیلمنامه هایی کار شده و با طرافت مفاهیمی چون امید و میل به زندگی و یا […]


مشاهداتی پیرامون سی‌ونهمین جشنواره فیلم کوتاه تهران

به مناسبت پایان سی و نهمین جشنواره فیلم کوتاه تهران برخی از اتفاقات و نکات مرتبط با این رویداد را ازنظر می گذرانی: ۱. برگزاری جشنواره در موعد مقرر و در شرایطی که جامعه در یک ماه اخیر با التهاباتی همراه بوده یک تصمیم درست مدیریتی بود. چراکه اساساً جشنواره ها محلی برای گفتمان و […]


چند خط درباره چند فیلم چهارمین روز از جشنواره ۳۹ فیلم کوتاه

به بهانه سپری شدن چهارمین روز از سی‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، به اختصار تعدادی از مهمترین آثار به نمایش در آمده در پردیس سینمایی ملت را رو مرور کردیم. جابجایی ( سیاوش بهادری راد ) عنوان فیلم موید وضعیتی است که موقعیت کاراکترها در آن قرار دارد و این جابجایی برای یکی از آدم […]


چند خط درباره چند فیلم سومین روز از جشنواره ۳۹ فیلم کوتاه

به بهانه سپری شدن سومین روز از سی‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، به اختصار تعدادی از مهمترین آثار به نمایش در آمده در پردیس سینمایی ملت را رو مرور کردیم. برخورد ( امیرحسین محسنی ) فیلم بر مبنای یک موقعیت عذرخواهی بنا نهاده می شود. موقعیتی که فیلم می کوشد تا با جزئیات روایتگر آن […]


چند خط درباره چند فیلم دومین روز از جشنواره ۳۹ فیلم کوتاه

به بهانه سپری شدن دومین روز از سی‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، به اختصار تعدادی از مهمترین آثار به نمایش در آمده در پردیس سینمایی ملت را رو مرور کردیم. برنو ( محمد ثریا ) فیلم به شکلی هوشمندانه درصدد است تا زمینه ها و شکل زندگی جدید را با سبک و شیوه های سنتی […]


❖ جواد جوشن لو در گفتگوی اختصاصی با سینماخانه:

جواد جوشن لو: هنر تنها راه ساخت فرهنگ است

به بهانه نمایش «کمدی کذایی» به نویسندگی و کارگردانی جواد جوشن لو که این روزها عمارت ‌سیمرغ ‌درنیکا به روی صحنه می رود؛ گفتگوی کوتاهی داشتیم با این هنرمند جوان عرصه تئاتر و نمایش چه شد که این متن را که از نوشته های خودتان نیز هست در این برهه زمانی برای اجرا انتخاب کردید؟ […]


نگاهی به دو فیلم کوتاه در سی‌ونهمین جشنواره فیلم کوتاه تهران

به بهانه برگزاری دومین روز از سی‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، نگاهی داشتیم به دو اثر به نمایش در آمده در این رویداد سینمایی با همراهی سارا ( ایمان فراهانی ) در اینجا نیز انتخاب ایده که از یک موقعیت خاص شکل گرفته؛ جالب توجه و درجهت فیلم کوتاه است. با همراهی سارا شخصیت […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...