رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹
  • السبت ۱۴ ربيع أول ۱۴۴۲
  • 2020 Saturday 31 October

با توجه به تغییر سینما از تصاویر معناگر ، جدید ، خیره کننده و البته مجذوب کننده و به جای آن، حضور تمام عیار آثار برگرفته از کتاب های مصور، عرصه برای رسانه های تلویزیونی باز شده است تا تصاویر و مفاهیم جدی تری را از سینما به خانه تماشاگران خود منتقل نمایند. این اتفاق […]

با توجه به تغییر سینما از تصاویر معناگر ، جدید ، خیره کننده و البته مجذوب کننده و به جای آن، حضور تمام عیار آثار برگرفته از کتاب های مصور، عرصه برای رسانه های تلویزیونی باز شده است تا تصاویر و مفاهیم جدی تری را از سینما به خانه تماشاگران خود منتقل نمایند. این اتفاق در سال گذشته با ساخت عنوان محبوب و مهم “Westworld” از شبکه HBO رخ داد و اکنون ستارهای مشهور این روزهای سینما (دیوید او.راسل ، وودی آلن و تام هاردی) پا به خانه تماشاگران خود گذاشته اند. “تام هاردی” که با سریال “جوخه برادران” معرفی شده بود و با عنوان سینمائی “برانسون” نظر منتقدین را به خود جلب نمود و در عنوان سینمای سال گذشته به کارگردانی “آلخاندرو ایناریتو” ، از گور برخواسته، اوج هنر بازیگری خود را به نمایش گذاشت و توانست نامزد جایزه اسکار شود از جمله اشخاص مطرح سینماست که پا به دنیای تلویزیون گذاشته است اگرچه در گذشته او را در قالب شخصیت رهبری یهودی در سریال “پیکی بلایندرز” دیده بودیم. “تام هاردی” این بار در سریال Taboo ظاهر شده است، سریالی که از دوران گذشته لندن که پر از تاریکی و رمز های گمشده است. “Taboo یا تابو” ، عنوان جدید و مشترک شبکه های BBC One و FX میباشد که تام هاردی بازیگر اصلی و یکی از تهیه کنندگان سریال میباشد و “ریدلی اسکات” کاگردان فیلم “مریخی” تهیه کنندگی ویژه آن را برعهده دارد. اما چیزی که همه چیز را کمی جذاب تر میکند، فیلمنامه نویس این سریال میباشد. فیلنامه این سریال را “استیون نایت” نوشته است که در پرونده کاری او نویسندگی چند قسمت از فصل دوم سریال “کارگاه حقیقی” و نویسندگی تمام و کمال سریال “پیکی بلایندرز”، دیگر سریال محبوب شبکه BBC One دیده میشود.

image (2)

قسمت اول سریال تمام سعی خود را متوجه، ساخت محیط حاکم بر روایت داستان سریال میکند. سریال از لحاظ تاریخی به سریال “پنی دریدفول” نزدیکی زمانی دارد ولی از لحاظ پرداخت محیطی در داستان سریال ، چندین طبقه از آن فاصله گرفته است. سریال “پنی دریدفول” جزو آن دسته سریال هایی بود که با مفاهیم خود، تاریکی را به مخاطب خود عرضه کرد ولی سریال تابو در قسمت ابتدایی خود، فضایی به شدت تاریک و کثیف که با گل ، آلودگی هوا و باران تمام نشدنی شهر، فضایی خفه و تیره را به مخاطب خود منتقل میکند. جدا از فضایی سازی های قسمت ابتدایی که هدف این افتتاحیه نیز همین بوده است، بازی خیره کننده “هاردی” خبر از جذابیت سریال با روند رو به رشد خود را به مخاطب میدهد. بازی هاردی در قسمت ابتدایی خبر از خشونت و راز آلود بودن شخصیت اصلی سریال را میدهد که با پایان بندی قسمت اول ، مخاطب را درگیر قسمت بعد نگه میدارد و مهم است که درک کنیم، سریال تابو در قسمت ابتدایی خود، همانند سریال های دیگر، میخکوب کننده ظاهر نمیشود، سریال فضاسازی و مقدمه چینی از فضا و شخصیت های حاضر در سریال را انجام میدهد که در راس تمام آنها، رازها و بازی خیره کننده هاردی به چشم میخورد. داستان سریال روایتی از شخصیت انگلیسی-سرخپوستی است که بعد از مدت ها به خانه پدری خود بازگشته است تا به مرگ حقیقی پدر خود پی ببرد.

image (3)

 

 

سال ۱۸۱۳ لندن، ظهور تازه انقلاب های صنعتی و توسعه راه سازی در هند و لندن، “جیمز کازیل دلینی” با متوجه شدن از مریضی پدر خود، آفریقا را ترک میکند و راهی خانه پدری خود میشود. در ابتدا و قبل از ورود به شهر ، کازیل ۱۲ الماس که در اکتشاف بدست آورده از آفریقا را، در مکانی نامعلوم و در جایی به دور از دست دوست و دشمنان خود مخفی میکند و سپس با جذبه ترسناک خود راهی شهر آلوده و سنگین لندن میشود. کزیل زمانی میرسد که پدر او از دنیا رفته است و با توجه به شناختی که از پدر خود دارد، فکر میکند که او طی توطئه ای جهت بدست آوردن ثروت او، به قتل رسیده است. از همین رو با فوت پدر خود، او تمام ثروت خانواده کزیل را صاحب میشود و پیگر آن میشود تا دوباره قدرتی که پدرش زمانی داشته را مجددا به دست آورد و امپراطوری تازه ای را برای خود و نام خانوادگیش بسازد اما همه چیز آن طور که او میخواهد نیست. پدر کزیل صاحب تکه زمینی در قاره آمریکا میباشد که سبب درگیری او با بزرگان کمپانی “هند شرقی” میشود. کمپانی بزرگی که به دنبال تمامیت خواهی میباشد. این تکه زمین از آن جهت حائز اهمیت است که انگلستان و آمریکا در جنگ با یکدیگر هستند و هر دو کشور در حال آماده سازی خود برای صلح و پایان جنگ میباشند و تکه زمین کزیل، تنها مسیری است که توسط آن میتوان از آمریکا به کانادا و در نهایت به چین رسید، بنابراین با صلح میان انگلستان و آمریکا که میتواند هم زمان به استقلال آمریکا باشد و با استقلال این کشور، رفت و آمد به سمت کانادا و چین در جهت توسعه کشور آمریکا امری ضروری برداشت میشود و این قطعه زمین به عنوان مجوز عبور، میتواند سودی کلان را برای هر شخص به دنبال داشته باشد و از طرفی اگر این قطعه زمین در اختیار دولت بریتانیا قرار گیرد، وابستگی مجدد آمریکا به انگلستان جهت توسعه همکاری آن با دیگر کشورها ایجاد خواهد شد و آن استقلال معنی شده بار دیگر زیر سوال میرود. از این رو، این تکه زمین که زمانی عده ای بر این باور بودند که هیچ ارزشی ندارد، ارزش خود را پس از گذار زمان نشان داد و اکنون صاحب آن شخصی، مرموز و تخریب گر است که در طول سریال او را با کاری هایی که کرده و از آن برای مخاطب به عنوان یک راز معرفی میشود، میشناسیم. به نظر میرسه با دیالوگ ابتدایی شخصیت جیمز کزیل در زیر گوش پدر مرده خود، خبر از احتمال درستی این شایعاتِ به نظر ترسناک و معماگونه میرسد. بی شک در قسمت های بعدی به گونه ای پی به این رازها خواهیم برد ولی چیزی که مشخص است آن است که رئیس کمپانی هند شرقی، “سر استوارت استرنج” (با بازی گنجشک اعظم یا جاناتان پرایس) به درگیری خونینی با جیمز کزیل دعوت شده است، اتفاقی که با برخورد مستقیم شخصیت اصلی سریال با بزرگان کمپانی به حقیقت پیوست. با روایت سریال و حضور شخصیت هاردی نمیتوانستیم درک کنیم که چرا او بازگشته است و صرفا چون پدر خود را در لبه مرگ دیده است، راهی خانه شده است؟ جواب در طول قسمت اول تا حدودی داده میشود. در قسمت ابتدایی با کالبدشکافی بدن پدر جیمز کزیل، مشخص میشود که پدر او در اواخر عمر خود دیوانه شد بود و برای مدت زمانی با دوز بالا مسموم شده است و به همین خاطر “کازیل دلینی پدر” در سال های پایانی زندگی اش، عقل خود را از نظر دیگران از دست داده بود و اکنون همه چیز برای جیمز کزیل طعم دیگری پیدا کرده است و او به دنبال “انتقام” از توطئه گران یا همان کمپانی هند شرقی که از ابتدا چشم به قطعه زمین داشته اند، میباشد.

image

قسمت ابتدایی سریال تابو که تنها شروعی بر سریال بود و سعی در به تصویر کشیدن فضای سریال و دغده های شخصیت ها بوده، فوق العاده نیست ولی از جذابیت قانع کننده و خوبی برخوردار است که مخاطب را برای قسمت بعدی خود تشنه نگه میدارد و تمام قسمت اول با انتقام و رازهای موجود از گذشته شخصیت اصلی میگذرد تا ما به عنوان مخاطب این سریال، به کاریزماتیک بودن، هرچه بیشتر این سریال پی ببریم و متوجه آن باشیم که هاردی در تلاش است تا شخصیت فردی، انگلیسی با رگ و ریشه های سرخپوستی را به تصویر بکشد که خوی وحشیگری و خشونت در ذات طبیعی او قرار گرفته است و تنها غرور و هوش انگلیسی اش که از پدر خود به ارث برده است، عامل متفاوت بودن او نسبت به هم قبیله های خود شده است. کزیل در تلاش است تا امپراطوری در ظاهر به فراموشی سپری شده پدر خود را بازسازی کند و آن را باشکوه سازد و قدرت را دوباره به خاندان خود از منظر دیگران بازگرداند. البته در کنار هاردی جدا از بزرگان کمپانی هند شرقی، خواهر ناتنی با بازی “اوون چاپلین” دیده میشود که با نامه پایانی خود در قسمت اول، رازهای بیشتری را برای مخاطب مطرح میکند (جدا از پسر بچه های که به شکل نامشخصی، به هاردی مربوط است) و شاید زیبایی تاثیر بازی چاپلین در قسمت ابتدایی، حضور ابتدایی جیمز کزیل و واکنش او به زنده شدن این شخص مرده تلقی شده باشد که از همان ابتدا بدون هیچ پیشنه ای از این شخصیت، خبر خوفناک و ترسناک بودن گذشته و حال شخصیت با برخورد خواهر ناتنی نسبت به برادر دورگه داده میشود. جهت رازگشایی از اتفاقان سریال تنها باید منتظر قسمت های بعدی این سریال بود که با پخش قسمت ابتدایی خود ، آرامش قبل از طوفان که از جمله عادات استیون نایت میباشد؛ را به مخاطب خود ارائه داده است و باید ببینیم که آیا در سریال تابو با توجه به فضاسازی مناسب و معرفی شخصیت ها در قسمت اول از فصل اول، رخدادهای جذابتر و زیباتر در انتظار مخاطبین این سریال خواهد بود یا خیر!

p04nc5wk

منبع : فیلمجی

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار