رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 14 خبر


  • دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
  • الإثنين ۳ صفر ۱۴۴۲
  • 2020 Monday 21 September
سبز کله غازی
گفتگو با آرمان خوانساریان نویسنده، کارگردان، تهیه کننده و بازیگر فیلم سبز کله غازی

کارگردان فیلم سبز کله غازی: رویا زیباتر از واقعیت است

آرمان خوانساریان نویسنده ، کارگردان ، تهیه کننده و بازیگر فیلم سبز کله غازی است که در سالهای اخیر توانسته با اکران فیلمش در جشنواره ها نظر مخاطبان و داوران زیادی را به خود جلب کند . در ادامه گفتگوی سینما خانه با این کارگردان را می خوانیم . آرمان خوانساریان در جواب به این […]

آرمان خوانساریان نویسنده ، کارگردان ، تهیه کننده و بازیگر فیلم سبز کله غازی است که در سالهای اخیر توانسته با اکران فیلمش در جشنواره ها نظر مخاطبان و داوران زیادی را به خود جلب کند .

در ادامه گفتگوی سینما خانه با این کارگردان را می خوانیم .

آرمان خوانساریان در جواب به این سوال که ایده ی اولیه ی این فیلم چگونه در ذهنش شکل گرفته ، اینگونه پاسخ داد :
معمولاً سخت است که آدم به یاد بیاورد که ایده ی اولیه ی یک فیلم از چه موقع به ذهنش رسیده چون معمولاً مجموع چند ایده باعث به وجود آمدن یک قصه برای ساختن یک فیلم می شود . ولی اولین بار مربوط به زمانی می شود که در شهرک اکباتان در خیالات خودم به دنبال خانه ای می گشتم و حتی ۵ هزار تومن هم در جیبم نبود و انقدر جدی این پیگیری درمورد خانه ها را مطرح می کردم که نگهبانان جلوی بلوک ها واقعا به فکر می رفتند و اطلاعات کامل خانه هارا به من میدادند و من رویای خودم را که در واقعیت از لحاظ مادی امکانش را نداشتم طوری ارائه دادم که همه در آن شهرک باورش کردند و این قصه برای من جذاب شد که دو نفر رویایی دارند که همه ی شهر آن را باور می کنند . این یک قصه ای بود که در ذهن داشتم و اینکه من همیشه دوست داشتم فیلمی با این موضوع کار کنم که رویا بسیار زیبا تر از واقعیت است چراکه در جوامعی مثل ایران اگر رویاپردازی نکنی واقعا زندگی کردن هیچ فایده ای ندارد زندگی کردنی که مدام در آن سرکوب شوی . برایم جذاب شد که فیلمم درباره ی دو نفری باشد که دائم در حال رویاپردازی خود هستند و دقیقا بین واقعیت و رویا گم شده اند. من همیشه از بچگی رویا پرداز بودم ولی درمورد فیلم و برای رقم زدن یک جریان دراماتیک وجود به داشتنِ دو کارکتر را احساس میکردم چراکه حس میکردم ما به نشان دادن یک رابطه ی عاشقانه نیاز داریم که پر از امید و آینده باشد و حتی در تلخ ترین لحظه های فیلم باز هم خوب و امید وار کننده باشند .
من سن و سال کارکتر ها را پایین گرفتم که باز هم رنگ و بویی از امید به آینده در آنها باشد و این فیلم ماجرای دو نفریست که باهم رویا پردازی می کنند و آنقدر باهم سینک هستند که از یک جایی به بع در مرز بین واقعیت و رویا گم می شوند.

آرمان خوانساریان درباره ی روند ایده ی اولیه تا زمانی که به مرحله ی تولید برسد گفت :
از ایه ی اولیه تا به انتهای کار خیلی طول کشید من قصه ی فیلم را با ایمان فراهانی که از دوستانِ فیلمسازم بود مطرح کردم و ا در ابتدا بسیار علاقه نشان داد ولی کمی جلوتر که رفتیم انگار دیگر هیچ یک از ما ذوقی برای ادامه دادن به آن نداشتیم و به سراغ دغدغه های دیگرمان رفتیم ولی بعد از گذشت چند مدتی دوباره من به سراغ ایده ی این فیلم رفتم و شروع به نوشتنِ آن کردم و این مصادف با زمانی بود که در یک دوره ای من دچار یک حالت دپرس بودن زیادی شده بودم و همان موقع ها بود که شروع به نوشتن یک فیلم نامه ی بلند کردم صرفاً برای اینکه خودم را سرگرم کنم ولی متاسفانه فیلم نامه ی بلندی که نوشته بودم سه ساعت فیلم می شد که برای اولین فیلم من زمانِ بسیار زیادی می بود . همین باعث شد که بیشتر حالم گرفته شود تا اینکه یک روز در فایل های فیلم نامه های خود که نصفه نیمه رها کرده بودم ، با فیلم نامه ی نصفه ی سبز کله غازی مواجه شدم و وقتی آن را خواندم متوجه شدم این دقیقا همان قصه ای است که به دنبالش بودم چون ضربه ای که من در آن موقع از زندگیم خورده بودم درباره ی همین رویا سازی و رویارویی با واقیت بود و شروع کردم به کار کردن و نوشتن آن و در ابتدا دوست داشتم فیلم نامه را به صورت سه پرده ای بنویسم و بیشتر از اینکه حس می کردم این یک فیلم کوتاه باشد …تصورم این بود که یک فیلم فشرده هست که تایم آن را حتی چند دقیقه کم کردیم تا فیکس ۳۰ دقیقه شود . وقتی که من برای جشنواره ی کودک و نوجوان به شهر همدان سفر میکردم در مسیر با نوید لایقی مقدم درمورد این فیلم صحبت کردم که او خیلی خوشش آمد و گفت که همه جوره می توانم رویش حساب کنم و حاضر به همکاری با من هست که سرِ این فیلم نیز دستیار من بود و بسیار به من کمک کرد و همچنین ندا جبرائیلی هم که بازیگر من در این فیلم بود نظرات بسیار خوبی داشتند و خیلی به من کمک کردندو در انتها اعتقاد خود من این است که کارگردان باید نظرات همه را

بشنود و بعد خودش ۹۰ درصد از تصمیم گیری ها را انجام دهد و ۱۰ درصد باقی مانده را اجازه دهد تا بقیه نظراتشان را مطرح کنند .
خوانساریان درباره ی جوایز متعددی که فیلمِ سبز کله غازی کسب کرده بود گفت :
این فیلم در آخرین حضورهای خود در جشنواره های ایرانی به سر می برد و تقریبا جوایز خود را از اکثر جشنواره های ایرانی گرفته است که اسامی جوایز در پوسترِ فیلم نیز ثبت شده است و دو جایزه ی آخری که از جشنواره ی شهر کسب کرده است به زودی در پوستر افزوده خواهد شد .

آرمان خوانساریان درباره ی شباهت موضوعی فیلم خود با فیلم متولد ۶۵ گفت :
از نظر من این دو فیلم قطعاً به یکدیگر شبیه هستند و مخصوصاً اوایل فیلم ها و و جالب هست که زمان اکران هردو فیلم تقریباً به فاصله ی زمانی نزدیک به هم اتفاق افتاده و حتی حدس میزنم که پروسه ی فیلم برداری هردو فیلم نیز تقریبا در یک زمان بوده باشد .
بهرحال من گاها شنیده ام که افرادی می گویند که فیلم متولد ۶۵ دقیقا کپی از فیلم من بوده اما من اصلا این حرف را قبول ندارم از این بابت که فکر می کنم این شباهت تنها یک ایده ی اولیه بوده که به ذهن دو نویسنده رسیده است .
چیز بسیار جالبی که من در فیلم متولد ۶۵ متوجه شدم ، مقوله ی رویا پردازی از دیدگاه دو نویسنده بود من رویاپردازی را راه نجات می بینم و در موردش فیلم ساخته ام اما کارکتر ها در متولد ۶۵ به بقیه دروغ میگفتند و دروغگو بودند …کارکترهای فیلم من دروغگو نبودند آنها دوست داشتند مدام رویاهایی را خلق کنند ولی در فیلم متولد ۶۵ کارکتر ها از دروغ هایی که می گفتند ایجاد بحران می کردند و از نظر من این پرداخت در فیلم متولد ۶۵ هم بسیار ایدئولوژیِ جذاب و هم محترمیست و جالب تر این بود که من نه تنها نگاهم به رویاپردازی ایجاد بحران نمی کرد …بلکه باعث می شد انسان ها با استفاده از رویا پردازی از یک بحران جان سالم به در ببرند .
و باز تفاوت فیلم من و فیلم متولد ۶۵ این است که در فیلم من کارکتر ها در خلوت دو نفره ی خودشان است که بیشتر شروع به رویاپردازی می کنند و من معتقد هستم انسان ها ، حرف هایی که در خلوتشان میزنند واقعی ترین حرف هایی هست که به زبان می آورند و کارکتر های فیلمم اتفاقا وقتی دو نفرشان باهم تنها هستند بیشتر در رویا پردازی خود غرق می شوند و اصلِ صحبتم این است که آنها از رویاهایی می گویند که واقعا خودشان آنهارا باور کرده اند!

خوانساریان به عنوان حرف های آخر خود از برنامه های آینده اش گفت :
درمورد برنامه های آینده ی خود باید بگویم من همیشه دوست داشتم که فیلم ساز باشم …کوتاه یا بلندی فیلم برای من فرقی نمی کند …من از اینکه در حالِ حاضر فیلم میسازم خوشحالم و فکر میکنم اگر هر زمان کار دیگری را انجام دهم خوشحال نخواهم بود .
سبز کله غازی فیلم پنجم من بود و من بعد از آن فیلمِ دیگری با نام سایه فیل ساختم و ماهِ پیش ساخت این فیلم تمام شد که برای جشن خانه سینما فرستادم و فعلا قبول شده تا ببینیم در شهریور ماه برای آن چه اتفاقی می افتد .
من احساس میکنم بعد از سبز کله غازی یک مقداری ساخت فیلم بلند زود باشد چراکه وقتی این فیلم با استقبال خوب از جشنواره ها مواجه شد و شناخته شد احساس کردم در حال حاضر موقع خوبی برای ساخت فیلمِ بلندم نیست چراکه نمیخواستم اینطور به نظر برسم که جوگیر شده ام و یا میخواهم سریع به همه چیز دست پیدا کنم .
من فقط دوست دارم فیلم بسازم و کوتاه یا بلند بودنش فرقی نمیکند و فیلم بلند ساختن را نشانه ی حرفه ای بودن نمی بینم ولی به احتمال خیلی زیاد فیلم بعدی من که یعنی بعد از سایه ی فیلم هست یک فیلم بلند خواهد بود.

سینماخانه/ مژگان آقاداودیان

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار