رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 19 خبر


  • یکشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲
  • الأحد ۲۰ جماد أول ۱۴۴۵
  • 2023 Sunday 3 December

گربه ماهی سوژه فیلم و دستمایه قراردادن وسواس آن هم برای یک دختر جوان جالب توجه است اما فیلمنامه در مرحله بسط و گسترش این ایده موفق نیست و با تکرار موقعیت های مشابه عملاً در دایره حشو و زوائد می افتد و حتی نمی تواند چرخش و به اصطلاح تغییر رویکرد کاراکتر را هم […]

گربه ماهی
سوژه فیلم و دستمایه قراردادن وسواس آن هم برای یک دختر جوان جالب توجه است اما فیلمنامه در مرحله بسط و گسترش این ایده موفق نیست و با تکرار موقعیت های مشابه عملاً در دایره حشو و زوائد می افتد و حتی نمی تواند چرخش و به اصطلاح تغییر رویکرد کاراکتر را هم جا بیندازد. کارگردانی فیلم بیشتر به مدیوم تلویزیون نزدیک تر است و قاب ها مناسب پرده نیست.
رویای نیمه جان
فیلم عملاً خیلی دیر خود را معرفی می کند و این طول کشیدن معارفه جهان بینی اش، برای مخاطب به نوعی کسالت منجر می گردد. کارگردانی سرپا است و جلوتر از متن. بیشتر یک فیلم تجربی است تا داستانی و در واقع کاراکتر محور است.
مورچه
علی رغم تایم طولانی اش اما خوب کار می کند و موفق می شود لحظات ناشنوایی را با ایده ای جذاب برای مخاطب ملموس و باور پذیر از کار درآورد. بازی بازیگر پسر نقطه قوت فیلم است.
شاید با یک تدوین مجدد به توان به فیلم خوش ریتم تری هم رسید با این همه تا اینجا یکی از فیلم های خوب در فضاسازی را شاهدیم.
برگر
ایده ای جالب با اجرایی موفق در یک پلان که به خوبی فضای درگیری و خشونت بیرون را به درون لوکیشن اصلی می آورد و با حال و هوای این روزهای جهان آغشته به درگیری و خشونت و جان باختن بیگناهان و کودکان تصادفاً پیوند می خورد. فیلمی که در فاصله پختن تا سوختن یک برگر قصه اش را تعریف می کند.
کوچ
فیلمی در فضای بومی که قصه مهاجرت ناخواسته در اثر جنگ و حسرت ناشی از جدایی هارا روایت می کند. لهجه ها و بازی ها قابل قبول است. در فیلمنامه می توانست پرداخت کامل تری در خصوص صبغه کاراکترها انجام پذیرد تا تماشاگر همدلی مضاعف تری را با آن جدایی حس کند.
روزی روزگاری سینما
از آن ایده های جذاب و به شدت فیلمی که ماهیت اصلی سینما یعنی رویا سازی و تخیل را به خوبی به کار می گیرد و تا حدی به نوع خاصی از کمدی هم پهلو می زند هر چند که در اجرا به سبب محدودیت های بودجه ای با کاستی هایی همراه است اما جسارت کارگردان دراین بازیگوشی سینمایی دلپذیر و قابل تقدیر است.
قوتار
فیلم هر چقدر در فضاسازی موفق است بالعکس در فیلمنامه و متن توفیقی ندارد و به قدری تماشاگر را به سمت نماد و استعاره و مفهوم سوق می دهد که در آخر جز ابهام چیزی عایدش نمی شود.
تکان
اسم فیلم و سیاه و سفید بودن آن غرابتی با آنچه که در فیلم روایت می شود ندارد. از جمله ضعف های فیلمنامه نامشخص بودن علت درگیری دو جوان با پدر شخصیت پسر است که به سوالی مهم تبدیل می شود و برای تماشاگر مبهم باقی می ماند. کارگردان می خواهد تم انتقام را در فیلم دنبال کند اما به دلیل ضعف های فیلمنامه چندان موفق نیست.
جاذبه غیر نیوتونی
با فیلمی طرفیم که حرف مهمی می زند: بلوغ زودرس و نحوه برخوردها با آن علی رغم همه محدودیت های چنین سوژه هایی فیلم موفق می شود تا تناقض های سیستم آموزش در یک مدرسه را با تفاوت های برخورد دست اندرکاران آن به خوبی نمایش دهد و حتی به قیاسی با نوع رفتار والدین پسر دست بزند. مهدی زمین پرداز و فرخ نعمتی انتخاب های مناسبی اند و فیلم ریتم خوبی در قالب کوتاه دارد.
سینماخانه / حمید عبدالحسینی

 

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار