- شنبه 24 آبان 1404 - 15:51
- کد خبر : 180150
- سینمای ایران

نگاهی تازه به نمایش شاد و آموزشی ‹خاله قزی و جری موشه›»
به گزارش سینماخانه؛ نمایش «خاله قزی و جری موشه» تجربهای رنگارنگ، موزیکال و سرشار از انرژی کودکانه است که با ترکیب هوشمندانه سنت و مدرنیته توانسته فضایی جذاب و آموزشی برای کودکان و خانوادهها بیافریند. طراحی لباسها با رنگهای شاد و پارچههای الهامگرفته از هنرهای سنتی، گرما و صمیمیتی دلنشین به اجرا بخشیده بود. این […]
به گزارش سینماخانه؛ نمایش «خاله قزی و جری موشه» تجربهای رنگارنگ، موزیکال و سرشار از انرژی کودکانه است که با ترکیب هوشمندانه سنت و مدرنیته توانسته فضایی جذاب و آموزشی برای کودکان و خانوادهها بیافریند.
طراحی لباسها با رنگهای شاد و پارچههای الهامگرفته از هنرهای سنتی، گرما و صمیمیتی دلنشین به اجرا بخشیده بود. این انتخابها علاوهبر زیبایی بصری، هویت ایرانی اثر را نیز تقویت میکردند. صحنه ساده اما مؤثر طراحی شده بود؛ فضایی که اجازه میداد تخیل کودکانه تماشاگران آزادانه به پرواز درآید.
یکی از مؤثرترین عناصر نمایش، حضور گروه موسیقی زنده با اجرای نسترن کاوه و حسین سلطانی بود. تنبک، گیتار و ریتمهای پرنشاط آنها نهتنها نمایش را پویا کرد، بلکه پیش از آغاز اجرا نیز با همنوازی و شعرخوانی در محوطه سالن، فضایی تعاملی و شاد برای کودکان ساخت. این رویکرد موسیقایی نمایش را از یک اجرا به یک جشن واقعی کودکانه تبدیل کرده بود.
کودکان ارتباطی صمیمی با نمایش برقرار کردند و دیالوگهای طنزآمیز و قابل فهم، سالن را بارها پر از خنده کرد. واکنشهای خودجوش آنها—از جمله کودک بامزهای که با دیدن ناراحتی خاله قزی گفت «شکست عشقی خورده!»—نشان میداد نمایش توانسته است با ذهن و احساس مخاطب خردسال خود بهخوبی ارتباط برقرار کند.
نمایش مفاهیمی چون رعایت بهداشت، صرفهجویی در آب، صداقت، ارزش دوستی و احترام به زحمت دیگران را در قالبی ساده و جذاب آموزش میداد. معرفی شماره اورژانس ۱۱۵ به چند زبان نیز لحظهای آموزنده و متفاوت برای کودکان و والدین بود.
ارجاعات فرهنگی به «شاهنامه»، «کلیله و دمنه» و شعر خاطرهانگیز «خونه مادربزرگه» لایهای نوستالژیک و فرهنگی به اجرا افزوده بود. این توجه کارگردان به منابع ادبی و فرهنگی، نشان از دغدغه حفظ میراث داستانگویی ایرانی در قالبی مدرن و قابلفهم برای کودک داشت.
صورتکهای خوشساخت حیواناتی چون شیر، پلنگ و خر، همراه با بازی بدنی هماهنگ بازیگران، جلوهای تماشایی ایجاد کرده بود و کودکان را به دنیای خیال میبرد. استفاده از اسلوموشن و موقعیتهای فیزیکال طنزآمیز نیز لحظات خندهدار و پرنشاطی رقم زد.
اشاره ظریف نمایش به گذر زمان («هشت ماه از سال ۱۴۰۴ گذشته») خلاقانه و مناسب برای تحریک ذهن کودک درباره مفهوم زمان بود. پایانبندی با دعوت کودکان به روی صحنه، جشن شادی و همدلی نمایش را تکمیل کرد. اما شاید تأثیرگذارترین لحظه، کودک دو سه سالهای بود که حسرت میخورد چرا همراه پدرش نمایش را ندیده است—نشانهای از نفوذ عمیق و صادقانه اثر بر جان کودکان.
«خاله قزی و جری موشه» به کارگردانی ژاکلین آواره و نویسندگی علیرضا (هومن) مجابی، نمایشی است سرشار از آموزش، موسیقی، شادی و عشق به کودک—اثری که هم کودکان را میخنداند و میآموزد و هم بزرگسالان را به یاد سادگی و صداقت دوران کودکی میاندازد.
این نمایش ثابت کرد که تئاتر کودک، اگر با دقت و خلاقیت شکل بگیرد، توانایی پیوند دادن نسلها در یک تجربه گرم و خاطرهساز را دارد.
سینماخانه / سهیلا انصاری
نظرات