رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴
  • الجمعة ۱۰ رمضان ۱۴۴۷
  • 2026 Friday 27 February
  • چهارشنبه 6 اسفند 1404 - 13:57
  • کد خبر : 185716
  • تئاتر
  • چاپ خبر : گفت‌وگو با احمد رضا میر رجبی بازیگرنمایش «رویای آمریکایی»

بازی در مرز اغوا و تنهایی؛ روایت بازیگر «رویای آمریکایی» از چالش‌های نقش جیم اوکانر به گزارش سینماخانه؛ احمدرضا میررجبی بازیگر نمایش «رویای امریکایی» با اشاره به پیچیدگی‌های نقش جیم اوکانر، از دشواری برقراری یک رابطه اغواگرانه روی صحنه، بازخوردهای مخاطبان و تجربه همکاری با گروهی دوستانه می‌گوید؛ نمایشی که تلاش دارد با نگاهی انسانی، […]

بازی در مرز اغوا و تنهایی؛ روایت بازیگر «رویای آمریکایی» از چالش‌های نقش جیم اوکانر
به گزارش سینماخانه؛ احمدرضا میررجبی بازیگر نمایش «رویای امریکایی» با اشاره به پیچیدگی‌های نقش جیم اوکانر، از دشواری برقراری یک رابطه اغواگرانه روی صحنه، بازخوردهای مخاطبان و تجربه همکاری با گروهی دوستانه می‌گوید؛ نمایشی که تلاش دارد با نگاهی انسانی، بخشی از چالش‌ها و فروپاشی امید در نهاد خانواده را به تصویر بکشد.
نقش شما در نمایش چیست و بازی در این کاراکتر چه چالشی دارد؟
نقشی که من در نمایش ایفا می‌کنم «جیم دلانی اوکانر» است. جیم شخصیتی است که به‌عنوان مهمان به خانه دوستش که همکارش هم هست دعوت می‌شود. با ورود او به خانه، به‌تدریج مشخص می‌شود که هدف اصلی این دعوت، آشنایی او با خواهر دوستش است؛ آشنایی‌ای که شاید به ازدواج ختم شود.
بزرگ‌ترین چالش این نقش برای من، برقراری ارتباط با کاراکتر «لورا وینگفیلد» بود؛ ارتباطی که باید فراتر از یک گفت‌وگوی ساده می‌بود و حال‌وهوایی اغواگرانه و عاطفی پیدا می‌کرد. از آن‌جایی که چنین رفتاری در زندگی شخصی من چندان تجربه‌شده نبود، درک این‌که چگونه می‌توان شخصی را اغوا کرد، برایم دشوار و در عین حال چالش‌برانگیز بود.
نحوه آشنایی شما با گروه و کارگردان چگونه بود؟
من و کارگردان از دوستان دوران دانشگاه هستیم. با توجه به شناختی که از من داشت، تصمیم گرفت برای این پروژه با من تماس بگیرد و همکاری‌مان از همین‌جا شکل گرفت.
بازخوردهایی که تاکنون دریافت کرده‌اید چگونه بوده است؟
تا این‌جا بازخوردهای مثبت زیادی از تماشاگران دریافت کرده‌ام؛ چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق دوستان. بازخوردهای منفی بسیار محدود بوده و شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد.
امیدوارم این موضوع نشان‌دهنده رضایت مخاطب از اجرای من در این نقش باشد، نه این‌که صرفاً نظرات منفی کمتر به گوشم رسیده باشد.
تجربه همکاری با این کارگردان چه افزوده‌ای برای شما به‌عنوان بازیگر داشته است؟
مهم‌ترین دستاورد این همکاری برای من، افزایش انگیزه برای ادامه مسیر بازیگری در کنار دوستانم بوده؛ انگیزه‌ای که باعث می‌شود با انرژی بیشتری این راه را دنبال کنم.
کار فردی شما روی نقش چگونه بود و برای نزدیک شدن به کاراکتر از چه راهکاری استفاده کردید؟
به‌نظر من، یکی از وظایف اصلی هر بازیگر، درک دقیق موقعیت زمانی و مکانی نمایشنامه است. برای رسیدن به این درک، من کتاب خوشه‌های خشم اثر جان اشتاین‌بک را مطالعه کردم که کمک زیادی به شناخت فضای کلی نمایشنامه کرد.
با این حال، بزرگ‌ترین مانع من برای رسیدن به شخصیت جیم، نداشتن روحیه اغواگری بود. برای غلبه بر این مشکل، سعی کردم این ویژگی را در زندگی روزمره تمرین کنم و با آزمون‌وخطا به درک بهتری از آن برسم. به‌مرور زمان، این فرآیند باعث شد ارتباط عمیق‌تری با کاراکتر برقرار کنم.
این نمایش به موضوع خانواده و برخی معضلات اجتماعی می‌پردازد. به نظر شما تا چه حد در انتقال این مفاهیم موفق بوده است؟
به نظر من، نمایش توانسته تا حد قابل توجهی این معضلات را به مخاطب نشان دهد؛ اما در نهایت، قضاوت اصلی با تماشاگر است. این مخاطب است که اثر را می‌بیند و باید دید تا چه اندازه توانسته پیام‌ها و دغدغه‌های ما را دریافت کند.
امیدوارم نمایش فقط به نمایش دادن مشکلات بسنده نکرده باشد، بلکه توانسته باشد مخاطب را به فکر فرو ببرد و او را به این پرسش برساند که برای دوری از چنین مسائل و چالش‌هایی چه می‌توان کرد.
کدام بخش از نمایش بیشترین تأثیر را بر شما می‌گذارد؟
صحنه‌ای که جیم اوکانر از خانه خارج می‌شود و تمام نقشه‌های آماندا نقش بر آب می‌شود، بیشترین تأثیر را روی من دارد؛ لحظه‌ای که به‌نوعی نقطه اوج شکست امیدها در نمایش است.
سینماخانه / سهیلا انصاری

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار