رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 15 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

ابوالحسن داودی | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

فیلمبرداری “هزار پا” به پایان رسید

تدوین فیلم سینمایی جدیدترین اثر ابوالحسن داودی، در حالی ادامه دارد که با پایان فیلمبرداری، مراحل فنی دیگر هم به زودی آغاز می‌شود. طبق اعلام روابط عمومی فیلم «هزار پا»، فیلمبرداری ساخته جدید داودی به پایان رسیده و تدوین که همزمان با فیلمبرداری توسط بهرام دهقانی آغاز شده بود، همچنان ادامه دارد و پس از پایان […]


رضا عطاران و امیر مهدی ژوله در روزهای پایانی فیلمبرداری «هزار پا»

فیلمبرداری فیلم سینمایی «هزارپا» به کارگردانی ابوالحسن داودی و تهیه کنندگی رضا رخشان که از اوایل خردادماه آغاز شده بود به روزهای پایانی نزدیک می‌شود. به نقل از روابط عمومی فیلم، تاکنون حدود ٨٠ درصد فیلم سینمایی «هزارپا» جلوی دوربین علیرضا برازنده رفته است و به تازگی حدود بیست بازیگر جدید به فیلم اضافه شده […]


ادامه فیلمبرداری فیلم کمدی «هزارپا» در تهران

فیلمبرداری فیلم سینمایی «هزارپا» به کارگردانی ابوالحسن داودی و تهیه‌کنندگی رضا رخشان که از اوایل خردادماه آغاز شده بود همچنان در تهران ادامه دارد. به نقل از مشاور رسانه‌ای فیلم، رضا عطاران و جواد عزتی که این روزها هرکدام فیلم‌های «نهنگ‌ عنبر» و «اکسیدان» را روی پرده دارند، در این فیلم بازی می‌کنند و تاکنون […]


«زرد» پس از «ساعت ۵ عصر» اکران عمومی می‌شود

به بهانه دستور ضرب الاجلی برای بازبینی و رفع توقیف فیلم‌های توقیف شده از سوی سید رضا صالحی امیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاهی می‌اندازیم به فیلم‌هایی که یا از توقیف درآمدند و یا امکان دارد که همیشه در توقیف بماند. با توجه به اینکه آخرین روز خردادماه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضرب […]


اکران نسخه‌ای تازه از «زادبوم» پس از ۹ سال

ابوالحسن داودی گفت: فیلم «زادبوم» که پس از ۹ سال اکران می‌شود، با یک نسخه جدید و به روز، آماده نمایش شده است. کارگردان فیلم «زادبوم» که قرارداد فیلمش برای اکران پس از فیلم «اکسیدان» به ثبت رسیده است، درباره نمایش این فیلم پس از نزدیک به یک دهه به ایسنا گفت: فیلم «زادبوم» سال […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...