سقوط تندیس های شکننده
سینمای حمید نعمت الله همواره میدان رصد بحران هویت، حقارت های ته نشین شده، غرورهای کاذب و جنون پنهان انسانِ در آستانه فروپاشی بوده است. فیلم «بُت» در ادامه همین کارنامه مولف محور، روایتی است گزنده از شکل گیری و فروریختن یک توهم؛ اثری که عنوانش کنایه ای دقیق به تمایل روان شناختی انسان معاصر به برکشیدن تندیس های کاذب از اعتبار و منافع فردی، و در نهایت خرد شدن زیر آوار همان نمادهای دستساز است. فیلمساز در این اثر، بیش از آن که درگیر قصه پردازی خطی و کلاسیک باشد، بستر مناسبی برای عارضه یابی روانی ضدقهرمانش فراهم میکند تا تاریکخانه های درونی او را زیر ذره بین ببرد.
در لایه متنی، فیلمنامه بر پایه جزئیات رفتاری، لحن منحصر به فرد دیالوگ ها و موقعیت های بحرانی بنا شده است. کاراکتر محوری داستان مردی است سرشار از عقده های انباشته که با تکیه بر تصمیمی لجبازانه و خودمحورانه، زنجیره ای از انحرافات اخلاقی را رقم میزند. قوس شخصیتی او به جای رستگاری، سیری نزولی به سمت عریانی درون و اعتراف ناگزیر به حقارت خویش دارد. مسیری که تماشاگر را در فضایی منقبض کننده گام به گام با اضمحلال روانی او همراه میکند.
از منظر زیبایی شناسی بصری و فرم، نعمت الله با بهره گیری از کمپوزیسیون های خفقان آور، زاویه های دید نامتعارف و پالت رنگی چرک مردهای که تضاد میان ظاهر آراسته و لجن زار درونی شخصیت ها را عیان میسازد، اتمسفری کلاستروفوبیک خلق میکند. این جهانِ بی رحم با طراحی صوتی سوبژکتیو فیلم (متکی بر آمبیانس های مزاحم و موسیقی متن کوبه ای و پرالتهاب) تکمیل میشود و ضرباهنگ آشفتگی ذهنی کاراکتر را مستقیماً به جان مخاطب می اندازد. بازیگر نقش اصلی نیز با اتکا به جزئیات فیزیکی دقیق، نگاه های دزدیده و نوسان مداوم میان اعتماد به نفس مضحک و ترس فلج کننده، شمایلی ماندگار و رقت انگیز از یک انسان باخته ارائه داده است.
هرچند در پاره ای از دقایق، خودنمایی های فرمی دوربین یا پیش بینی پذیر بودن پایان بندی تلخ و تراژیک اثر کمی به بافت روایی لطمه میزند. اما «بُت» در مجموع ادعانامه ای محکم و تأثیرگذار علیه خودفریبی و کاخ های توهمی است. فیلم جدید نعمت الله تجربه ای آزاردهنده اما اصیل است که بار دیگر یادآور میشود چگونه انسان در هراس از شکستن بُت های درون مرزی اش، تمامیت هستی و اخلاقیات خویش را به مسلخ میبرد.
سینماخانه / حمید عبدالحسینی