رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 14 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

خروج | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

اعلام اولین آمار فروش آنلاین «خروج»

فیلم سینمایی «خروج» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا در اولین روز اکران اینترنتی به فروشی بالغ بر ۴۰۷ میلیون تومان رسید تا رکوردی امیدوارکننده به نام این فیلم ثبت شود. به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ پس از گذشت ۲۴ ساعت از اکران آنلاین فیلم سینمایی «خروج» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا که برای اولین بار […]


❖ چشمهایش

خروج فرامرز قریبیان

پیرمردی را می بینیم که با موهایی سفید کرده و گردنی تکیده اما استوار در سپیده دمان از آبی به زلالی روستا وضو می سازد تا خالق، تنها کسی باشد که در برابرش سر تعظیم فرود می آورد. او کسی نیست جز فرامرز قریبیان که حال و در آخرین ساخته حاتمی کیا بار دیگر به […]


❖ اعتراض

(۱۶) یادداشت های کوتاه از جشنواره فجر ۳۸ ؛ «خروج»

ساخته تازه حاتمی کیا یادآور فیلم زنده باد زاپاتاست. فیلمساز جریان ساز و موثر سینمای ایران تازه ترین اثرش را در حال و هوایی کاملاً متفاوت دست کم در میان سه فیلم قبلی اش روانه پرده نموده است. فیلمی که اعتراض وجه غالب اثر از حیث تماتیک را شکل می دهد و پیرمردی تنها را […]


خروج ابراهیم حاتمی‌کیا کلید خورد

فیلم سینمایی «خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا ۱۳ شهریور در شهرستان گچساران کلید خورد. در این فیلم فرامرز قریبیان،پانته آ پناهی ها، اکبر رحمتی، آتش تقی پور،محمد فیلی بازی می کنند و بازیگران جدیدی هم در روزهای آینده به این فیلم اضافه خواهند شد. عوامل فیلم سینمایی «خروج» عبارتند از نویسنده و کارگردان: ابراهیم […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...