رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 16 خبر


  • یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۶ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 18 October

در وجه حامل | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

❖ بحث داغ دلار به شبکه نمایش خانگی کشیده شد

«در وجه حامل» در شبکه نمایش خانگی

فیلم سینمایی «در وجه حامل» اثر بهمن کامیار و به تهیه‌کنندگی مصطفی کیایی توسط موسسه هنرهای تصویری سوره به نمایش خانگی رسید. فیلم سینمایی «در وجه حامل» در ژانر درام با موضوعی اجتماعی که به معضلات نوسان نرخ دلار و تاثیرات منفی آن در اقشار ضعیف جامعه می‌پردازد، توسط موسسه هنرهای تصویری سوره در نمایش […]


«در وجه حامل» به اکران عید فطر رسید

فیلم سینمایی «در وجه حامل» به کارگردانی بهمن کامیار و تهیه کنندگی مصطفی کیایی از عیدفطر با سرگروه جوان در سینماهای تهران و شهرستانها اکران خواهد شد. به گزارش سینماخانه و به نقل از مشاور رسانه ای پروژه، اکران فیلم سینمایی «در وجه حامل» که دومین اثر بلند بهمن کامیار در مقام کارگردان محسوب می‌شود، […]


غایبان بزرگ جشنواره فیلم فجر

با اعلام فیلم های منتخب در بخش سودای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر کارگردانان مطرحی که در این فستیوال غایب هستند، مشخص شدند. لحظاتی پیش ابراهیم داروغه زاده دبیر سی و ششمین جشنواره فیلم فجر اسامی فیلم های حاضر در بخش سودای سیمرغ را اعلام کرد. اما همیشه و طبق روال این سالیان آثاری […]


«در وجه حامل» راهی جشنواره فجر می‌شود

فیلم سینمایی «خیابان دیوار» به تهیه کنندگی مصطفی کیایی و کارگردانی بهمن کامیار با تغییر نام به «در وجه حامل» فرم حضور در سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر را با همین نام پر کرد تا دومین تجربه بلند سینمایی کامیار در مقام کارگردان راهی این جشنواره شود. «در وجه حامل» تمامی مراحل فنی […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...