رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 16 خبر


  • یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۶ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 18 October

سریال یاغی | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

کاری که «یاغی» انجام می دهد

سریال سازی در شبکه خانگی  زمانی به یک ایده برای برنامه سازی تبدیل شد که تلویزیون با اعمال محدودیت های مورد نظرش دیگر از کارکرد و تاثیر گزاری غافل ماند و سبب بی میلی فیلم سازان و همین طور مخاطبان اش شد. همین امر سبب گشت؛ فیلمسازان به دنبال راه حلی برای ساخت آثار باکیفیت […]


«یاغی» منتشر شد

اولین قسمت سریال «یاغی» به کارگردانی محمد کارت و تهیه کنندگی سید مازیار هاشمی روز پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت از فیلیمو پخش شد. به نقل از روابط عمومی سریال یاغی، اولین سریال محمد کارت ساعت ۸ صبح با مدت زمان ۹۴ دقیقه به صورت اختصاصی از فیلیمو  منتشر شد. در این سریال بازیگرانی چون: پارسا پیروزفر، […]


«یاغی» در آستانه انتشار قرار گرفت

سریال «یاغی» ساخته محمد کارت از جمله آثاری است که به زودی در پلتفرم‌ها منتشر می‌شود. مجموعه نمایش خانگی «یاغی» به کارگردانی محمد کارت و به تهیه‌کنندگی سیدمازیار هاشمی در آستانه انتشار قرار دارد. این سریال در ۲۰ قسمت برای پخش انحصاری از پلتفرم فیلیمو ساخته شده است. فیلمنامه «یاغی» را محمد کارت، پدرام پورامیری و حسین امیری دوماری، بر اساس رمان «سالتو» اثر مهدی […]


پارسا پیروزفر در سریال «یاغی»

  اولین تصویر از سریال «یاغی» به کارگردانی محمد کارت و تهیه‌کنندگی سید مازیار هاشمی، به همراه نامواره آن منتشر شد. پارسا پیروزفر با ترکیب متفاوتی از بازیگران دیگر در  سریال «یاغی» ایفای نقش می‌کند. از عوامل اصلی این سریال‌می‌توان به نویسندگان: پدرام پورامیری، حسین دوماری و محمد کارت، مدیرفیلمبرداری: سامان لطفیان، تدوین: اسماعیل علیزاده، […]


❖ حضور پارسا پیروزفر و طناز طباطبایی

محمد کارت سریال «یاغی» را می‌سازد

سریال «یاغی» به کارگردانی محمد کارت به تهیه‌کنندگی سیدمازیار هاشمی دو نفر از بازیگرانش را معرفی کرد. به نقل از روابط عمومی پروژه، سریال «یاغی» به کارگردانی محمد کارت و تهیه‌کنندگی سیدمازیار هاشمی، به زودی با اخذ مجوزهای قانونی پیش‌تولید رسمی خود را برای پخش در شبکه نمایش خانگی آغاز می‌کند. پارسا پیروزفر و طناز […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...