رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵
  • الإثنين ۷ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Monday 19 October

فیلم تگزاس | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

«تگزاس٣» برای نوروز ١۴٠٣ آماده می شود

«تگزاس٣» به کارگردانی سید مسعود اطیابی و تهیه کنندگی سید ابراهیم عامریان، مراحل پس تولید را سپری می‌کند تا نوروز ۱۴۰۳ در سینماهای سراسر کشور اکران شود. دو قسمت پیشین «تگزاس» مورد استقبال بالای مخاطبان واقع شده بود و «تگزاس ۲» در جدول پرفروش‌های تاریخ سینما است. پیش بینی می‌شود «تگزاس٣»، موفق شود سال آینده […]


پایان فیلمبرداری «تگزاس ۲»

فیلمبرداری قسمت دوم فیلم سینمایی «تگزاس» به کارگردانی سیدمسعود اطیابی و تهیه‌کنندگی سیدابراهیم عامریان با حضور بازیگران برزیلی و پرتغالی در تهران به پایان رسید. در فیلم سینمایی تگزاس ۲، مهدی هاشمی، سام درخشانی، پژمان جمشیدی، ژاله صامتی، گابریلا پتری، بهرنگ علوی، رضا ناجی، امید روحانی، آدریانو تولوزا، سهیل قنادان، تی آگو متوس و نادر […]


صداگذاری «تگزاس» تکمیل می‌شود

به گفته کارگردان «تگزاس»، این فیلم که در حال تکمیل مراحل فنی است برای اکران در نوروز ۹۷ آماده می‌شود. مسعود اطیابی تهیه‌کننده و کارگردان درباره آخرین مراحل تولید فیلم سینمایی «تگزاس» گفت: در حال حاضر حسین ابوالصدق صداگذاری این پروژه را برعهده گرفته است و به زودی به پایان می رسد. وی ادامه داد: […]


کارگردان فیلم «تگزاس»: انگیزه‌ای برای رقابت در فجر نمانده است

اطیابی با اشاره به اینکه «تگزاس» را قطعا به جشنواره فجر نمی‌دهم، خبر از حضور مجدد در برزیل برای آهنگسازی فیلم و تدارک آن برای اکران نوروز ۹۷ داد. فیلم سینمایی «تگزاس» پروژه مشترک ایرانی-برزیلی است که چندی پیش با حضور بازیگران ایرانی از جمله حمید فرخ‌نژاد، سام درخشانی، پژمان جمشیدی و همچنین هنرمندان بومی […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...