رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵
  • الجمعة ۴ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Friday 16 October

کاظم راست گفتار | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

یک فیلم سینمایی در پنج قسمت!

به گزارش سینماخانه؛ قسمت آخر سریال “آشوب” به نویسندگی و کارگردانی کاظم راست گفتار در روز دوشنبه ۴ آذرماه ۱۳۹۶ در شبکه نمایش خانگی توزیع شد. با وجود حضور ستاره های تلویزیون و سینما همانند فروش پایین نسخه سینمایی این فیلم، مورد استقبال مطلوبی قرار نگرفت. نکته مهمی که وجود دارد این است که سریال […]


توزیع و پخش قسمت اول سریال «آشوب» در شبکه نمایش خانگی

سریال “آشوب” به کارگردانی کاظم راست‌گفتار محصولی از شرکت تصویر دنیای هنر است که هر چهارشنبه در شبکه پخش نمایش خانگی توزیع می شود. سریال ۵ قسمتی “آشوب” به کارگردانی کاظم راست‌گفتار پربازیگرترین سریال سال است که داستان آن، در دهه ۱۳۲۰ می‌گذرد و مضمون اصلی آن در رابطه با بحران هنرمندان در آن روزگار است. […]


سازندگان «آشوب» به پایان اکران این فیلم اعتراض کردند

گروه سازندگان فیلم «آشوب» به کارگردانی کاظم راست گفتار به پایان اکران این اثر سینمایی اعتراض کردند. گروه سازندگان فیلم سینمایی «آشوب» به کارگردانی کاظم راست گفتار با انتشار بیانیه ای به پایان اکران این فیلم در سینماهای کشور اعتراض کردند. در متن این بیانیه آمده است: «انالله و انا الیه راجعون با نهایت اندوه […]


تکذیب پخش تیزر «آشوب» توسط عوامل فیلم

کاظم راست گفتار کارگردان سینما در خصوص فیلم سینمایی «آشوب» که هفته پایانی اکران خود را پشت سر می‌گذارد و در این مدت کوتاه تیزرهای آن در شبکه‌های ماهواره‌ای پخش شده، گفت: این اتفاق را که پخش تیزر از سوی ما باشد به شدت تکذیب می‌کنم ضمن اینکه این موضوع را پیگیری کرده و پس […]


فیلم های اکران دوم نوروز مشخص شد

سخنگوی شورای صنفی نمایش اعلام کرد ۵ فیلم سینمایی برای اکران دوم نوروز قرارداد بسته‌اند. غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش با اشاره به برگزاری جلسه امروز دوشنبه ۲۸ فروردین ماه شورای صنفی نمایش گفت: در جلسه امروز قرارداد ۶ فیلم سینمایی منعقد شد که از این تعداد ۵۵ فیلم برای اکران دوم نوروز در […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...