به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، نشست «بازتعریف نقش مادری در سینما» با نمایش نسخه کامل کارگردان فیلم سینمایی «یه حبه قند» ساخته رضا میرکریمی چهارشنبه، ۴ شهریورماه، با حضور مازیار فکری ارشاد، منتقد سینما در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد و مدیریت نشست را بهناز شیربانی، روزنامهنگار بر عهده داشت. سیفالله صمدیان؛ عکاس و فیلمساز، ساعد نیک ذات؛ عکاس و مدیر فیلمبرداری سینما و فرامرز روشنایی؛ بازیگر، از جمله حاضران در این نشست بودند.
در ابتدای نشست، بهناز شیربانی بعد از عرض خیر مقدم به حضار، از رضا میرکریمی و محمدصادق میرکریمی برای ارائه نسخه کامل و منتخبِ کارگردان «یه حبه قند» قدردانی کرد و گفت: ابتدا، از رضا میرکریمی و محمدصادق میرکریمی تشکر میکنم که نسخه منتخب کارگردان را برای نمایش در موزه سینمای ایران به دست ما رساندند.
وی درباره دلیل عدم حضور رضا میرکریمی، کارگردان اثر در نشست «بازتعریف نقش مادری در سینما» تصریح کرد: رضا میرکریمی در حال تولید سریال «رئیسعلی دلواری» است و هماکنون عازم سفری به جنوب ایران برای بازدید از لوکیشنها است. او به علت اینکه امکان حضور در این نشست را نداشتند، عذرخواهی کردند علیرغم تمایلی که برای تماشای این فیلم در کنار تماشاگران داشتند. اینکه این فیلمساز نسخه منتخب کارگردان از «یه حبه قند» را برای پخش در این نشست ارسال کرد، شاهد دیگری برای تمایل قلبی این هنرمند برای بودن در این نشست است. ای کاش که جناب میرکریمی بود و ما میتوانستیم این روز را در کنار این کارگردان باشیم که متأسفانه، به سبب مشغله او امکان پذیر نشد.
شیربانی سپس از مازیار فکری ارشاد، منتقد سینما دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرد.
مازیار فکری ارشاد درباره وضعیت سینمای ایران در مقطع ساخت «یه حبه قند» عنوان کرد: برای تحلیل این موضوع باید به زمان ساخت این فیلم برگردیم که اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ هجری شمسی است. در آن مقطع، در مدیریت سینمای مباحثی تحت عنوان «سبک زندگی ایرانی» و «سینمای ملی» به صورت جدی مطرح شد که میزگردهای متعددی در این زمینه برگزار شد تا به تعریف جامعی از «سینمای ملی» برسیم. مباحثی که مثل برنامههای مشابه به جایی نرسید. به نظر میرسد که رضا میرکریمی برحسب مباحثی که مطرح شد و رویکردی که سینمای ایران بر مبنای «سینمای ملی» داشت، کوشید که شکلی از «سینمای ملی» را به صورت یک پیشنهاد برای مخاطبان سینمای ایران مطرح کند. لازم به ذکر است که میرکریمی، یک سبقه مذهبی داشت و با همین سبقه مذهبی هم وارد سینما شد بنابراین سعی کرد مدرنیته را هم در دل سنت در «یه حبه قند» جای دهد. اینگونه شد که شاهد همنشینی دلپذیری از سنت و مدرنیته در این فیلم هستیم و نقش زنان پررنگتر است.
او راجع به نقش زنان در اثر افزود: در یک خانواده سنتی و در بافت سنتی که در فیلم هست، به طور معمول، زنان در پستو هستند. لحظههای خصوصی زنان در کنار هم، بگو و بخندها و اتفاقاتی که میان آنها میافتد و دیگر چیزهایی که سینمای ایران در آنزمان نشان نمیداد، وجه پررنگتری در اینجا پیدا میکرد. میتوان گفت که در این زمینه، فیلم موفق عمل کرد و «یه حبه قند»، اتفاق ویژهای بود که آن بخش از زندگی خانوادههای سنتی ایرانی که سینمای ایران کمتر به آن میپرداخت را به تصویر کشید. شخصیتهایی که در فیلمهای آن دوره، حاشیهای و غیراصلی محسوب میشدند، تبدیل به شخصیتهای اصلی فیلم کرد و دغدغههایی که در سینمای ایران کمتر به آنها پرداخته میشد، پررنگتر کرد. چقدر موفق عمل کردن او را حالا شاید بهتر بتوان راجع به آن صحبت کرد چون نزدیک به ۱۶ سال از ساخت فیلم میگذرد. این ریسکپذیری، رویکرد جدید نسبت به مفهوم خانواده و حضور زن در مقابل دوربین که در این فیلم داشت، در همان زمان موضوع بحثبرانگیزی بود.
فکری ارشاد درباره میزان موفقیت میرکریمی در ترسیم ابعاد مختلف یک خانواده ایرانی در آثارش گفت: «یه حبه قند» برای ۱۶ سال پیش است و این فیلم در آنزمان بسیار مورد توجه واقع شد. لازم به یادآوری است در جامعهای زندگی میکنیم که هر روز با تحولات جدیدی روبرو هستیم و روند تحولات اجتماعی در کشور سرعت بالایی دارد. از یک نگاه، شاید فیلمی متعلق به ۱۶ سال پیش، قدری کهنه به نظر برسد ولی این به معنای نادیده گرفتن ارزشهای سینمایی فیلم نیست.
صمیمیتی که در فیلم هست، مخاطب را از هر طیف، طبقه فکری، اجتماعی و اقتصادی به خودش جذب میکند و فضاهایی که برای چشمان آنها کم و بیش آشناست تا اینکه مرگ را به شیرینی «یه حبه قند» نشان میدهد.
مازیار فکری ارشاد در سخنان پایانی، با اشاره به عقب ماندن همیشگی سینمای ایران از تحولات اجتماعی خاطرنشان کرد: سینمای ایران همیشه از تحولات اجتماعی عقب است. در سالهای اخیر، دو جریان اصلی در سینمای ایران به وجود آمده است که یکی سینمای ارگانی و دیگری سینمای زیرزمینی است. در مجموع، نقش زنان در سینمای ایران، افزایش یافته و باورپذیری کاراکترهای زن نسبت به واقعیت اجتماع، بهتر شده است که به تحولات اجتماعی و سیاسی چند سال اخیر مربوط میشود. با اینحال، سینمای ایران به دلایل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همچنان از تحولات جامعه عقب است و هنوز موفق نشده همپای این تحولات گام بردارد. با توجه به روندی که سینمای ایران در پیش گرفته است، نمیتوان خوشبین بود که سینما بتواند همپا با تحولات جامعه قدم بردارد. در چند سال گذشته، تحولات حوزه زنان به سرعت اتفاق افتاده است. اینها موضوعاتی است که سینمای رسمی به آن نمیپردازد و سینمای زیرزمینی هم به شکل شتابزده و خشمآلود به آن مینگرد در نتیجه هنوز یک تصویر روشن و نزدیک به واقعیت نسبت به زیست زنان ایرانی در سینمای ایران به چشم نمیخورد.
ساعد نیک ذات، عکاس و مدیر فیلمبرداری سینما نیز در پایان جلسه گفت:خوشحالم که چنین برنامهای برگزار و یادآوری میشود که زمانی سینمایی داشتیم. در ادامه، میخواهم از جناب حمید خضوعی ابیانه، مدیر فیلمبرداری «یه حبه قند» یاد کنم که تحقیقات مفصلی برای ساخت این اثر انجام داد و این فیلم با سوپر ۱۶ تصویربرداری شد. به عنوان فیلمبرداری که تجربه این حرفه را دارد، باید بگویم که در تمام طول مدت تمرین، دوربین روی دوش فیلمبردار قرار میگیرد و این از آن زحماتی است که جلوی دوربین دیده نمیشود چون در پشت صحنه اتفاق افتاده. به نظر من، خضوعی به خوبی از پس ساخت این فیلم برآمده و او از فیلمبرداران شاخص سینمای ایران به شمار میرود بنابراین خواستم از این فرصت برای یادکردی از او استفاده کنم.
این نشست در چارچوب سلسله نشستهای مشترک میان ستاد جمعیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موزه سینمای ایران برگزار می شود.
منبع: سوره سینما
نظرات