- دوشنبه 23 شهریور 1405 - 17:30
- کد خبر : 192582
- تئاتر

«هیرکانیا»؛ وقتی زبالهها جان میگیرند
به گزارش سینماخانه؛ نمایش «هیرکانیا» به نویسندگی و کارگردانی اسماعیل رحیمی سروش که این روزها در تالار هنر روی صحنه است، نمایشی با محوریت زباله، تفکیک و بازیافت آن است؛ موضوعی که در قالبی مناسب برای مخاطبان خردسال و نوجوان روایت میشود و تلاش دارد مفاهیم محیطزیستی را از مسیر نمایش و سرگرمی به مخاطب […]
به گزارش سینماخانه؛ نمایش «هیرکانیا» به نویسندگی و کارگردانی اسماعیل رحیمی سروش که این روزها در تالار هنر روی صحنه است، نمایشی با محوریت زباله، تفکیک و بازیافت آن است؛ موضوعی که در قالبی مناسب برای مخاطبان خردسال و نوجوان روایت میشود و تلاش دارد مفاهیم محیطزیستی را از مسیر نمایش و سرگرمی به مخاطب خود منتقل کند.
یکی از مهمترین ویژگیهای «هیرکانیا»، توجه قابلتوجه گروه اجرایی به طراحی بصری و ساخت شخصیتهاست. طراحی لباسها ملموس و قابل درک است و شخصیتپردازی برخی اشیای دورریختنی مانند چنگال، قوطی نوشابه، دوک نخ و چراغقوه به شکلی انجام شده که برای مخاطب کودک و نوجوان باورپذیر و جذاب به نظر میرسد. این اشیا در نمایش صرفاً وسایل صحنه نیستند، بلکه به شخصیتهایی تبدیل میشوند که هرکدام هویت و حضور نمایشی مشخصی پیدا میکنند.
طراحی و ساخت عروسکها نیز از نقاط قوت اثر است. بهخصوص عروسک شیرابه و رودخانه از نظر ساخت و ایدهپردازی بسیار جالب توجه است و در ایجاد فضای نمایشی و انتقال مفهوم آلودگی محیطزیست نقش مؤثری دارد. در مجموع میتوان گفت طراحی لباس، عروسکها و ملزومات صحنه از بخشهای قوی این اجرا محسوب میشود.
از دیگر نکات مثبت نمایش، استفاده خلاقانه از نردههای فلزی بهعنوان یکی از ابزارهای صحنه است. این عنصر ساده، صرفاً جنبه دکوراتیو ندارد و در خدمت میزانسن و فضای اجرایی قرار گرفته و نشان میدهد که گروه طراحی تلاش کرده از امکانات موجود، استفادهای نمایشی و کاربردی داشته باشد.
گروه فرم و حرکات موزون نیز یکی از بخشهای قابل توجه «هیرکانیا» است. حرکات هماهنگ، جذاب و متناسب با فضای اثر، بهویژه برای مخاطب خردسال و نوجوان، به ایجاد ریتم و تنوع در اجرا کمک میکند. بازیها نیز در مجموع باورپذیر هستند و بازیگر نقش قوطی نوشابه از جمله بازیگرانی است که توانسته ارتباط خوبی با تماشاگر برقرار کند؛ بازی او در لحظاتی مخاطب را با خود همراه میکند و حتی موجب خنده و مشارکت او میشود.
با این حال، نمایش در کنار نقاط قوت خود با چند مسئله نیز مواجه است. یکی از مهمترین موارد، بلندی صدای موسیقی است؛ در برخی لحظات موسیقی آنقدر پرحجم میشود که شنیدن دیالوگها برای تماشاگر دشوار است. در نمایشی که بخش مهمی از پیام خود را از طریق گفتوگو و انتقال مفاهیم آموزشی ارائه میدهد، وضوح کلام اهمیت زیادی دارد و بهتر است توازن بیشتری میان موسیقی و دیالوگ برقرار شود.
از سوی دیگر، ریتم کلی نمایش در بعضی بخشها کمی کشدار به نظر میرسد. احتمالاً با حذف یا کوتاهتر کردن برخی صحنهها و فشردهتر کردن روند روایت، میتوان به ریتمی پویاتر دست پیدا کرد؛ مسئلهای که برای مخاطب خردسال اهمیت بیشتری دارد، چرا که حفظ تمرکز او نیازمند ضرباهنگ مناسب و پرهیز از طولانی شدن موقعیتهای تکراری است.
با وجود این نکات، «هیرکانیا» را میتوان تجربهای قابلتوجه در زمینه نمایش آموزشی برای کودک و نوجوان دانست. اثر تلاش میکند موضوعی جدی مانند تفکیک و بازیافت زباله را از قالب خشک و مستقیم آموزشی خارج کرده و آن را به بخشی از یک جهان نمایشی تبدیل کند. مخاطب در جریان نمایش با این مفهوم روبهرو میشود که بیتوجهی به زباله و رها کردن آن در محیط، چگونه میتواند زمینهساز آلودگی و حضور حیوانات و جانوران موذی شود و در نهایت سلامت و محیط زندگی انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
«هیرکانیا» در بهترین لحظات خود نشان میدهد که زباله میتواند از یک موضوع آموزشی به یک عنصر نمایشی تبدیل شود؛ قوطی نوشابه، چنگال، دوک نخ و حتی چراغقوه میتوانند شخصیت شوند، حرکت کنند، مخاطب را بخندانند و همزمان پیامی درباره مسئولیت انسان در قبال محیطزیست منتقل کنند.
در مجموع، نقطه قوت اصلی نمایش را باید در طراحی و ساخت عروسکها و شخصیتها، لباس، استفاده از ابزار صحنه، فرم و حرکات موزون و ارتباط با مخاطب کودک و نوجوان جستوجو کرد. اگر موسیقی از نظر حجم و ترکیب با دیالوگها کنترل شود و با کوتاهتر کردن برخی صحنهها، ریتم نمایش فشردهتر و پرتحرکتر شود، «هیرکانیا» میتواند اثری مؤثرتر و ماندگارتر در حوزه تئاتر کودک و نمایشهای محیطزیستی باشد.
سینماخانه / سهیلا انصاری


نظرات