رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 15 خبر


  • یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۶ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 18 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 16

یادداشتی کوتاه درباره فیلم کوتاه «تالسا»

سیدپرویز شجاعی برای ساخت فیلم کوتاه به سراغ موضوعی غیربومی رفته است. «تالسا» شهری است در ایالت اوکلاهمای ایالات متحده آمریکا که در سال ۱۹۲۱ شاهد کشتار ۳۰۰ سیاه پوست و سوزاندن ۱۲۵۶ خانه به دست نژادپرستان آمریکایی بود. شجاعی به فراخور داستان فیلم، در گام نخست با چالش انتخاب لوکیشن مواجه بوده است که با […]


❖ عام شدن

نگاهی به فیلم «عامه پسند» به کارگردانی سهیل بیرقی

سهیل بیرقی در سومین بخش از سه گانه زنانه اش این بار دغدغه های زنی میانسال را دستمایه قرارداده است. زنی که پس از جدایی از همسرش حالا قصد دارد آنطور که باب میل اش هست زیست کند. شکلی از زندگی که به گمان اش سال ها از او دریغ شده. تمرکز بیرقی بر کاراکتر […]


❖ حقیقت در سینما

بررسی اهمیت جشنواره سینماحقیقت

حالا و پس از هفده سال از برگزاری جشنواره فیلم مستند به صورت مستقل، این نهال تبدیل به جوانی شده و جای خود را در بین جشنواره های سینمایی پیدا کرده است. جشنواره ای که اگر چه در طول این سال ها با فراز و فرود همراه بوده اما توانسته روند جریان سازی خود را […]


❖ افتان و خیزان

نگاهی به «آهو» به کارگردانی هوشنگ گلمکانی

همواره و در هنگام خواندن نقدها این نکته برایم جالب توجه بوده که اگر خود منتقدان بخواهند فیلمی بسازند؛ ماحصل کارشان چه سطحی می یابد و آیا می توانند تمام آنچه را به عنوان نقد بر فیلم دیگری وارد ساخته اند در فیلم خود لحاظ کنند و اثری عاری از نقص بیآفرینند. خب قطعاً این […]


❖ آدم دوست داشتنی

نگاهی به فیلم «جنگل پرتقال»

یک فیلم اتوبیوگرافیک که هنرش را در شخصیت پردازی و ارائه روایتی امروزین و جذاب به خوبی به نمایش می گذارد و علی رغم انتخاب روشی سخت در کاراکتر محور بودن اما با تاکتیک ها و عطف های مناسب موفق می شود تا ریتم و لحنی متوازن و شیرین را ایجاد کند که از جمله […]


یادداشتی کوتاه درباره فیلم کوتاه «تکلیف»

فیلم کوتاه «تکلیف» با نام قبلی «روز مراسم» دومین ساخته علی خوشدونی فراهانی بعد از فیلم کوتاه «تناوب» است. فیلم کوتاه «تکلیف» درون مایه داستان فیلم تکراری اما جذاب است. مدرسه، دانش آموز خاطی، فرار از مدرسه و توبیخ دانش آموز این ها همه موضوعات تکراری فیلم هایی است که در فضای مدرسه ساخته می […]


❖ سرراست

نگاهی به کمدی «هتل»

اعتراف می کنم که با رغبت کم و یا حتی با بی میلی خود را متقاعد کردم که هتل را در سینما ببینم اما وقتی وارد سالن شدم و هرچه از فیلم گذشت این دیگر قصه و نحوه پرداخت و بازی ها و ترکیب خود بازیگران اش بود که مرا با خود همراه ساخت و […]


«مدیر مدرسه» نفسی تازه در فیلمسازی آثار سیاسی

فیلم کوتاه «مدیر مدرسه» یکی از آثاری است که در چهلمین جشنواره بین المللی فیلم‌ کوتاه تهران، مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و توانست علاوه بر نامزدی برای رشته های فیلمبرداری و تدوین؛ جایزه بهترین فیلمبرداری را در اختتامیه چهلمین جشنواره فیلم کوتاه تهران کسب نماید. «مدیر مدرسه» درامی سیاسی است در بستر رویدادها و […]


نکته ها و تأملاتی پیرامون چهلمین جشنواره فیلم کوتاه تهران

به بهانه پایان یافتن چهلمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نکته ها و تاملاتی پیرامون فیلم کوتاه و این جشنواره مهم سینمایی کشور پرداختیم: ۱. برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران یک ضرورت انکار ناپذیر برای سینمای ایران و خیل علاقمندان این عرصه محسوب می شود اما این مجال ۵ روزه با متقاضیانی در حدود ۲۰۰۰ […]


چند خط درباره فیلم های چهلمین جشنواره فیلم کوتاه تهران

آدلاید یک فیلم به شدت روانشناسانه با فیلمنامه ای دقیق و پرجزئیات که تا آخرین لحظه مخاطب را با خود همراه می سازد. ایده ای که خوشبختانه اینجا به هدر نرفته است و با کارگردانی متناسب به یکی از فیلم های خوب این دوره از جشنواره بدل گشته است. ضلعی برای خروج فیلم درصدد است […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...