رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 12 خبر


  • یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۲۸ ربيع ثاني ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 11 October

آن‌جا همان ساعت | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

آغاز اکران «آنجا همان ساعت» از چهارشنبه در سینماها

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ فیلم سینمایی «آنجا همان ساعت» به کارگردانی سیروس الوند از چهارشنبه ۱۸ تیرماه در سینماهای سراسر کشور اکران می شود. «آنجا همان ساعت» آخرین ساخته سینمایی الوند پس از فیلم های پرفروش و پرمخاطب «چهره»، «دست های آلوده»، «مزاحم»، «رستگاری در ۸:۲۰ دقیقه» و … محسوب […]


اکران فیلم سیروس الوند با یک هفته تاخیر

دبیر شورای صنفی نمایش بیان کرد اکران فیلم «آنجا همان ساعت» ساخته سیروس الوند که قرار بود چهارشنبه همین هفته اکران شود، با یک هفته تاخیر روی پرده سینماها می‌رود. مرتضی شایسته (دبیر شورای صنفی نمایش) درباره جلسه امروز شورای صنفی نمایش گفت: پیش از این قرار بود اکران فیلم «آنجا همان ساعت» ساخته سیروس […]


آخرین فیلم سیروس الوند هم آنلاین اکران می‌شود

سیروس الوند کارگردان سینما، درباره آخرین وضعیت اکران فیلم سینمایی «آنجا همان ساعت» گفت: این فیلم را به صورت آنلاین نمایش می‌دهیم و تصمیمی برای اکران عمومی آن نداریم؛ چون در شرایط کنونی وضعیت اکران عمومی اصلاً مشخص نیست. در خلاصه داستان «آنجا همان ساعت» آمده است: رعنا معلم مقطع ابتدایی و امیر کارگر کارگاه […]


اکران ویژه فیلم سیروس الوند در پردیس سینمایی چارسو

فیلم «آنجا همان ساعت» به کارگردانی سیروس الوند در پردیس سینمایی چارسو اکران می شود. به گزارش ستاد خبری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، بنا به درخواست سیروس الوند، کارگردان فیلم «آنجا همان ساعت» و با مساعدت ابراهیم داروغه زاده دبیر جشنواره فیلم فجر، این فیلم روز ۲۱ بهمن ساعت ۱۴.۳۰ در سینما چارسو […]


سیروس الوند فیلم تازه‌اش را پس از ۴ سال کلید زد

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی پروژه، سیروس الوند ۲ سال برای مهیا شدن شرایط ساخت فیلم سینمایی «آن‌جا، همان ساعت» منتظر بود و در نهایت پس از فراهم شدن شرایط، فیلمبرداری این فیلم هفته گذشته در تهران آغاز شد. پرویز پرستویی، ماهور الوند، شهرام حقیقت دوست، امیرحسین فتحی، شاهرخ فروتنیان، سعید […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...