رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۶ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 18 October

جمشید هاشم‌پور | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

جمشید هاشم‌پور، پرکارترین بازیگر جشنواره فجر امسال

داوران سی و نهمین جشنواره فیلم فجر که از این هفته شروع به دیدن فیلم‌ها کرده‌اند، به طور متوسط روزی ۴ فیلم می‌بینند؛ بنابراین می‌توان انتظار داشت داوری فیلم‌ها تا پایان هفته اول بهمن‌ماه انجام شود. در جشنواره امسال، جمشید هاشم‌پور بازیگر ۷۶ ساله سینمای ایران با ۶ فیلم «برای مرجان»، «گیج‌گاه»، «راند چهارم»، «روز ششم»، «شیشلیک» […]


«دارکوب» آماده نمایش در جشنواره فجر می شود

فیلم سینمایی «دارکوب» ساخته بهروز شعیبی مراحل پایانی خود را طی می کند تا برای حضور در جشنواره فجر آماده شود. به نقل از مشاوررسانه‌ای فیلم، فیلم سینمایی «دارکوب»به کارگردانی بهروز شعیبی و تهیه کنندگی سید محمود رضوی آخرین مراحل فنی خود را برای حضور در جشنواره فجر طی می‌کند. این فیلم ،داستانِ اجتماعیِ روابط […]


❖ آخر هفته با فیلم های سیما

مقاومتی که به «روز سوم» کشید/ یک ماجرای جاسوسی در «روباه»

شبکه های مختلف تلویزیون در روزهای پایان هفته فیلم های مختلفی را نمایش می دهند. به نقل از روابط عمومی معاونت سیما، فیلم‌های سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن «دوئل»، «دهلیز»، «بام تا بام»، «آرزو و تلاش، خرس‌های مهربان»، «سارا کوچولو»، «خاکستر و برف»، «رمضان آن‌سال»، «هیوا»، «روز سوم»، «جنون سرعت»، «آنکه دریا می‌رود»، «روباه»، «دلبری»، «اتوبوس»، «لک‌ […]


پایان تصویربرداری «دارکوب» ، آخرین ساخته بهروز شعیبی

به نقل از روابط عمومی این فیلم، در حالی اولین تصویر از جمشید هاشم‌پور در «دارکوب» منتشر شده است که شب گذشته تصویربرداری این فیلم در شهر تهران به پایان رسید. تصویربرداری «دارکوب» روزهای پایانی بهمن‌ماه آغاز شد و مهناز افشار، سارا بهرامی، جمشید هاشم‌پور، هادی حجازی‌فر، طوفان مهردادیان، نگار عابدی، شادی کرم رودی، ثریا حلی، […]


تیزر فیلم سینمایی «انزوا» رونمایی شد + ویدئو

هم زمان با آغاز سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر تیزر «انزوا» به توسط علی فرآورده ساخته شده رونمایی شد.«انزوا» در بخش سودای سیمرغ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درمی‌آید. امیرعلی دانایی، نادر فلاح، علی استادی، سیامک صفری، بهنوش بختیاری، اندیشه فولادوند، شقایق فراهانی، جمشید هاشم‌پور، همایون ارشادی، مهران رجبی، لیندا کیانی، […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...