رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵
  • الإثنين ۷ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Monday 19 October

دوران عاشقی | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

انتشار فیلمی با بازی شهاب حسینی در سایت آمازون

فیلم سینمایی «دوران عاشقی» با بازی هنرمندانی چون شهاب حسینی و لیلا حاتمی بر روی سایت آمازون قرار گرفت. «دوران عاشقی» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی علیرضا رئیسیان توسط کمپانی ایرانی-امریکائی Majsam پخش نسخه با کیفیت ممتاز و VOD خود را روز گذشته از سایت آمازون آغاز کرد و به این ترتیب پای تولیدات سینمایی ایران […]


پخش خانگى «دوران عاشقى» رکورد زد

نسخه نمایش خانگی فیلم سینمایی دوران عاشقی به توزیع مجدد رسید. به نقل از مشاوررسانه‌ای این فیلم، فیلم سینمایی «دوران عاشقی» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی علیرضا رئیسیان که پس از اکرانی موفق در سینماهای کشور و حضور پررنگ در جشنواره‌های داخلی و خارجی، زمستان ۹۴ برای نخستین بار توسط موسسه هنرهای تصویری سوره در شبکه […]


❖ عموم فیلمسازان ایرانی اقبالی به آثار ادبی نشان نمی‌دهند

جای خالی اقتباس ادبی در سینمای ایران

بهره‌گیری از متون ادبی و رابطه میان سینما و ادبیات برای فیلمسازان همیشه جذاب بوده و هست. اقتباس فیلم‌های سینمایی از ادبیات در سینمای جهان جایگاه خوبی دارد، اما در کشور ما بنا به دلایل مختلف بهره‌گیری سینما از آثار ادبی، همیشه مورد غفلت قرار گرفته است. منتقدان سینما دلیل کمرنگ شدن اقتباس سینما از […]


فرهاد اصلانی:‌ از دست خودم عصبانی هستم

فرهاد اصلانی می‌گوید: همیشه دوست دارم نقش‌های متفاوت رابازی کنم چون حیات هنری‌ام به همین وابسته است، اما فعلا برای کم‌کاری‌هایم از خودم عصبانی هستم. این بازیگر که این روزها فیلم «یک روز بخصوص» را روی پرده دارد، درباره حضورش در این فیلم بیان کرد: اواخر سال ۱۳۹۴ و پس از بازی در فیلم «دختر» […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...