رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 21 خبر


  • دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵
  • الإثنين ۷ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Monday 19 October

سریال سالهای دور از خانه | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

توزیع قسمت چهارم «سال های دور از خانه» تا ساعاتی دیگر + ویدیو

«من بدبختِ خاک تو سر، بدموقع خواستگاری کردم!» به گزارش سینماخانه و به نقل از مشاور رسانه ای؛ قسمت چهارم سریال کمدی «سال های دور از خانه» به کارگردانی مجید صالحی و تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی، تا ساعاتی دیگر توسط موسسه تصویرگستر پاسارگاد توزیع می‌شود. در قسمت چهارم سالهای دور از خانه، خنجری که بد موقع […]


«سال‌های دور از خانه»؛ ۱۵۱۲ روز بعد از «شاهگوش»!

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ سریال کمدی نمایش خانگی «سالهای دور از خانه» به عنوان اولین اسپین‌آف ایرانی، ۱۵۱۲ روز بعد از اتفاق عجیبی که برای خنجری در شاهگوش رخ داد، شروع می‌‎شود؛ دقیقا از جایی که پس از طرح جمع‌آوری سگ‌ها و انتقال آن‌ها به کلانتری ۱۰۰ ملت، خنجری سگ‌ِ […]


زمان توزیع سریال کمدی «سال‌های دور از خانه» مشخص شد + اولین تیزر

به گزارش سینماخانه؛ سریال کمدی «سال‌های دور از خانه» به کارگردانی مجید صالحی، به عنوان اولین اسپین‌آف ایرانی است از ۳۱ فروردین در شبکه نمایش خانگی و نماوا توزیع خواهد شد. این مجموعه در ۱۵ قسمت، داستان زندگی خنجری (احمد مهرانفر) و زهره (هادی کاظمی) در سریال شاهگوش را پس از ۴ سال دنبال می‌کند. […]


توزیع «سالهای دور از خانه» در هفته های آتی

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی پروژه، با پایان فیلمبرداری و پیشرفت تدوین قسمت‌های نخست این مجموعه کمدی، امیر توسلی کار ساخت موسیقی «سالهای دور از خانه» را آغاز کرد. اکنون فیلمبرداری سریال نمایش خانگی «سال‌های دور از خانه» در شمال تهران ادامه دارد و قرار است زمان توزیع آن در چند […]


رونمایی از گریم جدید «خنجری» در سریال «سالهای دور از خانه»

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلمبرداری سریال کمدی سالهای دور از خانه به کارگردانی مجید صالحی به قسمت چهارم خود رسیده است و در روزهای گذشته، گروه در حال فیلمبرداری سکانس‌های شبِ سریال است. در فیلمبرداری بخش‌‌های جدید، احمد مهرانفر با گریم متفاوتی نسبت به قبل، در نقش خنجری جلوی […]


آزیتا حاجیان؛ خانم طالبیِ «سال‌های دور از خانه»

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی پروژه، آزیتا حاجیان به عنوان یکی از بازیگران اصلی سریال کمدی و نمایش خانگی سالهای دور از خانه جلوی دوربین رفت. «طالبی»، خانمی پا به سن گذاشته، متمول و اتوکشیده است که در سالهای دور از خانه ، گرفتار بلاهت خنجری و زهره شده است و […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...