رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


  • سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵
  • الثلاثاء ۱ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Tuesday 13 October

مستند سبالو | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

رونمایی از پوستر مستند «سبالو» برای حضور در جشنواره‌های خارجی

همزمان با حضور مستند «سبالو» در جشنواره فیلم‌های ایرانی استرالیا از پوستر بین‌المللی این فیلم رونمایی شد. به مناسبت شرکت در دهمین دوره جشنواره فیلم‌های ایرانی استرالیا از پوستر خارجی مستند سبالو به کارگردانی محسن نساوند و تهیه‌کنندگی فاطمه معتمدآریا رونمایی شد. این پوستر را محترم نساوند طراحی و اجرا کرده است. در بخشی مجزا […]


«سبالو» روایتی از مهاجرانی نوازنده

این مستند روایتی از زندگی محمود بردک‌نیا نوازنده سازهای کوبه‌ای و آخرین بازمانده از نسل طلایی سیاهان مهاجر بوشهر است که در لایه‌های زیرین خود نگاهی به تاثیر غیرقابل انکار رنگین‌پوستان آفریقایی‌تبار در موسیقی آیینی و سنتی جنوب ایران و بوشهر دارد. «سبالو» اکران حود را به همراه مستند «اینجا کن است اینجا کن نیست» از […]


❖ ریشه در خاک

یادداشت فاطمه معتمدآریا درباره مستند «سبالو»

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی، این روزها مستند «سبالو» به کارگردانی محسن نساوند فیلمساز جوان بوشهری به تهیه‌کنندگی فاطمه معتمدآریا هنرمند کشورمان در سینماهای «هنروتجربه» در حال اکران است. این مستند درباره محمود بردک‌نیا نوازنده مطرح جنوب کشورمان است که با سبک ویژه خود ساز می‌زند. فاطمه معتمدآریا در یادداشتی درباره […]


فاطمه معتمدآریا: «سبالو» فیلمی درباره موسیقی غنی و ارزشمند جنوب است

آیین دیدار فیلم مستند «سبالو» عصر یکشنبه ۱۰ اسفند در موزه سینما برگزار شد. به نقل از روابط عمومی پروژه، آیین دیدار مستند «سبالو» به کارگردانی محسن نساوند و تهیه‌کنندگی فاطمه معتمدآریا عصر یکشنبه ۱۰ اسفندماه در موزه سینما برگزار شد تا اکران این فیلم در سینماهای «هنروتجربه» آغاز شود. فاطمه معتمدآریا پس از مراسم امضای پوستر در فضای […]


«سبالو» به تهیه‌کنندگی فاطمه معتمدآریا اکران می‌شود

مستند «سبالو» به کارگردانی محسن نساوند و تهیه‌کنندگی فاطمه معتمدآریا از ۱۰ اسفندماه در سینماهای «هنروتجربه» اکران می‌شود. به نقل از روابط عمومی پروژه، مستند «سبالو» به کارگردانی محسن نساوند و تهیه‌کنندگی فاطمه معتمدآریا که از مدتی پیش آماده نمایش شده بود، از ۱۰ اسفندماه در سینماهای «هنروتجربه» اکران می‌شود. آیین دیدار این مستند ۱۰ […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...