رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 5 خبر


  • جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵
  • الجمعة ۴ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Friday 16 October

ifilm | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

کامبیز دیرباز: بازیگری در تلویزیون راه رفتن روی لبه تیغ است

کامبیز دیرباز ضمن مخالفت با اظهارات هنرمندانی که بازی در آثار تلویزیون را کم اهمیت می شمرند، پذیرش ریسک بازی در این عرصه را به سبب مخاطبان فراگیرتر آن، بسیار بالاتر از سینما دانسته و گفت: تلویزیون به نظر من حتی بیشتر از سینما روی لبه تیغ راه می‌رود و اتفاقا خیلی خطرناک تر است […]


«انزوا» در «سینما آی‌فیلم»

در برنامه امروز «سینما آی‌فیلم»، اسماعیل باستانی به معرفی نخستین ساخته بلند سینمایى مرتضى على عباس میرزایى با نام «انزوا» می‌پردازد و با عوامل آن به گفت‌وگو می‌نشیند. به گزارش سینماخانه و به نقل از  روابط‌عمومی شبکه آی‌فیلم، فیلم «انزوا» که هم اکنون روی پرده سینماهای کشور است، در برنامه «سینما آی‌فیلم» به تهیه‌کنندگی وحید […]


با «یه حبه قند» در «آپارتمان شماره ۱۳» آی‌فیلم پذیرایی شوید

شبکه آی‌فیلم که آخر هفته‌ها برای مخاطبانش فیلم‌های شاخص سینمایی ایرانی را به‌ نمایش می‌گذارد، فیلم‌های «یه حبه قند» و «آپارتمان شماره ۱۳» را به ترتیب برای مخاطبان کانال انگلیسی و عربی درنظرگرفته است. به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط‌عمومی شبکه آی‌فیلم، فیلم‌های سینمایی «آپارتمان شماره ۱۳» و «یه حبه قند»۱۰ و ۱۱ […]


حاتمی‌کیا با «بادیگارد» به کافه فیلم می‌آید

«کافه فیلم» که هر پنج‌شنبه یکی از فیلم‌های شاخص سینمای ایران را با حضور سازنده‌اش به نمایش ‌می‌گذارد، این هفته میزبان ابراهیم حاتمی کیا است. به گزارش سینماخانه و به نقل از  روابط‌عمومی شبکه آی‌فیلم، پس از نمایش فیلم سینمایی «بادیگارد» برای مخاطبان کانال فارسی این شبکه، امید روحانی با ابراهیم حاتمی‌کیا به گفت‌وگو درباره […]


خاطرات پژمان بازغی از سریال ماندگار روی آنتن آی فیلم

پژمان بازغی در باره سریال «آژانس دوستی» که این روزها مورد استقبال مخاطبان کانال فارسی شبکه «آی فیلم» است، گفت: از ابتدا قرار بود این مجموعه در چند قسمت محدود ساخته شود اما استقبال مردم به حدی بود که ۶۵ قسمت جدید به کار اضافه شد . به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...