- جمعه 12 دی 1404 - 13:44
- کد خبر : 183233
- تئاتر

طنزِ اندیشمندانه در معماریِ خاطره و هویت به گزارش سینماخانه؛ نمایش «شوخی میکنید مسیو تانر» به نویسندگی و کارگردانی اصغر نوری که از ۸ دیماه در سالن استاد سمندریانِ مجموعه ایرانشهر روی صحنه رفته، نمونهای قابلتأمل از تئاتری است که طنز را نه بهمثابه ابزاری صرفاً سرگرمکننده، بلکه بهعنوان شیوهای برای اندیشیدن به وضعیت انسان […]
طنزِ اندیشمندانه در معماریِ خاطره و هویت
به گزارش سینماخانه؛ نمایش «شوخی میکنید مسیو تانر» به نویسندگی و کارگردانی اصغر نوری که از ۸ دیماه در سالن استاد سمندریانِ مجموعه ایرانشهر روی صحنه رفته، نمونهای قابلتأمل از تئاتری است که طنز را نه بهمثابه ابزاری صرفاً سرگرمکننده، بلکه بهعنوان شیوهای برای اندیشیدن به وضعیت انسان معاصر به کار میگیرد. اقتباس از رمانی به همین نام، به اثر امکان داده است هم از استحکام روایی متن ادبی بهرهمند شود و هم با زبان صحنه، مفاهیم فلسفی آن را به تجربهای زنده و ملموس بدل کند.
در مرکز روایت، مسیو تانر قرار دارد؛ مردی که خانهای اشرافی را به ارث برده و تصمیم میگیرد آن را بازسازی کند. اما این پروژه بهظاهر ساده، بهتدریج به میدان کشمکش میان انسان و گذشته تبدیل میشود. خانه در این نمایش مکانی خنثی نیست؛ موجودی زنده است با حافظه، با مقاومت و با اراده. تانر میپندارد که با تغییر دیوارها و راهپلهها میتواند خانه را مطابق میل خود شکل دهد، اما هرچه پیش میرود، روشنتر میشود که این خانه است که در حال شکلدادن به اوست. همین جابهجاییِ ظریفِ فاعل و مفعول، هستهی معنایی نمایش را میسازد.
نمایش از همان ابتدا لحن خود را روشن میکند: طنزی آرام، کنترلشده و آگاهانه. خندهها اغلب کوتاه و همراه با مکثاند؛ مکثی که تماشاگر را وامیدارد از خود بپرسد آیا آنچه بر صحنه میبیند، بازتابی از زندگی شخصی او نیست؟ اینجا با کمدیای از جنس «خندههای رها» مواجه نیستیم، بلکه با نوعی طنز اگزیستانسیال روبهرو هستیم؛ طنزی که از دل ناتوانی انسان در کنترل کامل زندگی زاده میشود.
خانه، بهمثابهٔ گذشته، در بازسازی به رؤیای اصلاح زندگی بدل میشود و در شکست یا تعلیق پروژه، ناتوانی انسان در بازنویسی زیستههایش را عیان میکند، تا پرسش بنیادین باقی بماند: آیا گذشته ترمیمپذیر است یا ما فقط میآموزیم با ترکهایش زندگی کنیم
مسیو تانر نه قهرمان است و نه ضدقهرمان. او انسانی «پروژهمحور» است؛ انسانی که میخواهد همهچیز را درست کند: خانه، نظم، جزئیات. اما نمایش بهتدریج نشان میدهد که این میل دائمی به اصلاح، بیش از آنکه نجاتبخش باشد، فرساینده است. تانر هرچه بیشتر درگیر درستکردن میشود، کمتر فرصت زیستن پیدا میکند. در این معنا، او نمایندهی انسان مدرن است؛ انسانی که مدام در حال بهبود است، اما کمتر احساس رضایت میکند.
دیالوگها عامدانه سادهاند. خبری از بازیهای زبانی پیچیده یا شاعرانهگویی نیست، اما این سادگی فریبنده است. پشت جملات روزمره درباره دیوار، لوله و تعمیر، مفاهیمی سنگین پنهان شده است: روابط انسانی، ترس از فروپاشی و ناتوانی در تغییر آنچه ریشه دوانده. اگر تماشاگر با دقت گوش دهد، درمییابد که «ساختمان» فقط بهانهای برای سخنگفتن از انسان است. جملهای که در دیالوگها شنیده میشود «ساختمان مردها را میشکند» بهخوبی چکیده این نگاه است.
کارگردانی اصغر نوری آگاهانه از اغراق فاصله میگیرد. نمایش نه به دام کمدیِ پرادا میافتد و نه به رئالیسم افراطی پناه میبرد. بازیها، با حضور بازیگرانی چون احمد ساعتچیان، رضا مولایی و مرتضی حسینزاده، در مرزی ظریف حرکت میکنند: شخصیتها واقعیاند، اما اندکی اغراقشده؛ شبیه خودِ ما، وقتی از بیرون به زندگیمان نگاه میکنیم. این انتخاب به متن اجازه میدهد عمق خود را حفظ کند و طنز را به ابزاری برای اندیشه بدل سازد.
در حوزهی طراحی صحنه، اگرچه فضای کلی با جهان نمایش همخوان است، اما چیدمان برخی عناصر میتوانست دقیقتر و متعادلتر باشد. قرار گرفتن مبلها در یک خط مستقیم و تختی که در بخشی از صحنه عملاً بلااستفاده باقی میماند، تا حدی تعادل بصری صحنه را بر هم میزند. با این حال، استفاده از پردهی سینما و نمایش تصاویر مرتبط با روایت، در مقاطعی موفق میشود نمایش را از یکنواختی بصری خارج کرده و به روایتپردازی عمق بیشتری ببخشد.
در مقابل، بهرهگیری از ابزارهای فنی یکی از نقاط قوت اثر است. نردبان، کابل برق، ماله، کفپوش و رنگ ابزارهایی که همگی در فرایند بازسازی خانه به کار میروند نهفقط عناصر صحنه، بلکه بخشی از روایتاند. مخاطب، که در زندگی روزمرهی خود بارها شاهد تعمیرات و بازسازی در محیط کار یا خانه بوده، بهراحتی میتواند ارتباط میان شخصیتها و این ابزارها را درک کند. نمایش بهخوبی مشکلات بازسازی، زمانبر بودن پروژهها، رابطه کارفرما و کارگر، نبود بیمه و دشواریهای مشاغل فنی را بازتاب میدهد؛ مسائلی که کمتر در تئاتر به این شکل عینی و ملموس دیده میشوند.
هر یک از شخصیتها با جهانی عجیب و متفاوت روبهرو هستند و همین تنوع، لایههای اجتماعی اثر را پررنگتر میکند.
نمایش، بیآنکه مستقیماً شعار بدهد، به مناسبات نابرابر کاری و فرسودگی جسمی و روانی کارگران فنی اشاره میکند و آنها را در دل روایت اصلی جای میدهد.
در بستر امروز، «شوخی میکنید مسیو تانر» بهشکل عجیبی معاصر به نظر میرسد. ما نیز مدام در حال بازسازی هستیم: خانه، شغل، رابطه، هویت. اما اغلب نتیجه چیزی جز خستگی و نارضایتی نیست. نمایش بدون قضاوت و بیهیاهو، این وضعیت را بازنمایی میکند و تماشاگر را آزاد میگذارد تا پاسخ خود را بیابد.
در نهایت، «شوخی میکنید مسیو تانر» نمایشی است که آرام پیش میرود، ادعای بزرگ نمیکند، اما پس از پایان در ذهن میماند؛ اثری که یادآوری میکند بعضی چیزها را نمیتوان «درست» کرد، فقط میتوان فهمیدشان و با آنها زندگی کرد. اگر تئاتر را مکانی برای تجربه و بازاندیشی میدانید، این نمایش نهفقط ارزش دیدن، که ارزش فکر کردن دارد.
سینماخانه / سهیلا انصاری
نظرات