رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 13 خبر


  • چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵
  • الأربعاء ۲۹ محرم ۱۴۴۸
  • 2026 Wednesday 15 July

در میان هیاهوی رسانه‌ای که گاهی حقیقت را در خود گم می‌کند، مستند تلویزیونی«من زنده‌ام» به‌کارگردانی محمدباقر شاهین و با قلم و روایت مژده لواسانی کوشیده است تا روایتی صادقانه از ایام جنگ و پیامدهای آن، به‌ویژه در مناطق جنوب کشور ارائه دهد. این مستند تلویزیونی که حاصل ماه‌ها تلاش در شرایط دشوار میدانی است، […]

در میان هیاهوی رسانه‌ای که گاهی حقیقت را در خود گم می‌کند، مستند تلویزیونی«من زنده‌ام» به‌کارگردانی محمدباقر شاهین و با قلم و روایت مژده لواسانی کوشیده است تا روایتی صادقانه از ایام جنگ و پیامدهای آن، به‌ویژه در مناطق جنوب کشور ارائه دهد. این مستند تلویزیونی که حاصل ماه‌ها تلاش در شرایط دشوار میدانی است، سعی دارد تصویری ملموس از رنج‌ها و مقاومت مردم ارائه دهد. در این بخش از مصاحبه، مژده لواسانی به گفت‌وگو تولید این اثر پرداخته است.

به گزارش سینماخانه و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی سیما، مژده لواسانی نویسنده و راوی مستند تلویزیونی «من زنده‌ام»  درباره چگونگی نحوه شکل‌گیری ایده این مستند اظهار کرد: در واقع، هدف ما از ساخت این مستند تلویزیونی این بود که از فضای تکراری برنامه‌های تلویزیونی فاصله بگیریم. با توجه به اینکه تلویزیون تا حد زیادی اشباع از برنامه‌های گفت‌وگو محور شده بود، تصمیم گرفتیم به سراغ تجربه‌ای متفاوت برویم و به مناطقی چون میناب و جنوب کشور که درگیر جنگ بودند، سفر کنیم تا روایتگر داستان مردمی‌ باشیم که بیشترین فشار را تحمل کرده‌اند. این‌گونه بود که مستند «من زنده‌ام» شکل گرفت.لواسانی با اشاره به نقش خود در این مستند تلویزیونی بیان کرد: من اساساً در این پروژه نقش مجری را نداشتم، بلکه خود را «راوی شاهدی» می‌دانم که به میان خانواده‌ها رفته و در شرایط مختلف، شاهد وقایع بوده است. سعی کردم راوی صادقی باشم و نریشن‌ها را خودم بنویسم تا حس و حال و فضای درونی که داشتم در آن‌ها منعکس شود. تأکید من در این مستند تلویزیونی بر لحن شاعرانه بود و تک‌تک جملات همان‌جا نوشته و سپس اجرا شد.

وی ادامه داد: البته، نقش محمدباقر شاهین به‌عنوان کارگردان نیز بسیار کلیدی بود. ما از نظر نگاه، هم‌نظر و هم‌داستان بودیم که کار شعاری، کلیشه‌ای یا گل‌درشت نشود و روایت، واقعی باشد؛ روایتی که از دل حقیقت بیرون بیاید.

راوی و نویسنده مستند تلویزیونی «من زنده‌ام» در پاسخ به این سوال که در نگارش متن این مستند بیشتر بر پژوهش تاریخی تکیه داشتید یا روایت‌های مردمی، عنوان کرد: در واقع، ما آنچه دیدیم و شنیدیم را روایت کردیم. هیچ بخشی از کار ساختگی نبود و برای آن دکوپاژ یا طراحی خاصی صورت نگرفت، ما مستقیماً به دل واقعیت رفتیم.

لواسانی با بیان اینکه هدف من این بود که روایتی حقیقی از آنچه بر این سرزمین و مردمش گذشته، ثبت شود، گفت: دوست داشتم اگر سال‌ها بعد بخشی از میناب یا اتفاقات آن زمان مورد اشاره قرار گرفت، این مستند به عنوان سندی بر وقایع و جنایت‌های جنگی باشد. به همین دلیل، محوریت اصلی مستند بر عهده خود خانواده‌ها بود. من سعی کردم گفت‌وگو را طوری هدایت کنم که آن‌ها بتوانند خودشان را بهتر توضیح دهند و آنچه بر ایشان گذشته را بیان کنند.

وی همچنین به چالش‌ها و سختی‌ها در جریان تولید این مستند تلویزیونی اشاره کرد و گفت: قطعاً حضور در آن شرایط، بسیار تکان‌دهنده و سخت بود. آنقدر این فضا بر من تأثیر گذاشت که هنوز هم پس از گذشت دو ماه، نتوانسته‌ام به زندگی عادی بازگردم. اما از نظر من، غم‌انگیزترین سکانس جنگ، همان واقعیت میناب بود. علاوه بر فشارهای روحی که حضور در مناطقی مانند میناب به همراه داشت، چالش‌های عملی و لجستیکی نیز بسیار زیاد بود. در ایام جنگ، هماهنگی‌ها در مناطق امنیتی، مثل تنگه هرمز که رفتیم، فوق‌العاده سخت بود. من سخت‌ترین روزهایم را، علاوه بر میناب، در تنگه هرمز تجربه کردم.

لواسانی ادامه داد: شرایط به‌گونه‌ای بود که برای مثال، جزیره هرمز در آن روزها، به‌جز افراد بومی، کاملاً تخلیه شده بود. تمام مراکز بوم‌گردی تعطیل بودند و حتی جایی برای اسکان وجود نداشت. در واقع، سفر ما یک سفر عادی نبود، بلکه یک سفر جنگی واقعی بود. رفت‌وآمدها، هماهنگی‌های مداوم برای حضور در مناطق مختلف، خصوصاً جاهایی که تخریب شده بود، چالش‌های بزرگی بود که با آن‌ها مواجه بودیم.

راوی و نویسنده مستند تلویزیونی «من زنده‌ام» عنوان کرد: گاهی اوقات، تنها برای ضبط یک دقیقه گفت‌وگو در کنار یک دکل تخریب‌شده در بندرعباس، نیاز بود تا یک روز کامل را صرف هماهنگی کنیم. شرایط اصلاً عادی نبود و همین مسئله، روند تولید را بسیار دشوار می‌کرد.

لواسانی همچنین در پاسخ به این سوال که در روایت و بیان احساسات، تا چه اندازه آزادی عمل داشتید، گفت: من همیشه خودم بوده‌ام، چه در اجراها و چه در کارهایم. هیچ‌گاه خودم را سانسور نکرده‌ام و احساساتم را تغییر نداده‌ام. شعر همیشه همراه من بوده و در این مستند نیز در تمام لحظات، از شعر بهره بردم. برای مثال، فصل میناب با شعری از نزار قبانی آغاز می‌شود: «رفته بودی انار بیاوری، دانه‌هایت را آوردند» و در پایان هم با شعری که خودم برای زبان خانواده‌ها سروده بودم، کار به اتمام می‌رسد. همین شاعرانگی، لحن کار را متمایز کرده است.

وی ضمن اشاره به بازخوردها نسبت به این مستند تلویزیونی عنوان کرد: من از بازخوردها شگفت‌زده شدم. هم از سوی اهل فن و هم از طرف مردم، لطف زیادی دیدم. بسیاری از مخاطبان عنوان می‌کردند که با دیدن مستند گریه کرده‌اند و از من پرسیده‌اند که چطور توانستم آن همه درد و رنج را تحمل کنم. این تأثیرگذاری کار، بزرگ‌ترین اتفاقی بود که می‌توانست رخ دهد.

راوی و نویسنده مستند تلویزیونی «من زنده‌ام» در پایان عنوان کرد: من همیشه، دوست داشتم روزی کاری درباره جنگ انجام بدهم که بعدها، حتی اگر سال‌ها گذشت، بتوانم بگویم که من هم به اندازه سهم خود، در ثبت این وقایع نقش داشته‌ام. شاید کار من کوچک و ناچیز بوده باشد، اما مهم این بود که فقط نظاره‌گر نباشم. برای من مهم بود که پیش وجدان و قلب خودم، بتوانم بگویم که قدمی، هرچند کوچک، در روزهایی که ایرانم زخمی‌بود، برداشته‌ام.

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار