رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 19 خبر


  • چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
  • الأربعاء ۵ ربيع أول ۱۴۴۸
  • 2026 Wednesday 19 August
  • چهارشنبه 28 مرداد 1405 - 16:45
  • کد خبر : 191111
  • هنر
  • چاپ خبر : بررسی نسبت تاریخ و سیاست؛ در نشست نقد و بررسی «خزپوش»

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ نشست نقد و بررسی فیلم «خزپوش» ساخته هاموبیک نازاریان، محصول ۱۹۲۸ شوروی، با حضور حمید عبدالحسینی به عنوان مدیر هنری و افشین کامیاب‌فرد و رضا زارنجی به عنوان منتقدان برگزار شد. در این نشست، فیلم «خزپوش» از منظرهای سینمایی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی مورد بحث و […]

به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی؛ نشست نقد و بررسی فیلم «خزپوش» ساخته هاموبیک نازاریان، محصول ۱۹۲۸ شوروی، با حضور حمید عبدالحسینی به عنوان مدیر هنری و افشین کامیاب‌فرد و رضا زارنجی به عنوان منتقدان برگزار شد.

در این نشست، فیلم «خزپوش» از منظرهای سینمایی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در ادامه، مخاطبان نیز با طرح دیدگاه‌ها و پرسش‌های خود درباره فیلم، تاریخ ایران و نسبت مسائل مطرح‌شده در اثر با شرایط امروز ایران، در گفت‌وگو مشارکت کردند.

در بخش نخست، افشین کامیاب‌فرد به مباحث درون‌فیلمی و ساختار اثر پرداخت و درباره نحوه بازنمایی قدرت و جامعه در فیلم سخن گفت. او با اشاره به حضور چند نهاد قدرت در «خزپوش» توضیح داد که هر یک از این نهادها، با وجود تضاد منافع میان خود، در نهایت به شکل سلسله‌مراتبی در محدود کردن استقلال، مالکیت و آزادی افراد نقش دارند. به اعتقاد او، فیلم نشان می‌دهد که فشار این ساختارهای قدرت چگونه به تدریج انباشت می‌شود و جامعه را به نقطه انفجار می‌رساند.

کامیاب‌فرد همچنین به یکی از وجوه مهم روایت فیلم اشاره کرد؛ اینکه رنج‌های فردی شخصیت‌ها به تدریج به یک نیروی جمعی برای کنش اجتماعی تبدیل می‌شود. به گفته او، مردم در ابتدای فیلم بیشتر «موضوع» روایت هستند، اما با پیشرفت داستان، از وضعیت منفعل خارج شده و به تدریج سوژه و کنشگر اصلی فیلم می‌شوند. از این منظر، فیلم حرکت خود را از رنج فردی به کنشی جمعی دنبال می‌کند.

یکی دیگر از محورهای مطرح‌شده در بخش سینمایی نشست، نسبت «خزپوش» با سنت فیلمسازی مکتب مونتاژ شوروی بود. در این بحث تأکید شد که فیلم را نمی‌توان صرفاً بازنمایی تاریخی جنبش تنباکو دانست، بلکه باید به شرایط سیاسی و اجتماعی زمان تولید آن نیز توجه کرد. فیلم با بهره‌گیری از عناصر روایی و فرمی سینمای شوروی، تاریخ ایران را از منظر دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی سینمای پس از انقلاب اکتبر روسیه بازخوانی می‌کند.

در همین زمینه، درباره اضافه شدن عناصر غیرواقعی به روایت تاریخی، از جمله گروه «خزپوشان» نیز بحث شد. این عناصر نشان می‌دهند که فیلمساز الزاماً در پی بازسازی مستندگونه تاریخ ایران نبوده، بلکه از یک واقعه تاریخی به عنوان بستری برای بیان مسائل معاصر زمان خود استفاده کرده است. از این منظر، «خزپوش» را می‌توان نمونه‌ای از احضار گذشته برای سخن گفتن درباره اکنون دانست؛ یعنی تاریخی که در فیلم نه به عنوان گذشته‌ای بسته، بلکه به عنوان ماده‌ای برای بیان دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی دوران تولید اثر به کار گرفته شده است.

در ادامه، بخشی از نشست به هاموبیک نازاریان و کارنامه سینمایی او اختصاص یافت و درباره جایگاه این فیلمساز در سینمای ارمنستان و شوروی و دیگر آثار او نیز مطالبی مطرح شد.

رضا زارنجی نیز بحث را از منظر تاریخی دنبال کرد و ضمن بررسی شرایط اجتماعی و اقتصادی ایران در دوره قاجار، نقدی تاریخی به مسیر حل مسئله در فیلم وارد کرد. به گفته او، راهی که فیلمساز برای مقابله با ظلم و ایجاد تغییر در جامعه ترسیم می‌کند، الزاماً با واقعیات تاریخی ایران در آن دوره همخوان نیست و باید میان منطق روایی و ایدئولوژیک فیلم و امکان‌های واقعی جامعه ایران در آن مقطع تاریخی تفاوت قائل شد.

رضا زارنجی نیز بحث را از منظر تاریخی دنبال کرد و ضمن بررسی شرایط اجتماعی و اقتصادی ایران در دوره قاجار، نقدی تاریخی به مسیر حل مسئله در فیلم وارد کرد. به گفته او، راهی که فیلمساز برای مقابله با ظلم و ایجاد تغییر در جامعه ترسیم می‌کند، الزاماً با واقعیات تاریخی ایران در آن دوره همخوان نیست و باید میان منطق روایی و ایدئولوژیک فیلم و امکان‌های واقعی جامعه ایران در آن مقطع تاریخی تفاوت قائل شد.

زارنجی همچنین با نقد این پیش‌فرض که «ظلم و فقر به خودی خود موجب آگاهی و در نهایت طغیان یک جامعه می‌شوند»، تأکید کرد که تجربه تاریخی چنین رابطه مستقیمی را تأیید نمی‌کند. به گفته او، اگر صرفِ قرار گرفتن انسان‌ها در شرایط ظلم و محرومیت می‌توانست به آگاهی و کنش جمعی منجر شود، نمونه‌های متعددی از جوامعی که همچنان با اشکال شدید استثمار و حتی برده‌داری مواجه‌اند، می‌بایست الزاماً به مرحله طغیان می‌رسیدند؛ در حالی که چنین نیست. از این منظر، آگاهی‌رسانی و شکل‌گیری آگاهی جمعی عنصری تعیین‌کننده در تبدیل رنج و محرومیت به کنش اجتماعی است و فقر و ظلم به خودی خود نمی‌توانند چنین آگاهی و کنشمندی‌ای را ایجاد کنند.

زارنجی با اشاره به شرایط زندگی مردم ایران در دوره قاجار، درباره ساختار اجتماعی، وضعیت معیشت و محدودیت‌های موجود برای شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی در آن دوره نیز توضیحاتی ارائه کرد. او در بخشی از سخنان خود به مقاله علمی‌پژوهشی منتشرشده‌اش با نام نقد و تحلیل تاریخی روایی سیاحت نامه ابراهیم بیگ درباره شرایط زیست مردم ایران در آن دوره پرداخت و برخی از یافته‌های این پژوهش را در ارتباط با فضای اجتماعی به تصویر کشیده‌شده در فیلم مطرح کرد.

با این حال، زارنجی ضمن طرح نقدهای تاریخی خود، بر اهمیت جنبه‌های سینمایی «خزپوش» نیز تأکید کرد و برخی از ویژگی‌های اثر را برای زمان تولید آن قابل توجه دانست؛ ویژگی‌هایی که به اعتقاد او حتی برای مخاطب امروز نیز همچنان گیرا، قابل درک و قابل دریافت هستند.

در ادامه نشست، مخاطبان نیز وارد بحث شدند و دیدگاه‌های شخصی خود را درباره فیلم، نحوه بازنمایی تاریخ ایران، نقش قدرت‌ها در شکل‌گیری وقایع و همچنین نسبت میان مسائل مطرح‌شده در «خزپوش» و مسائل سیاسی و اجتماعی ایران امروز بیان کردند. بخشی از گفت‌وگو نیز به این پرسش اختصاص داشت که تا چه اندازه می‌توان از یک فیلم تاریخی متعلق به شوروی دهه ۱۹۲۰ برای فهم مسائل معاصر استفاده کرد و در چه نقطه‌ای تفسیر امروزی ما از اثر، از نیت و زمینه تاریخی تولید آن فاصله می‌گیرد.

در مجموع، این نشست تلاش کرد «خزپوش» را نه صرفاً به عنوان فیلمی درباره نهضت تنباکو، بلکه به عنوان اثری در تقاطع تاریخ، سیاست، ایدئولوژی و فرم سینمایی بررسی کند؛ فیلمی که از یک واقعه تاریخی ایران برای بازتاب بخشی از دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی زمان تولید خود استفاده می‌کند و همین فاصله میان «تاریخ واقعی» و «تاریخ بازسازی‌شده در سینما»، زمینه‌ای برای بحث درباره رابطه سینما با گذشته و نسبت گذشته با مسائل امروز فراهم کرد.

عکاس: رضا شهبازی

 

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار