رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 13 خبر


  • یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۶ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 18 October

دیبا زاهدی | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

«تیغ و ترمه» کیومرث پوراحمد به جشنواره فجر رسید

فیلم سینمایی «تیغ و ترمه» به کارگردانی کیومرث پوراحمد فرم حضور در جشنواره ملی فیلم فجر را پر کرد. فیلم سینمایی «تیغ و ترمه» آخرین ساخته کیومرث پوراحمد کارگردان باسابقه سینمای ایران است که به تازگی مراحل فیلمبرداری آن به پایان رسیده است. این فیلم سینمایی به تهیه کنندگی علی قائم مقامی به تازگی فرم […]


ویشکا آسایش بازیگر جدید «نهنگ آبی» جیرانی

«نهنگ آبی» جزو سریال‌های جدید نمایش خانگی است که فریدون جیرانی آن را کارگردانی کرده و در ۳۰ قسمت به زودی پخش خواهد شد. فیلمبرداری سریال «نهنگ آبی» تازه‌ترین تولید شبکه نمایش خانگی به کارگردانی فریدون جیرانی، تهیه‌کنندگی سعید ملکان و نویسندگی بهرام توکلی در لوکیشن‌های شمالی تهران در حال انجام است. ویشکا آسایش از […]


تصویربرداری سریال «۸۷ متر» از سرگرفته شد

تصویربرداری مجموعه تلویزیونی «۸۷ متر» به کارگردانی کیانوش عیاری از امروز سه شنبه ۳۱ مرداد ماه دوباره آغاز شد. به گفته حسن آقاکریمی مدیر تولید سریال «۸۷ متر»، به دلیل تغییر لوکیشن اصلی مجموعه (خانه خانواده پور دورانی ها و خلیلی ها) تصویربرداری سه روز متوقف شده بود که با انتخاب خانه ای جدید که […]


رونمایی از اولین تیزر «آزاد به قید شرط» / ویدئو

اولین تیزر فیلم سینمایی «آزاد به قید شرط» ساخته حسین شهابی رونمایی شد. اولین تیزر فیلم سینمایی «آزاد به قید شرط» رونمایی شد.   این فیلم پنجمین ساخته سینمایی حسین شهابی است که به بررسی مشکلات اجتماعی و زندگی زندانیان آزاد شده پس از تحمل حبس طولانی مدت می پردازد. سایر عوامل این فیلم که […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...