رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 20 خبر


  • سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵
  • الثلاثاء ۱ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Tuesday 13 October

رامین ناصر نصیر | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

آتیلا پسیانی در اقتباسی هیچکاکی

نمایش «طناب» به کارگرانی نصیر ملکی‌پور آذرماه امسال در سالن ناظرزاده ایرانشهر و با حضور آتیلا پسیانی روی صحنه می‌رود. نصیر ملکی‌پور که دو سال پیش در ایرانشهر نمایش «کرگدن» را روی صحنه برده بود، قرار است از ۱۵ آذر تا ۷ دی نمایش «طناب» براساس فیلمی با همین نام از آلفرد هیچکاک را روی […]


قسمت دوم از فصل دوم شهرزاد عرضه شد

قسمت دوم فصل دوم سریال شهرزاد به کارگردانی حسن فتحی و تهیه کنندگی سید محمد امامی، عرضه شد. به نقل از روابط عمومی سریال شهرزاد، قسمت دوم فصل جدید شهرزاد از صبح دوشنبه ١٢ تیرماه توسط شرکت تصویرگستر پاسارگاد عرضه شده است. این سریال برای مخاطبان در داخل کشور از طریق لوح فشرده و یا […]


❖ در سکوت خبری و پیش از پخش فصل دوم

فصل سوم سریال «شهرزاد» هم کلید خورد

تصویربرداری بخش های پایانی فصل دوم و قسمت های ابتدایی سوم سریال «شهرزاد» به کارگردانی حسن فتحی آغاز شده است و تا اواخر شهریور ادامه خواهد داشت. تصویربرداری فصل دوم سریال «شهرزاد» به کارگردانی حسن فتحی از ۱۵ مهر آغاز شد و بعد از یک توقف کوتاه تا اواخر شهریور همچنان ادامه دارد. به تازگی […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...