رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵
  • الجمعة ۴ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Friday 16 October

رخشان بنی‌اعتماد | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

دو فیلم نماینده ایران در ونیز ۲۰۱۷ شدند

نشست مطبوعاتی هفتادوچهارمین جشنواره فیلم ونیز برای معرفی فیلم‌های حاضر در بخش‌های اصلی این رویداد سینمایی دقایقی پیش برگزار شد. در بخش افق‌های این رویداد سینمایی که امسال رخشان بنی‌اعتماد یکی از اعضای هیئت دوران است، دو فیلم ایرانی «بدون تاریخ بدون امضاء» ساخته وحید جلیلوند و «ناپدید شدن» ساخته علی عسگری نمایندگان سینمای ایران […]


«زرد» پس از «ساعت ۵ عصر» اکران عمومی می‌شود

به بهانه دستور ضرب الاجلی برای بازبینی و رفع توقیف فیلم‌های توقیف شده از سوی سید رضا صالحی امیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاهی می‌اندازیم به فیلم‌هایی که یا از توقیف درآمدند و یا امکان دارد که همیشه در توقیف بماند. با توجه به اینکه آخرین روز خردادماه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضرب […]


فیلم‌های مشکل‌دار را بشناسید!

با وعده‌ تشکیل کمیته‌ای برای تعیین تکلیف فیلم‌های مشکل‌دار و توقیفی، بررسی اسامی فیلم‌های که هنوز رنگ پرده را ندیده‌اند،حائز اهمیت است. کمیته ویژه برای بازبینی مجدد تعدادی از فیلم‌های بدون پروانه نمایش و مشکل‌دار در حالی در سازمان سینمایی تشکیل شده که حدود سه سال قبل در گزارشی مروری برفیلم‌های توقیفی و در کمد […]


سینماگرانی که به میدان آمدند / ۲۹ اردیبهشت با هم می‌رویم

در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری هر چه به روز رای‌گیری نزدیک‌تر می‌شویم تعداد بیشتری از هنرمندان به اظهارنظر صریح در این باره می‌پردازند و البته شاید نقطه اشتراک همه ‌آن‌ها جدا از نظر شخصی، تشویق به مشارکت در انتخابات باشد. دو روز به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا باقی مانده و […]


غایبان بزرگ جشنواره فیلم فجر امسال چه کسانی هستند؟

وقتی به جشنواره فجر می‌رسیم و می‌بینیم خاطره‌سازانی چون کیارستمی و ملاقلی پور و حاتمی دیگر نیستند، تقوایی و بیضایی دیگر فیلم نمی‌سازند، پناهی و قبادی جور دیگری نیستند و… دلمان می‌گیرد.  نام‌های بزرگ مهم‌ترین معیارند برای سنجش احترام و اعتبار هر جشنواره‌ای که در هر جای جهان برگزار می‌شود. درواقع اعتبار و احترام هر […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...