رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 16 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

رضا بهبودی | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 2

انتشار اولین تیزر فیلم سینمایی «اکسیدان» + ویدیو

اولین تیزر فیلم سینمایی «اکسیدان»به کارگردانی حامد محمدی و با بازی امیرجعفری، جوادعزتی، شبنم مقدمی منتشر شد. فیلم «اکسیدان»، این فیلم به زودی در سینماها اکران می شود. بخشی از قصه این فیلم سینمایی در مراسم عقد بهمن با بازی امیر جعفری و شهره که شبنم مقدمی این نقش را ایفا می کند می گذرد. […]


«اینجا کسی نمی میرد» به شبکه نمایش خانگی رسید

فیلم «اینجا کسی نمی میرد» به کارگردانی حسین کندری در شبکه نمایش خانگی منتشر شد. فیلم «اینجا کسی نمی میرد» اولین ساخته بلند حسین کندری و به تهیه کنندگی عباس رافعی و سینا سعیدیان توسط شرکت پخش هنرنمای پارسیان در شبکه نمایش خانگی منتشر شد. این فیلم در بخش «هنر و تجربه» سی و چهارمین […]


رونمایی از پوستر جدید «یک روز طولانی»

پوستر جدید «یک روز طولانی» ساخته بابک بهرام بیگی با طرحی از حمیدرضا بابابیگی رونمایی شد.   «یک روز طولانی» نوشته مشترک بابک بهرام بیگی و پیام ناصر است و از مضمونی اجتماعی برخوردار است. در خلاصه داستان فیلم آمده است: زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند اما تصویری را که از آنها داریم ثابت نگه […]


تصویربرداری «اکسیدان» با امیر جعفری و عزتی به نیمه رسید

تصویربرداری «اکسیدان»، تازه‌ترین اثر سینمایی حامد محمدی در تهران ادامه دارد.   تصویربرداری «اکسیدان» به کارگردانی حامد محمدی و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی مدتی است آغاز شده و به تازگی امیر جعفری هم مقابل دوربین رفته است. جواد عزتی و امیر جعفری دو بازیگر محوری «اکسیدان»هستند و هر دو در نقش‌های کاملا متفاوت از تجربه‌های گذشته […]


رونمایی از اولین تیزر رسمی «شَنِل»/ ویدئو

«شَنِل» دومین فیلم حسین کندری پس از «اینجا کسی نمی‌میرد» است و تیزر آن توسط محمد افشاری ساخته شده است. فیلمنامه‌ی «شَنِل» نوشته حمیدرضا بابابیگی، تراژدی تنهایی انسان‌هاست که در بستر شهری کوچک به مثابه دهکده جهانی روایت می‌گردد؛ در خلاصه داستان فیلم آمده: خیلی طول میکشه باور کنی که دیگه منو نمی‌بینی. شنیدی چی […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...