«قمارباز» با انتخاب بستر جنگ ۱۲ روزه، به جای تکیه بر صحنه های معلوم و سراسر جلوه های ویژه از نبردهای میدانی، سراغ جنگ اطلاعاتی و سایبری به عنوان لایه ای کمتر دیده شده از جنگ میرود. همین زاویه دید، فیلم را از بسیاری آثار مشابه جدا میکند و به آن هویتی معاصر میدهد. فیلمنامه در ساخت تعلیق و حفظ ضرب آهنگ موفق عمل میکند و شطرنج وار فیلمنامه را به پیش می برد. هرچند بعضی گره های داستانی میتوانستند دقیق تر و منسجم تر پرداخت شوند.
بازی آرمین رحیمیان، شبنم قربانی و امیر نوروزی از نقاط قوت فیلم است و به باورپذیری شخصیت ها کمک میکند. فضاسازی حساب شده و اضطرابی که در سراسر فیلم جریان دارد، مخاطب را تا پایان همراه نگه میدارد. در زمان نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر نیز منتقدان نیز بیش از هر چیز از جسارت فیلم در نزدیک شدن به یک موضوع روز و فضای پرتنش آن استقبال کردهاند، هر چند درباره استحکام فیلمنامه اتفاق نظری بین منتقدان و اهالی رسانه وجود نداشت.
در مجموع، «قمارباز» تلاشی قابل توجه برای بازتعریف روایت جنگ است؛ روایتی که یادآوری می کند امروز بخشی از نبردها نه در میدان، بلکه پشت صفحه نمایش رایانه ها و در نبرد داده های اطلاعاتی و اینترنتی رقم می خورند.
سینماخانه / ا.ش شهابی