رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 16 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

فیلم کلمبوس | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

گزارش تصویری اکران مردمی فیلم سینمایی «کلمبوس»

به گزارش سینماخانه؛ شامگاه ۲۸ دی ماه ۱۳۹۷، اکران مردمی فیلم سینمایی «کلمبوس» با حضور با حضور هانیه توسلى و شبنم مقدمى و هاتف علیمرادنى در پردیس سینمایى مگامال برگزار شد. سینماخانه / عکاس: امیر سهیلی پور


رونمایی از پوستر «کلمبوس» در آستانه اکران

با نزدیک شدن به زمان اکران فیلم سینمایی «کلمبوس»، پوستر این فیلم سینمایی رونمایی شد. به نقل از روابط عمومی، اکران فیلم تازه هاتف علیمردانی با بازی فرهاد اصلانی، سعید پورصمیمی، شبنم مقدمی و مجید صالحی و با حضور هانیه توسلی از ۱۴ آذر به سرگروهی پردیس کورش آغاز می‌شود. پخش ساخته جدید علیمردانی توسط […]


آنونس فیلم سینمایی «کلمبوس» رونمایی شد

فیلم سینمای «کلمبوس» به کارگردانی هاتف علیمردانی از هفته آینده با سرگروهی پردیس کوروش به سینماها می آید. پخش این فیلم توسط هدایت فیلم انجام می شود و‌ همزمان در سینماهای آمریکا و کانادا نیز بر روی پرده های سینما خواهد رفت. پیش بینی می شود این کمدی سینمایی با بازی فرهاد اصلانی، سعید پورصمیمی، […]


ترامپ سوژه تبلیغاتی یک فیلم کمدی شد

پوستر تبلیغاتی فیلم کمدی «کلمبوس» به کارگردانی هاتف علیمردانی، با تصویری از دونالد ترامپ منتشر شد. استفاده تبلیغاتی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از شعار سریال «گیم آو ترونز» در آستانه اجرایی شدن تحریم‌های تازه علیه ایران، به سوژه‌ای برای طراحی پوستر تبلیغاتی فیلم کمدی «کلمبوس» تبدیل شد. فیلم سینمایی «کلمبوس» به کارگردانی هاتف علیمردانی […]


نخستین خبرها از اکران فیلم سینمایی «کلمبوس»

نخستین خبرها از جدیدترین ساخته سینمایی هاتف علیمردانی در آستانه اکران عمومی منتشر شد. هاتف علیمردانی که ساخت فیلم‌های «مردن به وقت شهریور»، «هفت ماهگی»، «بخاطر پونه»، «کوچه بی نام» و «آباجان» را در کارنامه خود دارد، فیلم جدید و پر بازیگر خود را با نام «کلمبوس» زمستان سال گذشته در سکوت خبری تولید کرد […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...