رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 15 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

ماهایا پطروسیان | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

«خفه‌گی» در جشنواره‌ی «شب‌های سیاه تالین»

جدیدترین ساخته فریدون جیرانی به بخش رقابتی بیست‌ویکمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «شب‌های سیاه تالین» در کشور استونی راه یافت. در بخش رقابتی این رویداد سینمایی که از تاریخ ۱۷ نوامبر تا ۳ دسامبر (۲۶ آبان تا ۱۲ آذرماه) در کشور استونی برگزار می‌شود، فیلم «خفه‌گی» ساخته فریدون جیرانی با فیلم‌هایی از کشورهای ایتالیا، آمریکا، […]


«خفه‌گی» در یک هفته میلیاردی شد

جدیدترین ساخته فریدون جیرانی، با بازی نوید محمدزاده و الناز شاکردوست میلیاردی شد. فروش فیلم سینمایی «خفه‌گی» در یک هفته از مرز یک میلیارد تومان گذشت. فیلم «خفه‌گی» روز سه‌شنبه با فروش ۲۱۰ میلیون تومان پرفروش‌ترین روز اکرانش را پشت سر گذاشت تا مجموع فروش این فیلم از یک میلیارد تومان بگذرد. فیلم فریدون جیرانی […]


آغاز «خفه‌گی» از چهارشنبه

پیش فروش بلیت‌های فیلم سینمایی «خفه‌گی» به کارگردانی فریدون جیرانی که قرار است از چهارشنبه ۲۶ مهر ماه به اکران عمومی درآید، آغاز شد. فیلم سینمایی «خفه‌گی» به عنوان آخرین ساخته فریدون جیرانی که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد و با استقبال مخاطب نیز روبه‌رو شد، با صدور پروانه نمایش قرار […]


پرویز پرستویی آخرین مسافر «لس آنجلس- تهران» شد

پرویز پرستویی به جمع بازیگران فیلم سینمایی «لس آنجلس- تهران» به کارگردانی تینا پاکروان پیوست. به نقل از مشاور رسانه‌ای فیلم،   «لس آنجلس- تهران» هم اکنون در مرحله فیلمبرداری است. مهناز افشار، ماهایا پطروسیان، ژوبین رهبر، زهیر یاری، شیرین یزدان بخش، بانی‌پال شومون و گوهر خیراندیش بازیگران این فیلم سینمایی هستند. تینا پاکروان تهیه […]


فیلمبرداری «لس آنجلس-تهران» آغاز شد

فیلمبرداری فیلم سینمایی «لس آنجلس-تهران» به کارگردانی تینا پاکروان آغاز شد. فیلم سینمایی «لس آنجلس- تهران» به کارگردانی تینا پاکروان امروز صبح یکشنبه ۲۹ مرداد ماه در تهران کلید خورد. مهناز افشار، ماهایا پطروسیان، ژوبین رهبر، زهیر یاری، شیرین یزدان بخش و گوهر خیراندیش بازیگران این فیلم سینمایی هستند. تینا پاکروان تهیه کنندگی این پروژه […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...