رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 15 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

محمدرضا خردمندان | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

توقف تولید «از سرنوشت» به دلیل کرونا

کارگردان فصل چهارم سریال «از سرنوشت» به تهیه‌کنندگی اکبر تحویلیان از آخرین وضعیت این سریال و عوامل آن در این روزهای کرونایی خبر داد. محمدرضا خردمندان کارگردان فصل چهارم سریال «از سرنوشت» به تهیه‌کنندگی اکبر تحویلیان درباره وضعیت فعلی تولید این سریال گفت: در ابتدا می‌خواهم درگذشت مادرمهربان سینمای کودک ایران، خانم فرشته طائرپور را به جامعه هنری تسلیت […]


پایان هشتمین دوره جشنواره فیلم های ایرانی در لندن

به گزارش سینماخانه؛ هشتمین دوره جشنواره فیلم های ایرانی در لندن در حالی در تاریخ ۵ آبان ماه ۱۳۹۶ فعالیت نُه روزه خودش را آغاز کرد که با استقبال گرمی از سوی سینماگران ایرانی مواجه شده بود و از آثار شاخص حضوریافته در جشنواره فیلم های ایرانی در لندن می توان به زرد (مصطفی تقی […]


راهیابی فیلم سینمایی «بیست و یک روز بعد» به بخش رقابتی جایزه «آسیا پاسیفیک»

فیلم سینمایی «بیست و یک روز بعد» به کارگردانی سیدمحمدرضا خردمندان محصول سازمان سینمایی حوزه هنری به بخش رقابتی یازدهمین دوره جایزه «آسیا پاسیفیک» راه یافت. به گزارش سینماخانه و به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی حوزه هنری، فیلم سینمایی «بیست و یک روز بعد» به کارگردانی سیدمحمدرضا خردمندان محصول سازمان سینمایی حوزه هنری […]


«بیست و یک روز بعد» مهرماه اکران می‌شود

محمدرضا خردمندان از اکران فیلم سینمایی «بیست و یک روز بعد» در مهرماه و ارایه نسخه ای از آن به جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان گفت. محمدرضا خردمندان کارگردان «بیست و یک رو بعد» که در سی و پنجمین جشنواره ملی فیلم فجر هم حضور داشت درباره زمان اکران این فیلم سینمایی گفت: طبق […]


جدول برنامه‌های یازدهمین جشنواره فیلمهای ۱۰۰ ثانیه‌ای اعلام شد

برنامه روزانه یازدهمین جشنواره فیلمهای ۱۰۰ ثانیه‌ای اعلام شد؛ این جشنواره قرار است کار خود را از چهارشنبه ۴ اسفند‌ماه کار خود را آغاز کند.   یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم‌های ۱۰۰ ثانیه‌ای روز چهارشنبه ۴ اسفندماه کار خود را در پردیس سینمایی آزادی آغاز خواهد کرد و در ۶ اسفندماه در سالن اندیشه حوزه […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...