رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۳
  • السبت ۱۷ ذو القعدة ۱۴۴۵
  • 2024 Saturday 25 May

مینی­­ سریال «ریپلی» محصول سال ۲۰۲۴ میلادی و یک سیاه و سفیدِ جذاب و کلاسیک با دیالوگ­هایی به اندازه است. سریال «ریپلی» اقتباسی ادبی از رمان «آقای ریپلی بااستعداد» است و داستان آن در سال ۱۹۶۱ در ایتالیا می­ گذرد. مردی ثروتمند در نیویورک، فردی به نام ریپلی را استخدام  می کند تا پسر جوان […]

مینی­­ سریال «ریپلی» محصول سال ۲۰۲۴ میلادی و یک سیاه و سفیدِ جذاب و کلاسیک با دیالوگ­هایی به اندازه است. سریال «ریپلی» اقتباسی ادبی از رمان «آقای ریپلی بااستعداد» است و داستان آن در سال ۱۹۶۱ در ایتالیا می­ گذرد. مردی ثروتمند در نیویورک، فردی به نام ریپلی را استخدام  می کند تا پسر جوان و ولخرجش که در یکی از جزایر ایتالیا به خوشگذرانی مشغول است را به خانه بازگرداند و این سرآغاز جرم و جنایت­ های ریپلی است.

در دو قسمت اول تقریباً اتفاق شاخصی نمی ­افتد، اما فضا، نماها، بازی بازیگرها، شخصیت­ پردازی ریپلی و تعلیق مبتنی بر فضا نه پیرنگ؛ چنان است که هر لحظه انتظار حادثه­ ای را داریم. اما کم کم در قسمت­ های بعدی تعلیق فضا و قصه با هم گره خورده و نفس تماشاگر را حبس می­ کند. فیلمنامه آرام آرام، با دقت، وسواس و حوصله نوشته شده و پیش می­ رود. چنان که گویی فیلم نامه نویس و شخصیت داستان همدست شده­ اند! هر تعلیقی، پیش ­درآمدی برای تعلیق بزرگ­تر بعدی است.

در شخصیت­ پردازی ریپلی با بازی آندرو اسکات، اشاره ­ای به علت یا علل گرایش او به کلاهبرداری و جنایت نمی ­شود و این از بُعد روانکاوانه اثر می ­کاهد که البته رویکردی هوشمندانه از جانب نویسنده و کارگردان است تا جنبه­ روانی سریال بر جنبه­ سرگرمی غلبه نکند. ریپلی علاقه­ ای غیر معقول و شدیدی به پول و رفاه ندارد تا همچون گرگی گرسنه در وال ­استریت باشد. پیشنهاد کار (بازگرداندن پسر کشتی ­ساز از ایتالیا) را نیز با اکراه و تأخیر و به دلیل شرایط مالی نه چندان خوبش می پذیرد. ریپلی در یک اتاق اجاره ای ارزان قیمت زندگی می­ کند و معتقد است که یخچال چیز خوبی نیست؛ چرا که جلوی آزادی را می­ گیرد و باعث سکونت طولانی مدت در یک جا می شود.

ریپلی بعد از هر نقشه، نقشه­ و بازی­ دیگری را می­ طلبد. او پس از رسیدن به ثروت و رفاه و زندگی در خانه­ ای مجلل، تفاوت بارزی در حالتش نسبت به قبل ایجاد نمی­ شود. او فقط عاشق کارش است و با کلاهبرداری و جنایت هیجانات خود را ارضاء کرده و از این راه امرار معاش هم می ­کند.

ریپلی، شخصیتی هیجان­ خواه است و برایش فرقی ندارد، نامه ­پستی جعل کند یا آدمی را به قتل برساند. هر دو برایش هیجان انگیزند و به محض انجام و اتمام یک کار، نیاز به هیجان بعدی برایش به وجود می ­آید.

تفاوتِ نمایشِ جنایت در آثار کلاسیک و امروزی این است که در اولی، نمایشِ عریان جنایت و تأثیر مخرب روی ذهن و روان تماشاگر نکوهیده و در دومی نیک است. پس «درود بر آلفرد هیچکاک!»

تمام پلان­ ها و سکانس­ ها به دقت و از سر ضرورت در اثر گنجانده شده­ اند. تا جایی که وقتی در دقایق آخر سریال فکر می کنید همه چیز تمام شده؛ با یک پلان کوبنده به تنها ابهام تماشاگر تیزبین نیز پاسخ داده می­ شود و در سکانس بعدی چرخه­ جنایت دوباره آغاز می­ شود.

در مجموع اگر دوست­دار تعلیق­ های هیچکاکی، سبک نوآر، نماهای معماری­ محورِ فیلم­ های آنتونیونی، فضای رمان جنایت و مکافات و فیلمنامه نویس فهرست شیندلر (استیون زایلیان) هستید؛ این مینی ­سریال هشت قسمتی برای شما ساخته شده که در عین استقلال اثر به خوبی از مؤلفه­ های بالا سود برده است.

سینماخانه / مهدی علاقمند

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار