رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵
  • الجمعة ۴ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Friday 16 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از […]


❖ جانشین؛ تعلیق در گلوگاه صخره‌ها

واکاویِ فرمِ تصویری و اتمسفرِ جنگ در «جانشین»

سینمای جنگ در ایران، پس از سال‌ها درجا زدن در کلیشه‌های تقدیری و روایی، اینک در دورانِ گذار به «ژانرِ پروداکشن» است. «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی، بیش از آنکه بخواهد بستری برای یک قصهٔ کلاسیک باشد، میدانی است برای بازسازیِ تجربه‌ای سخت‌گذر در جغرافیایِ کردستان. فیلم، فراتر از یک بازخوانیِ تاریخی، تلاش می‌کند تا […]


«اسکورت» اکشنی در قلب جاده ها

سینمای ایران سال‌ ها است که در تقابل میان ملودرام‌ های محصور و کمدی‌های تجاری، جای خالی ژانر «جاده‌ ای» را با شدت حس می‌کند. یوسف حاتمی‌ کیا در فیلم «اسکورت»، با انتخاب موضوع شوتی‌ ها و فضای پرمخاطره‌ جاده، تلاش می‌کند این خلاء را پر کند. فیلم داستان «اصلان» (امیر جدیدی) را روایت می‌کند؛ […]


«مشق حذف»؛ به بهانه برگزاری جشنواره فیلم ۱۰۰

سینما سال‌ ها است که از بحران اطناب رنج می‌برد؛ قصه‌ هایی که بی‌ دلیل کش می‌ آیند، پلان‌ هایی فاقد کارکرد دراماتیک و ریتم‌ هایی که به‌ جای تأمل، ملال تولید می‌ کنند. در روزگاری که حوصله و زیست ادراکی مخاطب معاصر در کسری از ثانیه دگرگون می‌ شود. «فیلم ۱۰۰ ثانیه‌ ای» نه […]


پرهیز از خشونت در «اعتراف می‌کنم» یک نقطه قوت است

یک منتقد و استاد دانشگاه معتقد است تنوع بازیگران در سریال «اعتراف می کنم» و پرهیز از نمایش خشونت که چند سالی است در شبکه نمایش خانگی مد شده است، از نقاط قوت محصول جدید فیلم نت است. مینو خانی، منتقد سینما و مدرس دانشگاه، با اشاره به توضیح ابتدای تیتراژ درباره اقتباس از سریال […]


«اعتراف می‌ کنم»؛ وقتی «Criminal» به روایت ایرانی می‌رسد

«اعتراف می کنم»؛ یک اتاق، چند مظنون و حقیقتی که آرام آشکار می شود سریال «اعتراف می کنم» تازه ترین تجربه فیلم نت در حوزه سریال های جنایی و معمایی است؛ مجموعه ای اپیزودیک که پخش خود را از ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ آغاز کرده و با انتشار ۲ قسمت نخست، مخاطب را وارد دنیایی کرده […]


«استخر»؛ تکرار جهان آشنای سروش صحت

«استخر» تازه‌ ترین ساخته سروش صحت، بیش از آنکه بر حادثه و گره‌ افکنی متکی باشد، در امتداد سینمای موقعیت‌ محور او حرکت می‌کند؛ سینمایی که بحران را نه در اتفاق‌ های بزرگ، بلکه در سکوت‌ ها، مکث‌ ها و فاصله‌ های عاطفی میان آدم‌ ها جست‌ و جو می‌کند. فیلم روایت زوجی است که […]


❖ به مناسبت روز خبرنگار

قلم‌های روی پرده، واقعیت‌های پشت صحنه

هر بار که سالن تاریک سینما با بالا رفتن تیتراژ پایانی روشن می‌شود، کارِ تماشاگر به پایان رسیده است. اما برای خبرنگار، منتقد و نویسنده سینمایی، تازه این آغاز ماجرا است. سینما بدون بازتاب، بدون تحلیل و بدون پرسشگری، شبیه به اتاقی تاریک است که پنجره‌ ای به بیرون ندارد. خبرنگار رسانه سینمایی، صرفاً واسطه‌ […]


❖ بودن یا نبودن

نگاهی به «زنده شور»

کاظم دانشی پس از تثبیت جایگاه خود به عنوان کارگردانی متمایل به سینمای پرالتهاب و واقع‌ گرا، در فیلم جدید خود با نام «زنده‌ شور» دوباره به سراغ اقلیم آشنای همیشگی‌ اش رفته است. جهانی که در آن انسان‌ ها بیش از آنکه قربانی افراد باشند، در چرخ‌ دنده‌های فرساینده مناسبات اجتماعی دست‌ و پا […]


به یاد اکبر عبدی

«سینما، فنِ فریبِ آگاهانه است و اکبر عبدی، صادق‌ترین فریب‌دهنده‌ ما بود.» خبر کوتاه بود، اما طنینش به بلندای چندین دهه خاطره‌ سازی، تمامِ جانِ مخاطب را لرزاند. مردی که «هزارچهره» بودنش نه از سرِ تزویر، که از جادوی غریزه و تکنیک بر می‌ آمد، صحنه را به مقصدِ ابدیت ترک کرد. اکبر عبدی تنها […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...

یادداشت ها