رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 16 خبر


  • سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹
  • الثلاثاء ۲۳ ذو القعدة ۱۴۴۱
  • 2020 Tuesday 14 July

یادداشت ها

غریزه تصویر یاب

نگاهی به فیلمنامه های غلامحسین ساعدی

اگر بخواهیم فیلمنامه های غلام حسین ساعدی را برمبنای کتاب های تئوریک آموزش فیلمنامه نویسی و منطق کلاسیک و شسته رفته ای که از فیلمنامه مدنظر است بررسی کنیم، طبیعتاً راه به جایی نمی بریم. منظور به ویژه فیلمنامه هایی است که به نام ساعدی منتشر شده و به جز گاو که به گفته مهرجویی […]


ایماژ وداع در «قیصر»

قیصر فیلم وداع است. وداع با یک جهان رو به زوال، وداع با آدم ها، مکان ها و تعلقات و خاطره های آن ها. این البته چیزی پنهان نبود، پوشیده و ضمنی هم نبود. ازهمان نخستین نمایش، درهمان اولین دیدارها، پیام دریافت شده بود. پرویز دوایی اولین نفربود یا دست کم اولین کسی که از […]


معنای فیلم های فرهادی و دغدغه های اجتماعی او

هنجارهای شکننده اصغر فرهادی فیلمساز برجسته ای است. فیلم های او درمقایسه با آثار دیگر فیلمسازان ایرانی چه از لحاظ ساختار روایی و چه میزانسن جزو بهترین ها است. استفاده مناسب و معقولش از فرم و تکنیک، به طوری که تماشاگر متوجه استفاده فیلمساز از آنها نشود و به راحتی با محتوی اثر ارتباط برقرار […]


فلینی؛ او یک شعبده باز بود

بیشتر وقت ها حتی قصه ای برای دنبال کردن وجود ندارد. فیلم، مجموعه ای از لحظه ها، موقعیت ها و رویاهایی تکان دهنده است که شخصیت اصلی میان آنها قدم می زند. انگار فلینی در ناخودآگاه ما قدم می زند. فیلم های او شبیه صحنه هایی اند که همیشه فکر می کنی قبلاً آنهارا دیده […]


دشواری بهداد بودن

بی شک یکی از شمایل های بازیگری سینمای ایران در یک دهه گذشته حامد بهداد است. چه دوست اش بداریم یا نه، روزی روزگاری یکی از کسانی خواهد بود که این دهه از تصویر سینمایی عمرمان را با او به یاد خواهیم آورد. این چهره که از او در فیلم ها و سریال ها به […]


پدیده پایتخت

آنچه در طی این سالیان روند مجموعه سازی در تلویزیون را دستخوش عدم اقبال گسترده مخاطبین در قیاس با دهه های پیش قرار داده؛ جنس و ماهیت این آثار در نوعی فاصله گذاری خود خواسته با شرایط و حال و هوای زندگی و آدم های جامعه ایرانی و تغییرات پی درپی شرایط زیست اجتماعی در […]


درروزهای قرنطینه مروری داریم بر برفیلم ها ، آدم ها و کتاب های دوست داشتنی

کلوزآپ؛ ساده اما پیچیده

درروزهای قرنطینه مروری داریم بر برفیلم ها ، آدم ها و کتاب های دوست داشتنی کلوزآپ ….گریزپاترین فیلم در تعریف مستند یا داستانی است. ظاهر فیلم ساده است؛ کیارستمی پس از باخبر شدن از ماجرا و در دوره زندانی بودن سبزیان و پیش از دادگاه او وارد ماجرا شده است. صحنه دادگاه را گرفته و باقی […]


دورهمی ای ازجنس مردم

ساخت برنامه های ترکیبی همواره از چالش های تلویزیون دست کم در یک دهه اخیر بوده است. تا جایی که برخی از آن ها در ابتدا یا میانه های پخش با مشکلات و اعتراض هایی رو به رو گردیده و دچار تعطیلی یا تغییر عوامل علی الخصوص مجری شده اند. پس تداوم یک برنامه آن […]


یاسوجیرو اوزو؛ مثل چخوف

اوزو با تصاویر جادو می کند. دوربینش همیشه ثابت است و از پایین (روی سطح زمین) همه چیزرا نشان می دهد. دیالوگ ها زیاد ولی کم اهمیت اند. اهمیتشان به تکرار است. در فیلم های اوزو همه چیز مدام تکرار می شود از جمله موسیقی ثابت آشنایی که فقط روی پاساژها به گوش می رسد […]


هیچکاک، مظهر سینما

هیچکاک منتقد جدی  وشوخ طبع مدرنیسم است. در فیلم های او نظم زندگی مدرن و ثبات ظاهری آن با کوچکترین چیزی به هم می ریزد و کائوس رخ می دهد و چهره واقعی و کرخت کننده و فاسد کننده آن نظم بر ملا شده و تعلیق که حکومت بی ثباتی است حادث می شود. هیچکاک […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

غریزه تصویر یاب

نگاهی به فیلمنامه های غلامحسین ساعدی

اگر بخواهیم فیلمنامه های غلام حسین ساعدی را برمبنای کتاب های تئوریک آموزش فیلمنامه نویسی و منطق کلاسیک و شسته رفته ای که از فیلمنامه مدنظر است بررسی کنیم، طبیعتاً راه به جایی نمی بریم. منظور به ویژه فیلمنامه هایی است که به نام ساعدی منتشر شده و به جز گاو که به گفته مهرجویی حاصل همکاری هر دو آن ها است و خود مهرجویی کار سکانس بندی آن را به عهده داشته، هیچ کدام به فیلم تبدیل نشده است. با نگاه به فیلم نامه های فیلم نشده ساعدی در می یابیم که فیلم نامه برای او به نوعی تداوم پتانسیل های قصه نویسی و شاید حتی در مواردی جبران پروژه شکست خورده رمان است. از ساعدی هیچ رمان چشم گیری منتشر نشده و رمان هایی نظیر توپ، تاتار خندان و غریبه در شهر جزو آثار جدی ساعدی نیست. به ویژه که از این میان به جز توپ هیچ کدام در زمان حیات نویسنده شان منتشر نشده اند و معلوم نیست اگر ساعدی زنده می ماند چه تصمیمی برای آن ها می گرفت. اما فیلمنامه ها حکایتی دیگرند و گواه دل بستگی ساعدی به سینما که شاید آن را با غریزه تصویریابی خود و تصویری دیدن برخی جزییات دیریاب واقعیت، منطبق تر می دید و ناخواسته به سمت آن کشیده می شد. آشکارترین وجه مشترک قصه های ساعدی با عالم تصویر و سینما را شاید بتوان در اصرارش بر تقطیع قصه ها و ناپیوستگی روایت هایش جست و جو کرد. کم تر قصه موفقی از ساعدی را می توان به یاد آورد که یک تکه و بدون وقفه و شماره خوردن و جدا و تکه تکه شدن صحنه های قصه، روایت شده باشد. در برخی فیلمنامه های او گاه تنها تفاوت متن با قصه این است که به جای شماره گذاری از ادبیات فیلمنامه ای "داخلی/خارجی" و "روز/شب" برای مشخص کردن زمان و مکان استفاده شده و فعل ها نیز از ماضی به مضارع تغییر کرده اند که این هم اگر نبود متن را می شد به عنوان قصه ای بلند خواند. به قول جواد مجابی : "قصه ها با اندک دست کاری بدل به فیلمنامه می شدند، چون خاستگاه مشترک قصه ها و نمایش نامه ها در ذهنیتی بود که دنیا را در حرکت ها و گفت و گوها خلاصه می دید و واقعیت، پشت این حرکت ها و گفت و گوها جریان داشت و به تدریج آشکار می شد." اما این را هم باید اضافه کرد که دراین فرآیند تبدیل شدن، گاه قسمت هایی از روایت که مختص بیان قصه ای بود، در فیلمنامه هم دست نخورده و تغییر نیافته باقی می ماند و این به ویژه در عافیتگاه مشهود است. دلیلش هم شاید این باشد که عافیتگاه یک متن نهایی و بازنویسی شده نیست. با این همه با نگاه به کل کارنامه ی سینمایی و قصه ای ساعدی و قیاس این دو کارنامه، می توان نتیجه گرفت که نگاه تصویریاب و سینمایی ساعدی، بیش ...

یادداشت ها