رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵
  • الجمعة ۴ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Friday 16 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 3

❖ شستن

«کارواش» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۲۳)

به گزارش سینماخانه؛ «کارواش» می خواهد یک تریلر معمایی در خصوص مفاسد اقتصادی باشد اما به سبب افراط در بیان بی ظرافت مفاهیم در فیلمنامه، آنچنان موفق نیست. فیلمنامه میان انتخاب پیش برد درام و یا توضیح پیام ها دومی را به خصوص در یک سوم پایانی اثر بر می گزیند و این موضوع به […]


❖ خانه بدوش

«سقف» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۲۴)

به گزارش سینماخانه؛ «سقف» درصدد است تا از زاویه دیدی متفاوت به تبعات جنگ دوازده روزه بپردازد با اینکه ایده جمع شدن خانواده در یک محیط تکراری است اما نحوه پرداخت کمیک این موضوع در ابتدا نوید فیلمی مفرح و بامزه را می دهد ولی این توقع دیری نمی پاید که رنگ می بازد و […]


«آرامبخش» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۲۳)

به گزارش سینماخانه؛ «آرامبخش» شروع می شود و به ما می گوید قرار هست قصه دختری را ببینیم که به دلیل مشکلات خانوادگی و کمبودها تصمیم گرفته تا مستقل باشد و خود برای بچه ای نقش مادر را ایفا کند بی آنکه دیگران از این موضوع مطلع شوند. تا اینجا همه چیز به ظاهر درست […]


❖ حال خوب تهران

«قایق سواری در تهران» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۲۱)

به گزارش سینماخانه؛ «قایق سواری در تهران» بدون شک یکی از بهترین های جشنواره تا امروز و یکی از بهترین فیلم های چند سال اخیر سینمای ایران با ساخت و پرداخت فضایی مفرح، شوخ و همدلی برانگیز برای هر مخاطب و در هر سنی است. قاسم خانی در «قایق سواری در تهران» بار دیگر نبوغ […]


❖ عملگرا

«جانشین» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۲۰)

به گزارش سینماخانه؛ «جانشین»، تلاشی قابل اعتنا در پرداختن به شهدای تأثیرگذار اما گمنام دوران دفاع مقدس است که می کوشد در قالب یک فیلم حادثه محور روایت شود. همین جا نقطه افتراق در شکل بیانی با سایر آثار (پرتره) شهدای مطرح دوران جنگ هشت ساله خود را نشان می دهد و فیلمنامه نویس کوشیده […]


❖ واقعا کوچک

«زندگی کوچک کوچک» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۹)

به گزارش سینماخانه؛ «زندگی کوچک کوچک»؛ اسم فیلم برازنده آن است. کوچک کوچک؛ از هر نظر چه در داستان، فرم، شخصیت پردازی و… در هیچ یک از عناصر ساختاری و فیلمنامه نمی تواند حرفی برای گفتن داشته باشد. بیشتر یک جور عکس انگاری است از مجموعه ای موقعیت در دل یک لوکیشن که معلوم نیست […]


❖  توقفگاه

«کافه سلطان» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۸)

به گزارش سینماخانه؛ در فیلم «کافه سلطان»، اتمسفر (کافه – رستوران بین راه) به خودی خود برای طرح قصه و ساخت یک فیلم سینمایی جذاب است و فیلم هم تا حدی توانسته از ظرفیت های چنین لوکیشن و موقعیتی بهره بگیرد و تماشاگران را باخود همراه سازد. نکته منفی بزرگ از دل شخصیت پردازی بیرون […]


❖ عبور

«پل» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۷)

به گزارش سینماخانه؛ «پل» با ایده ای جذاب و با شروع قابل توجه مخاطب را جذب می کند اما در ادامه از نفس می افتند و دچار نوعی رخوت و ملال می‌ گردد. فیلم باز در یک سوم پایانی به جاده یا اصل موضوع باز می‌گردد؛ شاید بتوان گفت فیلمنامه در بخش میانی کم مایه […]


❖ احساس

«حال خوب زن» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۶)

به گزارش سینماخانه؛ مضمون «حال خوب زن» در سینمای ایران فوق العاده و بی سابقه است. اگرچه پیدا است برخی خودسانسوری ها فیلمساز را با محدودیت در پرداخت سوژه مواجه ساخته اما تا همین اندازه طرح موضوع هم مغتنم است. زندگی سارا و ابراهیم به واسطه یک مشکل روانشناسی و زناشویی با رخوت و سردی […]


❖ شهرت و شقاوت

«بیلبورد» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۵)

به گزارش سینماخانه؛ «بیلبورد» خوش ریتم است و سرپا اما خالی از اشکال نیست. سوژه متفاوتی را برگزیده اما افراط در آن و بله قربان گویی زن در برابر خواسته های مرد به جهت نجات فرزندش باعث می شود تا دست فیلم از جایی به بعد رو باشد و تازگی و طراوت اش رنگ ببازد. […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...