رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 4

❖ مینیمالسیم افراطی

«رقص باد» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۴)

به گزارش سینماخانه؛ «رقص باد» بنا به گفته کارگردان اش می خواسته فیلمی در ژانر رئالیسم جادویی باشد. اما فیلمساز جوان ما در فیلم نخست اش یک موضوع مهم را نادیده گرفته و آن این که در ساخت اثری در چنین ژانری انتخاب نقطه دید از مهم ترین عناصر است. در «رقص باد» مشخص نیست […]


❖ انتقام یا بخشش!؟ مسئله این نیست

«زنده شور» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۳)

به گزارش سینماخانه؛  این بار هم کاظم دانشی دل مشغولی اش را در درام های دادگاهی و در فیلم «زنده شور» ادامه می دهد و اینجا به غنای قابل قبولی از نظر اجرایی دست یافته است. فیلم از حیث بازی بازیگران و فیلمبرداری منسجم است ‌و شروع محکم و تأثیرگذاری دارد اما در میانه ها […]


❖ تکلف و تصنع

«مارون» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۱)

به گزارش سینماخانه؛ ایده فیلم سینمایی «مارون»، حول محور یکی از شهدای خاص دوران دفاع مقدس می‌گردد که شخصیت ویژه ای داشته است و زندگی و مبارزات اش ظرفیت های دراماتیک فراوانی جهت تبدیل به فیلم شدن دارد. اما متاسفانه ماحصل اثر کاملاً معکوس از آب درآمده است. سراسر فیلم مملو از شعارزدگی است؛ لحن […]


نگاهی به فیلم «زنده شور» به کارگردانی کاظم دانشی

زنده‌شور» به کارگردانی کاظم دانشی در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، ادامه مسیر او بعد از «علف‌زار» در سینمای اجتماعی تلخ و مسئله‌محور است. فیلم با محوریت شخصیتی درگیر با مرگ، قصاص و حاشیه‌های سخت زندگی، سعی می‌کند از خلال یک موقعیت ملتهب، پرسش‌های اخلاقی و انسانی طرح کند. در سطح محتوایی، «زنده‌شور» بیش از آن‌که […]


❖ زندگی درجنگ

«سرزمین فرشته ها» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۱۰)

به گزارش سینماخانه؛ «سرزمین فرشته ها» میان روایت یک قصه در ارتباط با زندگی کودکان در غزه و مشکلات آنها در حین جنگ و یا ارائه تصویری مستند از چنین شرایطی، دومی را برمی گزیند. تمرکز فیلمساز نه بر دراماتیک ساختن بلکه بر هرچه احساسی کردن موقعیت‌ها است و از همین رو شاهد حجم بالایی […]


❖ جاندار

«اسکورت» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۸)

به گزارش سینماخانه؛ «اسکورت» یک فیلم اکشن جاده ای خوش ساخت، هیجان برانگیز و سینمایی است. فیلمبرداری، صدا و تمام عناصر ساختاری کاملاً در خدمت میزانسن کارگردان قرار می‌گیرند و یا به عبارت صحیح تر این کارگردان است که موفق شده تمام اجزای اثر را در خدمت آنچه مدنظر داشته در بیاورد. «اسکورت» و فیلمنامه […]


«نیم شب» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۷)

به گزارش سینماخانه؛ «نیم شب» فیلم موقعیت است که با تجمیع خرده روایت های یک حادثه در دل جنگل ۱۲ روزه شکل گرفته است، بنابراین دراماتیک نیست. شکل پرداخت مهدویان در «نیم شب» به سیاق مستند و تجربیاتش در این نوع سینما بنا نهاده شده است که برای چنین فیلمی انتخاب مناسبی است همین طور […]


❖  ابهام پروانه

«پروانه» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۶)

«پروانه»، در واقع برداشتی است از فیلم جزیره شاتر که فیلمساز درصدد است تا با المان ها و به کارگیری برخی عناصر به نوعی نسخه ای ایرانی و آداپته شده را عرضه کند. باوجود برخی اجزای ساختاری بصری از جمله طراحی صحنه و نور و رنگ چشم نواز؛ کلیت فیلم با نوعی گسست در شکل […]


❖ کف خیابان

«خیابان جمهوری» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۵)

به گزارش سینماخانه؛ بازگشت منوچهر هادی به ساخت فیلمی در ژانر اجتماعی قابل تقدیر است ولی نتیجه آن دلخوش کننده نیست. فیلم بی جهت طولانی است که ناشی از وجود انبوهی خرده روایت و موقعیت هایی است که کمکی به جلو رفتن فیلم نمی کند و صرفاً آن را به درجا زدن وامی دارد؛ ما […]


❖ بازی تمام می شود

«قمارباز» / یادداشت های جشنواره ۴۴ فیلم فجر (۴)

به گزارش سینماخانه؛ سوژه و ایده «قمارباز» جذاب و تازه است و نحوه پرداخت نیز کم و بیش درخدمت سوژه است. اینجا هم فیلم تک لوکیشن است اما چالش بین کاراکترها و کشف و شهودی که برای مخاطب ایجاد شده، بیننده را خسته نمی کند. با اینکه فیلم بر بستر جنگ دوازده روزه می گذرد […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...