رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 6

پیر «پیرپسر» درآمد

به گزارش سینماخانه؛ وقتی «پیرپسر» در آن شب سرد و بارانی اواسط بهمن در اثنای چهل و سومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و موج عظیم تحسین و تشویق تماشاگران پرشمار آن تک سانس را با خود همراه کرد؛ اکثر علاقمندان متفق بودند که این امر می تواند روند نمایش های بعدی اش را […]


نگاهی به فیلم های کوتاه «تایپیست» و «تخطی»

«تایپیست»؛  تلفیق ژانر فیلم با آغازی درگیر کننده و جذاب افتتاح می شود که می تواند نوید یک فیلم نوآر ایرانی آن هم در قالب کوتاه باشد که چندان مسبوق به سابقه نیست. قاب بندی ها و نور پردازی به شکلی خیره کننده خوب از کار در آمده اند و همین امر خلأهای ناشی از […]


به بهانه برگزاری ۴۲ امین جشنواره فیلم کوتاه تهران

به گزارش سینماخانه؛ حالا با سپری شدن نیمه جشنواره فیلم کوتاه تهران می توان با نگاهی اجمالی نقاط ضعف و قوت آن را رصد و ارزیابی نمود. هرچند که بررسی نهایی منوط به پایان جشنواره خواهد بود تا نگاهی دقیق تر را شامل گردد: نخستین و مهم تمرین عامل بررسی کیفیت هر جشنواره ای طبعاً […]


«اسپایدر مرد»: بازآفرینی خلاقانه‌‌ مرد عنکبوتی به روایت طنز

به گزارش سینماخانه؛ چهل‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران روز گذشته در سالن‌های سینمایی ایران مال آغاز به کار کرد و فیلم‌های راه‌یافته به بخش‌های داستانی، تجربی، انیمیشن، مستند و بین‌الملل، برای مخاطبان بالغ بر سه هزار نفر به نمایش درآمدند. روز نخست جشنواره، بیش از هر چیز، فرصتی برای معاشرت اهالی فیلم کوتاه، سینماگران، […]


❖ یادداشتی تلخ بر زخم‌های پنهان

کاوش در عمق نمایش «یتیمچه»

به گزارش سینماخانه؛ نمایش «یتیمچه»، به نویسندگی و بازیگری کهبد تاراج و کارگردانی مهرداد ضیایی، یکی از آثار تأثیرگذار تئاتر معاصر ایران است که با روایتی تلخ و لایه‌دار، مخاطب را به عمق زخم‌های پنهان خانواده‌ها می‌برد. این اجرا، با تمرکز بر روابط خانوادگی پیچیده، نه تنها سرگرم‌کننده، بلکه تأمل‌برانگیز است و تماشاگر را تا […]


❖ نقد و تحلیل کتاب «زیبایی‌شناسی قتل»

قتل در قاب سینما؛ تأملات «زیبایی‌شناسی قتل»

به گزارش سینماخانه؛ کتاب «زیبایی‌شناسی قتل» اثر ماندگار جوئل بلک، که توسط انتشارات روزبهان به چاپ رسیده است، یک پژوهش جسورانه در بررسی رابطه‌ پیچیده‌ میان خشونت و زیبایی‌شناسی در فرهنگ مدرن است. این کتاب به طور ویژه به نقش سینما در بازنمایی و هنری‌سازی عمل قتل می‌پردازد و مرزهای اخلاق و هنر را به […]


نقد و یادداشتی بر «دشمن خدا»

نمایش «دشمن خدا» اثری بود که توانست با تکیه بر بازی‌ های درخشان و طراحی صحنه‌ ای ساده اما معنادار، ارتباطی صمیمی و پرشور با مخاطبان برقرار کند. بازیگران خردسال مهریا فلاحیان و نفس جافری که حضوری پررنگ در اجرا داشتند؛ کاملاً مسلط بر نقش‌ هایشان ظاهر شدند. دیالوگ‌ های کودکانه آنان مکرراً موجب خنده‌ […]


نگاهی به اصول فیلمبرداری امروز

به گزارش سینماخانه؛ سیدمحمد حسینی، دستیار فیلمبردار و عضو انجمن دستیاران فیلمبردار ایران در یادداشتی درباره اصول فیلمبرداری در سینما به انواع حرکت دوربین در موقع فیلمبرداری و مقایسه آن هم‌اکنون با گذشته و همچنین جزئیاتی از وظایف دستیار فیلمبردار پرداخته است. در متن این یادداشت آمده است: «برای ساخت فیلم‌های سینمایی چند حرکت دوربین […]


نقد پژوهشی فیلم «زن و بچه» ساخته سعید روستایی

سینمای سعید روستایی از همان آغاز ورودش با «ابد و یک روز» بر محور خانواده شکل گرفت؛ خانواده‌ای که نه در مقام تصویر ایدئال و آرام، بلکه به‌مثابه کانونی پرآشوب و بحرانی بازنمایی می‌شود. «زن و بچه» به‌عنوان تازه‌ترین ساخته او، امتداد همین دغدغه است، با این تفاوت که اگر در آثار گذشته فشار بیرونی […]


عدالتی که یخ زده، برفی که شعله دارد

آیا تا به حال فکر کرده‌اید عدالت چقدر می‌تواند پیر، خرفت و ناتوان باشد؟ اکنون در تئاتر شهر، فرصتی‌ است برای مواجهه با خودت، آنجا که گذشته دیگر گذشته نیست. نمایش «برف زمین را گرم می‌کند» در فضایی روان‌کاوانه، سؤالاتی جسورانه درباره حافظه، قضاوت، و مسیر بازگشت‌ناپذیر انسان به میان می‌آورد. زخم‌های قدیمی از زیر […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...