رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
  • السبت ۵ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Saturday 17 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 7

«زن و بچه»؛ موفق در اجرا و ناکام در فیلمنامه

به گزارش سینماخانه؛ سعید روستایی در سومین فیلمش باز هم به مضامین اجتماعی پرداخته که حالا می شود گفت جز لاینفک سینمای او و دغدغه کلی آثارش را شامل می شود. فیلم از حیث اجرایی، صحنه های قابل تامل کم ندارد و به عنوان نمونه می توان به سکانس شکستن قفل درب مدرسه و تجمع […]


ضرب آهنگ طنازانه مرگ در انبار زندگی

به گزارش سینماخانه؛ تئاتر «به یک قاتل ساده نیازمندیم» نمایشی کمدی-تراژیک است که همزمان از مولفه های کمدی و تراژدی استفاده می کند. این نمایش روایت شوربختی فردی کارخانه دار و معمولی است که می خواهد قاتلی را برای از بین بردن خود اجیر کند. پیش درآمد نمایش با پیشنهاد عجیب او برای استخدام قاتل […]


❖ ارزش سکوت

نگاهی به فیلم «بی سرو صدا»

به گزارش سینماخانه؛ مصطفوی در «بی سرو صدا» گام بلند و جاه طلبانه ای را برمی دارد و حتی نوع نگاه به سینمای اجتماعی را ارتقا می دهد. فیلم با آتش سوزی آغاز می شود و با آتش زدن پایان می یابد. آتش سوزی آغازین برای از بین بردن ملخ ها است اما آتش پایانی […]


«جان سخت»؛ متعادل ، بدون اغراق و موفق

با رسیدن سریال «جان سخت» محصول فیلم نت به ایستگاه پایانی‌اش، اکنون زمان مناسبی است برای نگاهی جامع‌تر و تحلیلی‌تر به اثری که با وجود فراز و نشیب‌ها، توانست مخاطب را با خود همراه کند و تجربه‌ای متفاوت در تلویزیون ایران رقم بزند. روایت الهام‌گرفته از واقعیت یکی از نقاط قوت «جان سخت» جسارت در […]


«بچه زرنگ»؛ انیمیشنی بومی با رنگ و بوی جهانی!

به بهانه اکران آنلاین انیمیشن «بچه زرنگ» نگاهی دوباره داشتیم به این اثر موفق سینمای ایران. «بچه زرنگ» به کارگردانی بهنود نکویی، هادی محمدیان و محمد جواد جنتی که نقطه عطفی در انیمیشن سازی بومی می باشد و در چهل و یکمین دوره از جشنواره فیلم فجر نیز موفق به کسب سیمرغ بلورین ویژه هیأت […]


«رها» بیشتر از یک فیلم

فیلم «رها» به کارگردانی حسام فرهمند در جشنواره فیلم فجر نگاه های بسیاری را به خود جلب کرد و به عنوان یکی از فیلم های اکران نورزوی، می تواند گزینه مناسبی برای تماشای یک فیلم اجتماعی در سینما باشد. «رها» قصه دختری است که بعد از به سرقت رفتن لب تاپ اش از پدرش می‌خواهد […]


«چشم بادومی» کشمکش هویت در فرهنگ های نوظهور

«چشم بادومی» به کارگردانی ابراهیم امینی، روایتی تازه از تأثیرات فرهنگ های بیگانه بر جوانان ایرانی است که البته این تأثیرات موضوعی جهانی است و تنها مختص یک جامعه و زمانی خاص نیست. «چشم بادومی» بیش از آنکه یک روایت داستانی باشد، بازتابی از دغدغه های هویتی نسل امروز است. فیلم به شکلی متفاوت از […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (37)

«گوزن های اتوبان»؛ زندگی در فضای مجازی

«گوزن های اتوبان» با یک اتفاق درگیرکننده شروع می شود و نوید آن را می دهد که با اثری درگیرکننده رو به رو خواهیم بود که از قضا درحال طرح یکی از مسائل مبتلا به جامعه یعنی فضای مجازی هم هست اما هرچه جلوتر می رود به سبب نوع پرداخت فیلمنامه نویس از آن کیفیت […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (36)

«خدای جنگ»؛ جنگجوی باخدا

«خدای جنگ» با اینکه فیلم محصول ارگانی است؛ اما گرفتار شعارزدگی نمی شود و در تعریف قصه اش موفق است. فیلم می تواند یکی از تلاش های به سرانجام رسیده در عرصه نظامی را در قالب درام به مخاطب منتقل کند و این نشان می دهد فیلمساز کارش را بلد است. یعنی مدیوم سینما را […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (35)

«خاتی» و نگاه آن طبیعت

فیلم سینمایی «خاتی» به کارگردانی فریدون نجفی، نوشته احمد رفیع‌زاده و تهیه‌کنندگی محمد کمالی‌پور در چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش در آمد. در دل کوه‌های زاگرس، جایی که زمین و آسمان به هم گره خورده‌اند، خاتی روایت زنی است که همچون بلوط کهنسال این سرزمین، ریشه در خاک دارد اما در […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...