رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 2 خبر


  • یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵
  • الأحد ۶ جماد أول ۱۴۴۸
  • 2026 Sunday 18 October

یادداشت ها | سینما خانه | پایگاه خبری سینما، تئاتر و تلویزیون - Part 8

❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (34)

«ماریا»؛ ماریا پیچیده نمایی کاذب

«ماریا» ایده ای کنجکاوی برانگیز دارد که شنیدن اش می تواند مخاطب را درگیر کند اما فیلمنامه این ایده به ظاهر مناسب را با شکلی روایت می کند که تماشاگر را دلزده کند و باعث قطع شدن ارتباطش با مخاطب گردد. «ماریا» چند ایده بصری را هم به تصویر می کشد که از آن جمله […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (33)

«شاه نقش»؛ خاطرات هنرپیشه نقش آخر

«شاه نقش» می خواهد ادای دینی باشد به هنروران سینمای ایران و رنج های آن ها را بازگو کند اما فیلمنامه اش مشوش و دوپاره است. نیمه اول راجع به سینما است اما در بخش بعد از خط اصلی خارج می شود و می خواهد آن را با انتخابات و شرایط سیاسی – اجتماعی ممزوج […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (32)

«شوهر ستاره»؛ روایتی متفاوت از عشق و زندگی

ایرج زاد باز هم در فیلم جدیدش مسائل زنان را دستمایه قرار می دهد و ازطریق نمایش زندگی کاراکتری به نام ستاره و چالش هایش به ویژه در بعد زندگی مشترک درصدد است تا به مشکلات زنان در جامعه امروز ایران بپردازد. فیلم تا نیمه ها و در نمایش روزمرگی های ستاره بیش و کم […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (۳۱)

«پیرپسر»؛ جلوه شکوه سینما

حالا و با پایان هشتمین روز جشنواره، «پیرپسر» بهترین فیلم این دوره تا امروز و یکی از بهترین های سینمای ایران را در بخش جنبی دیدیم. «پیرپسر» خود سینما است نه از این جهت که فیلمی دارای پیام و مفهوم است بلکه از آن رو که در تبدیل آن مفهوم به زبان و بیان سینمایی […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (30)

«موسی کلیم الله»؛ غلبه ی فناوری برفرم

ابراهیم حاتمی کیا را حالا و با ساخت «موسی کلیم الله» می توان پرچمدار ورود به شکل دیگری از فیلمسازی در پیوند با تکنولوژی های جدید به حساب آورد که با ریسکی قابل ستایش درب های جدیدی را به روی سینما و تلویزیون ایران گشوده است و به تبع آن در سالیان آتی تحول شگرفی […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (28)

«بازی رابکش»؛ روایت یک بازی خطرناک

«بازی رابکش» طرح یک موضوع رایج در ورزش است که در همه این سال ها بارها و به عناوین مختلف درخصوص آن سخن به میان آمده و این بار دستمایه فیلم «بازی رابکش» را شکل می دهد: فساد در فوتبال. فیلم با یک نقطه اوج آغاز می شود که باید مخاطب را با تعلیق ناشی […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (27)

«غریزه»؛ عاشقی به سبک سینما

«غریزه» عاشقانه ای است که دلدادگی دو نوجوان را در سال های دور روایت می کند. با حال و هوایی برآمده از نوستالژی سینما که یادآور خاطره فیلم های بزرگی نظیر سینما پارادیزو است. غریزه فیلم شخصیت محور است و براساس دیالوگ بنا نهاده شده اما کارگردان کوشیده تا از عناصر بصری نیز غفلت نکند […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (۲۶)

«رکسانا»؛ زیر پوست شهر

پرویز شهبازی بار دیگر ثابت می کند که در ساخت چنین فیلم هایی شگرد دارد و اینجا برخلاف فیلم های قبلی به سراغ ساخت اثری با پلاتی کم جان تر از حیث قصه رفته است. در «رکسانا» هم کارگردان به دنبال طرح مسائل مبتلا به جوانان در جامعه است. اینکه فرد بدون اینکه مرتکب جرمی […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر(۲۵)

«مرد آرام»؛ یک فیلم خیلی آرام

به نظر می رسد؛ «مرد آرام» در جهت ارائه تصویری مثبت از مهاجران افغان در ایران ساخته شده اما در عمل به چنین هدفی دست نمی یابد. کاراکترها بُعد پیدا نمی کنند و به درستی پرداخت و معرفی نمی گردند. بنابراین رفتارهایی که از آنها سر می زند؛ باورپذیر نیست و سیر تحول را طی […]


❖ یادداشت های ویژه جشنواره 43 فیلم فجر (۲۴)

«ناتور دشت»؛ دشت، تنهایی و عشق

«ناتور دشت»؛ از آن دست فیلم های است که نه تماشاگر را شگفت زده می کند و نه از دیدن اش دلزده خواهد شد. فیلم در یک سطح متعادلی حرکت می کند و مبتنی بر فیلمنامه ای است که هدفی را پی می گیرد و می کوشد تا آن را به مقصود برساند و از […]


logo-samandehi

تبلیغات

یادداشت ویژه

«سقف»، معلق میان واقعیت و استعاره

سینمای اجتماعی ایران همواره با یک تیغ دو لبه روبرو است: یا در ورطه «سیاه‌نماییِ بی‌قصه» می‌افتد و یا در دام «شعارزدگیِ صریح». ابراهیم امینی در فیلم «سقف» تلاش کرده است تا با انتخاب یک بسترِ محدود و آپارتمانی، به واکاوی روان‌شناختیِ شخصیت‌هایش در تقابل با فشارهای ساختاری بپردازد؛ اما آیا «سقف» توانسته است از یک موقعیتِ دراماتیک به یک اثرِ ماندگار در سینمای فرم‌گرا تبدیل شود؟ «سقف» در وهله اول، فیلمی است که بر «کلام» تکیه دارد و امینی تلاش کرده تا با بهره‌گیری از دیالوگ‌هایی که گاه رنگ‌وبوی ادبی به خود می‌گیرند، سنگینیِ فضای پیرامون شخصیت‌ها را منتقل کند. اما بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل فیلم دقیقاً در همین‌جا است. در سینمای رئالیستی، زمانی که دیالوگ‌ها از زبانِ کوچه و بازار فاصله می‌گیرند و به سمتِ «نثرِ نویسنده» متمایل می‌شوند، مخاطب به سختی می‌تواند با بحران‌های شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند. «سقف» در لحظاتی، به‌جای اینکه اجازه دهد موقعیتِ دراماتیک «حرف بزند»، شخصیت‌ها را وادار به «نطق کردن» می‌کند؛ امری که ریتمِ فیلم را به جایِ تنش، به سمتِ نوعی کسالتِ روشنفکرانه می‌برد و ضرب‌آهنگِ کلام کوچه و بازار را که برای رئالیسمِ ملموس ضروری است، می‌شکند. از منظر کارگردانی، ایده «سقف» به عنوان عنصری که مدام بر سر شخصیت‌ها آوار می‌شود، پتانسیل بالایی برای جسارت‌های بصری دارد. سینمای ایران به تجربه‌هایی نیاز دارد که از «دکورهای واقع‌گرایانه» فاصله بگیرند و به سمت طراحی صحنه‌ای بروند که «حس» را بیش از «واقعیت» منتقل می‌کند. در «سقف»، دوربینِ امینی بیش از حد درگیر «ثبتِ واقعیت» باقی مانده است. کاش کارگردان شجاعتِ بیشتری به خرج می‌داد و از ظرفیت‌های اکسپرسیونیستی، مانند نورپردازی‌های اغراق‌شده یا طراحی صحنه‌ای که سقف را به عنوان یک کاراکترِ زنده و متحرک نشان دهد، استفاده می‌کرد تا جهانِ داستانی فیلم از یک آپارتمانِ معمولی به یک فضایِ سوررئال و تکان‌دهنده ارتقا یابد. در بحث شخصیت‌پردازی نیز، یکی از اصول مهم در درام‌نویسی، کنش‌گر بودنِ شخصیت‌ها است. در «سقف»، شخصیت‌ها بیش از آنکه در حالِ «ساختنِ سرنوشت» خود باشند، «قربانیِ جریانِ فیلم‌نامه» هستند. آن‌ها منفعلانه در برابر مشکلات اقتصادی و روانی خرد می‌شوند. اگرچه تلخیِ این موقعیت به درستی ترسیم شده، اما در نهایت مخاطب با پرسشی بی‌جواب رها می‌شود. فیلم‌های ماندگار، رنج را به «مقاومت» گره می‌زنند، اما در «سقف»، رنج صرفاً مصرف می‌شود تا مخاطب را آزار دهد. این همان نقطه‌ای است که فیلم از «نقدِ اجتماعیِ عمیق» به سمت «توصیفِ صرفِ وضعیت» سقوط می‌کند. ابراهیم امینی در «سقف» نشان داده است که دغدغه‌مند است و زبانِ سینما را می‌شناسد. این فیلم گامی رو به جلو در سینمای کم‌هزینه و متمرکز است، اما برای عبور از یک اثرِ متوسط، سینمای اجتماعیِ ایران نیازمند گذار از «بازنماییِ واقعیت» به «تفسیرِ فرم‌گرایانه» از آن است. «سقف» فیلمی است که سقفش آنقدر پایین است که اجازه نمی‌دهد شخصیت‌ها و مخاطب، «پرواز» یا حتی «ایستادنِ کامل» را تجربه کنند. این اثر، پتانسیلِ آن را داشت که با کمی جسارت در طراحیِ میزانسن و حرکت به سمت دیالوگ‌های ضرب‌آهنگ‌دارتر، به تجربه‌ای درخشان بدل شود. ...