- سه شنبه 16 دی 1404 - 15:31
- کد خبر : 183477
- تئاتر

از مارتای پرهیاهو تا ملکه سیاهِ مقتدر به گزارش سینماخانه؛ «سارا بیگی»، بازیگر باسابقه تئاتر و عضو انجمن کودکونوجوان که از حدود بیست سال پیش در عرصه تئاتر کودکونوجوان فعال است، در نمایش «افسانه پرِ طلایی» به کارگردانی علی شاهصفی همزمان دو نقش کاملاً متضاد را ایفا میکند؛ «مارتا»، شخصیتی پرجنبوجوش و احساسی و «ملکه […]
از مارتای پرهیاهو تا ملکه سیاهِ مقتدر
به گزارش سینماخانه؛ «سارا بیگی»، بازیگر باسابقه تئاتر و عضو انجمن کودکونوجوان که از حدود بیست سال پیش در عرصه تئاتر کودکونوجوان فعال است، در نمایش «افسانه پرِ طلایی» به کارگردانی علی شاهصفی همزمان دو نقش کاملاً متضاد را ایفا میکند؛ «مارتا»، شخصیتی پرجنبوجوش و احساسی و «ملکه سیاهی»، چهرهای خشن، مستبد و قدرتطلب. در گفتوگویی که با او داشتیم، بیگی از چالشهای بازی همزمان در دو نقش متفاوت، واکنش کودکان به ملکه سیاهی و پیام امیدبخش نمایش سخن گفت.
او درباره چالشهای ایفای دو نقش متفاوت در این نمایش گفت: «مارتا و ملکه سیاهی دو کاراکتر کاملاً متضادند؛ چه از نظر شخصیتپردازی، چه ظاهر، لباس، لحن و صدا. در ابتدای تمرینها، تفکیک این دو نقش از هم برایم چالشبرانگیز بود و نیاز به تمرکز و تمرین زیادی داشت. مارتا شخصیتی سطحینگر، پرسر و صدا و زودباور است که از نظر احساسی به خواهر کوچکش، ماریا، وابستگی زیادی دارد و او را الگوی رفتاری خود میداند. در مقابل، ملکه سیاهی شخصیتی متفکر، خشن و مستبد دارد که به سختی تحت تأثیر قرار میگیرد، وابستگی احساسی ندارد و تنها نگرانیاش ترس از دست دادن قدرت است».
این بازیگر در مورد شگردهای نزدیکشدن به نقش ملکه سیاهی توضیح داد: «بیشتر از مشاهده آثار ماندگار سینمایی و همچنین انیمیشنهایی با کاراکترهای نزدیک به شخصیت ملکه سیاهی الهام گرفتم. علاوه بر این، قبلاً در نمایشی به نام «شاهزاده و کلاغهای تاج طلا» نقشی مشابه را تجربه کرده بودم که بسیار کمککننده بود. در کنار همه اینها، راهنماییها و هدایتهای کارگردان نمایش، آقای شاهصفی، نقش مهمی در شکلگیری این شخصیت داشت. جالب است که مخاطبان هم ملکه سیاهی را دوست دارند و هم از او میترسند! اما به نظر میرسد محبوبیت ملکه سیاهی از مارتا بیشتر بوده است. البته طراحی لباس و گریم هم باعث شدند نقشها باورپذیر و کاملتر به نظر برسند».
بیگی راجع به پیام نمایش عقیده دارد: «این نمایش درباره امید در دل سختیهاست؛ اینکه حتی در تاریکترین لحظهها هم باید باور داشته باشیم با تلاش و ایمان، راهی برای نجات و روشنایی پیدا میشود. نکته قابل توجه اینکه وقتی پس از اجرا نزد مخاطبان میرویم و با آنها صحبت میکنیم یا عکس یادگاری میگیریم، نگاه متعجب بچهها برایم خیلی جالب است؛ بخصوص وقتی ملکه سیاهی و آنا را کنار هم و در حال لبخندزدن میبینند.گاهی هم به من اعتراض میکنند که «چرا بدجنسی؟ چرا همه رو اذیت میکنی؟!». این واکنشها برایم بسیار شیرین و ارزشمند است».
بازیگر نقش مارتا از سختیهای بازی در این نمایش و تاثیر همکاری با این گروه تئاتر چنین میگوید: «بازی در صحنهای که ملکه سیاهی در قفس قرار دارد، خیلی برایم دشوار بود، چون اوج خشم این شخصیت را نشان میدهد و باید طوری بازی میکردم که در عین ترسناکبودن، باعث وحشت مخاطب کودک نشود اما کارکردن در کنار کارگردانی باسواد، محترم و آگاه مثل آقای علی شاهصفی و همچنین همراهی با دوستان هنرمندم تاثیر شگفتانگیزی بر کارم داشت و باعث شد از حضور روی صحنه لذت ببرم و لحظهلحظه نمایش را زندگی کنم. بازیهای یکدست و باورپذیر گروه بازیگران و در رأس آنها،کارگردانی دقیق، درست و آگاهانه، از مهمترین ویژگیهای نمایش «افسانه پر طلایی» است».
سینماخانه / سهیلا انصاری

نظرات