- جمعه 29 خرداد 1405 - 19:41
- کد خبر : 188785
- تئاتر

روایت زخمهای موروثی در سایه پدرسالاری به گزارش سینماخانه؛ نمایش «دیکتهطور» به کارگردانی علیرضا معروفی که این روزها در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است، از آن دست آثاری است که تلاش میکند فراتر از یک روایت خانوادگی حرکت کند و تصویری نمادین از چرخه خشونت، سلطه و تباهی در ساختارهای اجتماعی ارائه […]
روایت زخمهای موروثی در سایه پدرسالاری
به گزارش سینماخانه؛ نمایش «دیکتهطور» به کارگردانی علیرضا معروفی که این روزها در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است، از آن دست آثاری است که تلاش میکند فراتر از یک روایت خانوادگی حرکت کند و تصویری نمادین از چرخه خشونت، سلطه و تباهی در ساختارهای اجتماعی ارائه دهد. نمایشی که با بهرهگیری از زبانی استعاری و اجرایی حسابشده، مخاطب را با پرسشهایی جدی درباره سنت، قدرت، ارث، قضاوت اجتماعی و سرنوشت قربانیان خاموش این مناسبات مواجه میکند.
از نخستین لحظات اجرا، طراحی صحنه مینیمال اما هدفمند اثر، نقش مهمی در شکلگیری جهان نمایش ایفا میکند. علیرضا معروفی در مقام طراح صحنه، با استفاده از عناصری محدود همچون آجر و فرغون، فضایی خلق کرده که در عین سادگی، ظرفیت بالایی برای تولید معنا دارد. این اشیای به ظاهر روزمره، در طول نمایش کارکردی فراتر از ابزار صحنه پیدا میکنند و به نشانههایی از رنج، کار طاقتفرسا، ساختن و ویران شدن بدل میشوند. اوج این معناپردازی در پایان نمایش و سرخ شدن آجرها رخ میدهد؛ تصویری که میتواند استعارهای از خون، خشونت انباشته، قربانی شدن نسلها و میراثی باشد که از دل ساختارهای معیوب خانوادگی به آیندگان منتقل میشود.
یکی از مهمترین دستاوردهای «دیکتهطور» انسجام میان متن و اجراست. نمایش از پراکندگی معنایی که گاه گریبانگیر آثار نمادگرا میشود، فاصله میگیرد و موفق میشود میان روایت و نشانههای بصری تعادل برقرار کند. این ویژگی سبب میشود مخاطب حتی در مواجهه با لایههای استعاری اثر، ارتباط خود را با داستان و شخصیتها از دست ندهد.
بازیگران نمایش نیز سهم مهمی در موفقیت اجرا دارند. ایمان سلگی، مجید رحمتی، الهه زحمتی، کیمیا خلج، جواد موسوی و آهو شفیعی اجرایی هماهنگ و منسجم ارائه میدهند. آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تسلط کامل گروه بر ریتم دیالوگها و کنترل دقیق احساسات است. بازیها نه به دام اغراقهای رایج در نمایشهای اجتماعی میافتند و نه به سمت بیحسی و خنثی بودن حرکت میکنند. شخصیتها باورپذیر باقی میمانند و بازیگران موفق میشوند بدون نمایشگری اضافی، بار عاطفی موقعیتها را به تماشاگر منتقل کنند.
طراحی لباس فرنوش یاری نیز در خدمت جهانبینی اثر قرار گرفته است. رنگهای خاکستری و نزدیک بودن پوشش شخصیتهای زن و مرد، فضایی یکنواخت، سرد و خفقانآور ایجاد میکند؛ فضایی که گویی در آن فردیت شخصیتها زیر سایه ساختارهای قدرت از میان رفته است. این انتخاب هوشمندانه به ایجاد هویتی بصری برای نمایش کمک کرده و احساس فرسودگی و بنبست موجود در جهان داستان را تقویت میکند.
اما آنچه «دیکتهطور» را به اثری قابل تأمل تبدیل میکند، مواجهه صریح آن با مسائل اجتماعی است. نمایش از دل یک خانواده، ساختاری بزرگتر را به تصویر میکشد؛ ساختاری که در آن پدرسالاری نه صرفاً یک ویژگی شخصیتی، بلکه یک نظام تعیینکننده سرنوشت است. پدر خانواده حضوری فراگیر دارد و حتی در غیاب فیزیکی نیز سایه تصمیمات او بر زندگی دیگران سنگینی میکند. این سلطه تنها به کنترل اعضای خانواده محدود نمیشود، بلکه به شکلگیری چرخهای از خشونت و سرکوب میانجامد که نسلهای بعدی را نیز درگیر میکند.
نمایش در کنار این مضمون، به موضوع ازدواجهای اجباری و روابطی میپردازد که اگرچه در چهارچوب سنت و عرف پذیرفته شدهاند، اما در عمل میتوانند مصداقی از اجبار و سلب اختیار باشند. روایت زنانی که قربانی تصمیمات دیگران شدهاند و سرنوشت تلخ دختر جوانی که به دلیل بارداری خارج از چهارچوبهای رسمی با مرگ مواجه میشود، از تأثیرگذارترین بخشهای نمایش است. این لحظات، اثر را از سطح یک درام خانوادگی فراتر میبرد و به نقدی اجتماعی درباره سازوکارهای قضاوت و طرد تبدیل میکند.
همچنین نزاع بر سر ارث و دارایی، لایه دیگری از روابط قدرت را آشکار میکند. در این جهان، مناسبات اقتصادی و منفعتطلبی به تدریج جای عاطفه و اخلاق را میگیرند و روابط خانوادگی را به میدان رقابتی بیرحمانه تبدیل میکنند. نمایش به خوبی نشان میدهد که چگونه طمع و میل به تملک میتواند بنیان خانواده را متلاشی کند و افراد را در برابر یکدیگر قرار دهد.
از منظر کارگردانی، علیرضا معروفی اجرایی سنجیده و مسلط ارائه کرده است. میزانسنهای دقیق، استفاده مؤثر از فضای خالی صحنه، هدایت درست بازیگران و خلق تصاویر ماندگار، همگی نشاندهنده شناخت او از امکانات تئاتر به عنوان رسانهای تصویری و اندیشهورز است. کارگردان تلاش نکرده پیامهای اثر را به شکلی مستقیم و شعاری به مخاطب تحمیل کند؛ بلکه با اتکا به نشانهها و روابط دراماتیک، امکان تفسیر و مشارکت ذهنی را برای تماشاگر فراهم آورده است.
با این حال، نمایش در برخی لحظات به دلیل تراکم بالای مضامین اجتماعی و نمادهای معنایی، خطر سنگین شدن بار مفهومی را تجربه میکند؛ مسئلهای که ممکن است برای بخشی از مخاطبان، ریتم عاطفی اثر را تحت تأثیر قرار دهد. با این وجود، انسجام اجرایی و قدرت تصاویر صحنهای سبب میشود این چالش به نقطه ضعف جدی تبدیل نشود.
«دیکتهطور» در نهایت نمایشی است درباره میراث خشونت؛ درباره تصمیمهایی که نسلها را تحت تأثیر قرار میدهند و درباره قربانیانی که اغلب صدایشان شنیده نمیشود. اثری که با زبانی نمادین اما قابل فهم، مخاطب را به بازاندیشی در مناسبات خانوادگی و اجتماعی دعوت میکند و پس از پایان اجرا نیز همچنان در ذهن باقی میماند. این نمایش نه صرفاً روایتی از یک خانواده، بلکه بازتابی از ساختارهایی است که هنوز در بخشهایی از جامعه امروز حضور دارند و زندگی انسانها را شکل میدهند.
سینماخانه / نویسنده: سهیلا انصاری
نظرات