رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 15 خبر


  • پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵
  • الخميس ۱۸ ربيع ثاني ۱۴۴۸
  • 2026 Thursday 1 October
❖ جانشین؛ تعلیق در گلوگاه صخره‌ها

واکاویِ فرمِ تصویری و اتمسفرِ جنگ در «جانشین»

سینمای جنگ در ایران، پس از سال‌ها درجا زدن در کلیشه‌های تقدیری و روایی، اینک در دورانِ گذار به «ژانرِ پروداکشن» است. «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی، بیش از آنکه بخواهد بستری برای یک قصهٔ کلاسیک باشد، میدانی است برای بازسازیِ تجربه‌ای سخت‌گذر در جغرافیایِ کردستان. فیلم، فراتر از یک بازخوانیِ تاریخی، تلاش می‌کند تا […]

سینمای جنگ در ایران، پس از سال‌ها درجا زدن در کلیشه‌های تقدیری و روایی، اینک در دورانِ گذار به «ژانرِ پروداکشن» است. «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی، بیش از آنکه بخواهد بستری برای یک قصهٔ کلاسیک باشد، میدانی است برای بازسازیِ تجربه‌ای سخت‌گذر در جغرافیایِ کردستان. فیلم، فراتر از یک بازخوانیِ تاریخی، تلاش می‌کند تا با تکیه بر «میزانسن‌های محیطی» و «طراحی آکوستیکِ میدان نبرد»، مخاطب را به درونِ اتمسفرِ خشن و بی‌رحمِ عملیات «نصر ۴» پرتاب کند.

۱. اتمسفر به مثابهِ روایت

بزرگ‌ترین امتیازِ «جانشین»، نه در کلام، که در «ادراکِ بصریِ» آن نهفته است. شامحمدی به خوبی دریافته که در سینمایِ جنگِ امروز، دوربین نباید فقط ناظرِ رویدادها باشد، بلکه باید بخشی از «هراسِ فضایِ درگیری» باشد. قاب‌بندی‌های فیلم در نیمهٔ ابتدایی، با استفاده از دامنه‌های تند و صخره‌های صعب‌العبور، نوعی از «کلاستروفوبیایِ فضای باز» را خلق می‌کند.
فیلمساز در طراحیِ سکانس‌های شناسایی، به جای تکیه بر کنش‌های قهرمانانهٔ نمایشی، بر «سکوتِ پیش از طوفان» تمرکز کرده است. لنزها به درستی روی جزئیاتِ لجستیکی و نحوهٔ استقرار نیروها قفل شده‌اند؛ جایی که دوربین با حرکاتی کنترل‌شده و نورپردازی‌های کنتراست‌دار (به ویژه در سکانس‌های شبانه)، بافتِ خشنِ جنگ را بدونِ نیاز به تمهیداتِ شعاریِ مرسوم، به تصویر می‌کشد. اینجا جغرافیا نه فقط لوکیشن، که یک «اکتورِ اصلی» است که به کاراکترها اجازهٔ خودنمایی نمی‌دهد.

۲. فیزیکِ رزمنده در غیابِ دیالوگ

آرمان درویش در نقش شهید حسین املاکی، بیش از آنکه بارِ کلامیِ اثر را بر دوش بکشد، به دنبالِ «بازنماییِ فیزیکالِ مسئولیت» است. نگاهِ دوربین به او، نگاهی مبتنی بر «مشاهده‌گری» است؛ گویی ما با یک مستندسازیِ بازسازی‌شده روبروییم که در آن، خستگی، تنشِ عضلانی و وزنِ تصمیماتِ استراتژیک بر چهرهٔ بازیگر نقش بسته است.
در این میان، کارگردانیِ شامحمدی به جای غرق شدن در بیانیه‌های صوتی، روی «کنترلِ فرمِ حرکت» تمرکز دارد. رزمندگان در این قاب‌ها، نه پیکره‌هایی حماسی، بلکه انسان‌هایی تکیده و مضطرب‌اند که در میان سنگلاخ‌ها گیر افتاده‌اند. این رویکرد، «جانشین» را از افتادن در دامِ سانتی‌مانتالیسمِ رایج نجات می‌دهد. هرچند که در برخی سکانس‌هایِ شلوغِ نبرد، تمپویِ اثر دستخوشِ آشفتگی می‌شود، اما انسجامِ بصری در بازسازیِ عملیات، همچنان نقطهٔ اتکای اثر باقی می‌ماند.

۳. تقابلِ پروداکشن و بیانیه

یکی از چالش‌های اصلی «جانشین»، مدیریتِ مقیاس است. تقابل میانِ «خلوتِ شناسایی» و «هیاهویِ میدانِ نبرد»، به شکلی محسوس، تفاوتِ لحنِ دو نیمهٔ فیلم را رقم زده است. فیلمساز در بازسازیِ سکانس‌هایِ نبرد، توان فنیِ بالای تیم تولید را به رخ می‌کشد؛ آتش‌باری‌ها، دکوپاژِ میدانِ مین و هماهنگیِ گروه‌های عملیاتی، استانداردهایِ جدیدی از «سینمایِ اکشنِ استراتژیک» را در سینمای ایران به نمایش می‌گذارد.
حضورِ بازیگرانِ نام‌آشنا در نقش‌های مکمل، با وجودِ تفاوتِ وزنِ حضوری‌شان، به نظر می‌رسد صرفاً برای افزودن به ضریبِ دیده شدنِ اثر بوده و در «بافتِ بصریِ» یکدستِ فیلم، وصله‌هایی ناهمگون‌اند. دوربین می‌توانست در مواجهه با این چهره‌ها، جسورانه‌تر عمل کند و آن‌ها را در همان فضایِ واقع‌گرایانهٔ سرد و خاکستریِ کوهستان، حل کند؛ نه اینکه به شکلی جدا افتاده، بر آن‌ها تأکید ورزد.

شکوهِ در قاب

«جانشین» نه یک اثرِ کلاسیک، بلکه یک «سندِ بصریِ مدرن» است. مهدی شامحمدی با پرهیز از گزافه‌گویی‌های مرسوم، به سراغِ مهندسیِ تصویر رفته است. فیلم بیش از آنکه بخواهد «بگوید»، می‌خواهد «نشان دهد». اگرچه اثر در ایجادِ توازن میانِ مقیاس‌هایِ بزرگِ نبرد و لحظاتِ درونیِ کاراکترها گاه دچار سکته می‌شود، اما در نهایت موفق می‌شود «سختیِ کار» و «عمقِ فاجعه» را در قاب‌هایِ سینمایی‌اش تثبیت کند.
«جانشین» گامی بلند در جهتِ فاصله‌گیری از سینمایِ استودیوییِ دهه‌های پیشین است؛ اثری که برای مخاطبِ جدیِ سینما، نه به دلیلِ «شعار»، که به دلیلِ «جسارتِ فنی در طراحیِ جنگ»، دیدنی است.

سینماخانه / حمید عبدالحسینی

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار