رفتن به بالا

اخبار سینما، تئاتر و تلویزیون

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸
  • الإثنين ۲۰ ربيع أول ۱۴۴۱
  • 2019 Monday 18 November
  • یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۸
  • کد خبر : 39885
  • تئاتر
  • چاپ خبر : پاکدل از «خرس» گفت

محمد پاکدل جوان کارگردان نمایش خرس که اخیراً به زبان انگلیسی به روی صحنه رفت در مصاحبه اختصاصی با سینماخانه به شرح این نمایش پرداخت و عنوان کرد: مَلاکی مجرد و میانسال و زن گریز (به واسطه تجربیات گذشته اش) برای وصول طلبش به خانه ی زنی بیوه و تارک دنیا (به خاطر از دست […]

محمد پاکدل جوان کارگردان نمایش خرس که اخیراً به زبان انگلیسی به روی صحنه رفت در مصاحبه اختصاصی با سینماخانه به شرح این نمایش پرداخت و عنوان کرد:

مَلاکی مجرد و میانسال و زن گریز (به واسطه تجربیات گذشته اش) برای وصول طلبش به خانه ی زنی بیوه و تارک دنیا (به خاطر از دست دادن همسرش) وارد می شود که در روند نمایش هر دو با تجربیاتی کاملاً متضاد با شرایط روحی و روانی شان مواجه می‌شوند.

کارگردان نمایش خرس هدف از اجرای نمایش به زبان انگلیسی را اینگونه بیان کرد: باید از دو منظر به این نمایش نگاه کرد؛ زیرا از بدو تصمیم برای اجرای این کار مکرراً چه از جانب همکاران تئاتری و چه از جانب طیف گسترده ای از مخاطبان همواره با آن مواجه بودم و هنوز نیز هستم. از منظر اول که همکاران تئاتری را شامل می شود توضیح آن کمی راحت تر به نظر میرسد (اگر اساساً احتیاج به توضیح باشد!!!!) وقتی امروزه تسلط به زبان انگلیسی برای یک بازیگر/کارگردان/طراح صحنه و غیره، فاکتوری اساسی تعیین کننده و لازم است که به واسطه آن می تواند خود را از محدودیت ترجمه خلاص کند و به منبع گسترده ای از منابع در سطح جهانی دست پیدا کند، چرا از این توانایی تحمیلی در روی صحنه و بخش اجرایی استفاده نکنیم تا به واسطه آن خود را نه فقط از لحاظ نظری بلکه در حیطه عملی نیز آماده و به روز مطابق با استانداردهای جهانی نگه داریم. اما در مورد مخاطبین، من فکر می کنم امروزه وقتی یک مخاطب عام تصمیم می گیرد به تماشای نمایش خرس بیاید از خیلی قبل تر شاید یک دهه قبل چالش خود را با زبان نمایش شروع کرده است، یعنی مناسبات دنیای امروز او را وادار کرده است که به این چالش تن در دهد چون به آن احتیاج دارد. از دیدن فیلم روز مورد علاقه اش که هنوز به واحد دوبلاژ صدا و سیما  نرسیده تا  راه اندازی و کار با تلفن خود، تنظیم و تشخیص انواع پیغامها و اخطارهای آن و یا کار با اینترنت حالا با هر هدفی که به دنبالش می رود، این را هم در نظر داشته باشیم که در تئاتر امروز دیالوگ رتبه سوم را بعد از بدن و میمیک در مقوله بازیگری دارد و عناصر دیگری چون میزانسن، چیدمان، طراحی نور، لباس، صحنه، دکور هر یک به تنهایی و نهایتاً در تلفیق با هم در مقوله کارگردانی نیز وجود دارند که در انتقال پیام نمایشنامه در روی صحنه نقشی اساسی ایفا می کنند.

پاکدل در ادامه از چگونگی رسیدن به حس نمایش و تسلط بازیگران سخن به میان آورد و افزود: ازآنجایی که تئاتر کاری است گروهی و اینکه به شدت معتقدم که این پتانسیل فردی تک تک افراد گروه است که در پردازش و تلفیق  در کارگردانی کیفیت نهایی را تضمین می کند، همواره زمان زیادی صرف انتخاب عوامل و بازیگران می کنم اما در مورد نمایش خرس این پروسه بسیار چالش برانگیز بود و به طبع زمان بیشتری برد، چون موارد انتخاب بسیار محدود بود و از طرفی شدیداً به دنبال ایجاد تعادل بین سواد و تسلط انگلیسی بازیگر و استعداد و تجربه تاتریکال او روی صحنه بودم چرا که این عدم تعادل نه فقط در یکی دو مورد اجراهای داخلی که شاهد آن بودم حتی در جاهای خارجی غیر اورجینال چون فرانسوی/اسپانیایی/هندی و غیره نیز به شدت به چشم میخورد و این بسیار مخرب است چرا که صحنه در هر شرایطی بازیگر می خواهد و نمی شود با توجیه نبودن بازیگر مسلط به زبان انگلیسی، شخصی را صرفاً برای تسلطش به زبان به عنوان بازیگر روی صحنه فرستاد. اما عکس این نیز در اینگونه اجراها اتفاق می افتد که باز درست نیست، یعنی بازیگری با تجربه (و حتما با جسارت) با تسلطی اندک دیالوگ را حفظ می کند و می رود روی صحنه. پس چالش اول انتخاب بازیگر مناسب و حفظ تعادل بود که با لطف خدا با صرف وقت و وسواسی بسیار به انتخاب نهایی رسیدم و چون بررسی های لازم از قبل در نظر گرفته شده بود و بر اساس آن طراحی صحنه نیز انجام و تمرین ها به صورت روتین و منظم انجام شد و از همه مهمتر چون  بازیگران همگی حرفه ای و با تجربه بودند، روند رسیدن به نقش بسیار منطقی پیش رفت که امروز خروجی آن را روی صحنه شاهد هستیم. جا دارد اینجا از فرصت استفاده کنم و از خانم روشنک رضایی مهر و آقای آیت نتاج به عنوان بازیگرانی بسیار با اخلاق، حرفه ای و با استعداد تشکر کنم.

کارگردان نمایش خرس در انتها در مورد پوستر آذرخش فراهانی و همکاری او گفت: آشنایی وهمکاری با آقای آذرخش فراهانی از طریق خانم رضایی مهر صورت گرفت که اتفاقی بسیار خوب و در عین حال غیر قابل پیش بینی بود. نکته شایان ذکر در همکاری با وی به غیر از خود پوسترکه نیازی به تعریف ندارد شیوه کار و اخلاق حرفه ای او است که بسیار مرا و دیگر دوستان را در گروه تحت تاثیر قرار داد. جالب است بدانید ایشان تا فیلم تمرین را ندید و در جریان تحلیل و طراحی صحنه و حتی اجزای دکور قرار نگرفت هیچ قول همکاری به گروه نداد و بعد از آن نیز همچنان پیگیر بود تا محصول نهایی در بهترین شرایط ممکن تولید و تکثیر شود، حالا این همه تعهد و حساسیت حرفه ای را  باید اضافه کرد به اینکه او تمامی این کارها را از کانادا پیگیری می کرد. این همه صمیمیت، همکاری و تعهد از جانب هنرمندی در چنین اشل بالای حرفه ای و بین المللی بسیار جای تقدیر و از آن بیشتر تفکر دارد. بسیار از اینکه افتخار آشنایی و همکاری با وی را پیدا کردم خوشحال هستم و همواره برای ایشان و خانواده هنرمند او آرزوی سلامتی و بهروزی دارم.

این نمایش نوشته آنتون پاولوویچ چِخوف داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجسته روس است. او در زمان حیاتش بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید.

پاکدل در انتها پروسه کلی تمرین نمایش را حدود یک ماه و نیم به شکل فشرده و هر شب حدود چهار ساعت اعلام کرد و با توجه به پیشنهادات و مقبول بودن نمایش بین مخاطبان احتمال تجدید اجرا در آینده وجود دارد.

نخستین نمایش‌نامه چخوف بی‌پدری است که چندان شناخته شده نیست و پس از آن ایوانف. یکی دو نمایش‌نامه بعدی چخوف هم چندان موفق از کار در نیامد تا اینکه با اجرای نمایش مرغ دریایی در ۱۸۹۷ در سالن تئاتر هنری مسکو چخوف طعم نخستین موفقیت بزرگ‌اش را در زمینه نمایش‌نامه‌نویسی چشید. همین نمایش‌نامه دو سال قبل از آن در سالن تئاتر الکساندریسکی در سنت پترزبورگ با چنان عدم استقبالی روبه‌رو شده بود که چخوف در میانه دومین شب نمایش آن، سالن را ترک کرده بود و قسم خورده بود دیگر هرگز برای تئاتر چیزی ننویسد. اما همان نمایش‌نامه در دست بازیگران چیره‌دست تئاتر هنر مسکو، چخوف را به مرکز توجه همه منتقدان و هنردوستان تبدیل کرد. بعدها با وجود اختلافاتی که میان چخوف و کنستانتین استانیسلاوسکی – کارگردان نمایش‌نامه‌های وی پیش‌آمد آثار دیگری از چخوف همچون:دایی وانیا در سال ۱۸۹۹،سه خواهردر سال۱۹۰۱ و خرس نیز بر همان صحنه به اجرا درآمد. عمده اختلاف چخوف و استانیسلاوسکی بر سر نحوه اجرای نمایش‌نامه «مرغ دریایی» بود. چخوف اصرار داشت که نمایش‌نامه کاملاً کمدی است و استانیسلاوسکی مایل بود بر جنبه تراژیک نمایش‌نامه تأکید کند. چخوف نه فقط به ناتورالیسم افراطی استانیسلاوسکی می‌تازد، بلکه همچنین حال و هوای افسرده و غم‌انگیزی را که فکر می‌کرد به نمایشنامه‌اش تحمیل شده‌است، زیر سؤال می‌برد. در آوریل ۱۹۰۴، چخوف، در نامه‌ای به همسرش الگا می‌نویسد: چرا دائماً در پوسترها و روزنامه‌ها، نمایشنامه مرا درام می‌نامید؟ نمیروویچ دانچنکو و استانیسلاوسکی، در نمایشنامه من چیزی پیدا کرده‌اند که مطلقاً به آنچه من نوشته‌ام شباهتی ندارد، و من شرط می‌بندم که هیچ‌کدام از آنها، برای یک‌بار هم که شده، نمایشنامه مرا با شیفتگی، تا به آخر نخوانده‌است. مرا ببخش، اما به شما اطمینان می‌دهم که این عین حقیقت است.

عواملی که در نمایش خرس نقش داشتند به ترتیب: طراح و کارگردان: محمد پاکدل جوان، بازیگران: محمد پاکدل جوان، روشنک رضایی مهر، آیت نتاج، مدیر هنری: علی طهرانچی، مدیر تولید: امیررضا هرمزی، طراح لباس: آتوسا قاضی، طراح دکور: علی سینکی، طراح پوستر: آذرخش فراهانی، طراح بروشور و گرافیک: مهدی رایگانی، مدیر اجرایی: سیپان دولت‌خواه، اجرای دکور: علی سینکی، مازیار رافتی، عکاس: فرشید عباسی، مهدی عمادی، ساخت تیزر و مدیا: رامین نجفی، مدیر صحنه: محمدحسن فرازبخت، اتاق فرمان: امیررضا هرمزی، امور استودیو: امیررضا هرمزی و روابط عمومی: امیررضا هرمزی

نمایش خرس به زبان انگلیسی هم اکنون در مجموعه دیوار چهارم در حال اجرا می باشد.

سینماخانه / عکاس و خبرنگار: پیام احمدی کاشانی

اخبار مرتبط

نظرات



آخین اخبار